دوشنبه ٠٨ خرداد ١٣٩٦

مقالات

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان
توجیه این مدعا که داوری‌های اخلاقی به حوزه امور واقع مربوط می‌شوند، دشوار است؛ لذا تمایز واقع/ارزش گویای این است که اخلاق هنجاری نهایتاً نوعی مراقبه انفسی است که نمی‌توان آن را برحسب صدق و کذب، ارزیابی کرد. از دیدگاه اخلاق پست‌مدرن و برخی نظام‌های اخلاقی اواخر قرن بیستم اخلاقاً نادرست است که ارزش‌ها را امور واقع بدانیم، یا ماهیت گرانبار از ارزشِ اظهارات و داوری‌های ناظر به‌واقع را پنهان کنیم.

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
جامعه دینی جامعه‌ای است که بینش، اندیشه و انگیزه الهی نقش تعین کننده در اعمال، افکار، رفتار و مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی انسان‌ها داشته و به‌تبع آن در ساختارها، نهادها و کارکردهای آن‌ها می‌تواند داشته باشد. اینک که تصویری از جامعه دینی و اسلامی به دست آوردیم ، وارد مرحله پسین و در ضمن اصلی که مربوط به مقوله انتخاب و انتصاب است می‌گردیم. در این مرحله برای اینکه دامنه و قلمرو انتخاب‌ها و انتصاب‌ها را نیک بدانیم و بشناسیم، بایستی نخست به این پرسش کلیدی پاسخ یابید که در جامعه دینی اصل و بنیاد بر انتخاب گذاشته شده است و یا بر انتصاب؟ قاعده و اصل انتخاب است یا انتصاب؟

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
در هرجامعه ای مسائل و موضوعات مختلف ومتنوع مطرح بوده وهرکدام ارزش و جایگاه متفاوتی دارند. واین تفاوت های ارزشی و منزلتی نیز ریشه در مجموعه عوامل متعددی ایدئولوژیکی، ساختاری،کارکردی، راهبردی، معرفتی، اخلاقی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی واجتماعی دارد. انتخاب و انتصاب درهر جامعه وبه ویژه درجامعه دینی از شمار آن دسته مسائلی است که ازتمامی زوایای یادشده اهمیت داشته و می توان بدان نگریست.

حجت الاسلام احمد مروارید - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
اهمیت این پرسش از آن جاست که در صورتی که پاسخ به این پرسش مثبت باشد، وظیفه شرعی نهادهای حکومتی آن است که راه های انجام محرمات شرعی را مسدود سازند. به دنبال این مطلب این پرسش مطرح خواهد شد که اگر برخی ابزارها کارکردهای گوناگونی داشته باشند، و در هر دو راه حلال و حرام قابل استفاده باشند، آیا بر نهاد های حکومتی واجب است که از به کارگیری این ابزارها ممانعت به عمل آورند؟ یافتن پاسخ برای پرسشی که در عنوان نوشتار مطرح شده است، ما را در گام های بعدی بحث یاری خواهد رساند.

غلام احیا حسینی - مطالعات منطقه ای
عصر حاضر را با توجه به ویژگی ها و حوادثی که در آن برای نوع بشر رخ داده است را شاید بتوان عصری قلمداد کرد که در طول حیات انسان در کره خاکی بی سابقه است. سرعت شگفت آور علم و به تبع آن توسعه ی شتابناک ارتباطات و ظهور پدیده اینترنت و گوشی های هوشمند و نیز حرص و طمع سیری ناپذیر انسان¬ها در استثمار و استعمار و به تبع آن بروز جنگ¬های متعدد جهانی و منطقه ای در عصر حاضر و ده ها ویژگی دیگر این عصر باعث شده، تا رابطه و تعامل انسان¬ها با یکدیگر تغییرات وسیعی را در خود ببیند. از مهمترین نتایج این رویدادها ظهور پدیده¬ی مهاجرت است.



  چاپ        ارسال به دوست

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی

عوامل(علل ودلایل) زایش ورویش افراط گرایی اسلامی

 

عوامل(علل ودلایل) زایش و رویش افراط گرایی اسلامی

نویسنده: سیدحسین همایون مصباح

 

بطور کلی عوامل وعلل زیر را درپیدایی  جریان افراطی سلفی در سپهر اسلامی می توان معرفی و موثر دانست:

1-در قرن دوم هجری و پس از آنکه قلمرو جغرافیایی اسلام گسترده و فراخ گردید طبعا جغرافیای فکری واعتقادی آن نیز شاهد تحول بود وتغییراتی را تجربه نمود. از شمار آن ارتباط و تعامل با تمدن ها و فرهنگ هاي دیگر مثل روم، یونان، مصر، هند، چین وفارس و... را می توان اسم برد که نتیجه آن ورود افکار، اعتقادات، آداب و رسوم، مکاتب فلسفی و سیاسی بیگانه درجامعه نوپایی اسلام وبرآمدن پرسش ها ومسائل متنوع و نیز نحله ها و جریان های متعدد کلامی و مذهبی از درون جامعه اسلامی بود. قهرا باید برای چنین   وضعیتی باید تدبیری اندیشید و راه حل ارائه نمود وبه پرسش ها پاسخ گفت؛ آنهم طوری که خلوص واصالت دین آسیب نبیند و همزمان توانایی آن نیز تثبیت وتبیین گردد.درمیان تدابیر وجریانهای متعددی که جهت مدیریت و پاسخ گویی سر برآوردند یکی هم سلفی گرایی بمثابه روش فهم دین و والگوی دینداری بود که با تاکید بر ظواهر الفاظ و ادله نقلی و پرهیز از تاویل وبرگشت به فهم وسیره سلف صالح، گمان داشتند اهداف یادشده را تامین و عملی می سازند.

2- در قرون 14و15قمری/18و19میلادی پس از آنکه تمدن اسلامی روبه افول گذاشت ودامنه جغرافیایی آن به تدریج محدود ومسدودتر گردید وغرب در شبه قاره و مصر پیش روی نموده و مسلمانان را شکست دادند وبامنطق زور و استعمار با مسلمین سخن گفتند ورفتار نمودند. پس ازآن ظهور كمونيسم ماركسيستي وشكل گير انقلاب ها و سيستم هاي سياسي با مركزيت اتحاد جماهيرشوروي{ همچنين چين}و تقويت وحمايت انديشه دين ستيزي از سوي آنها ونيز تصرف وتجاوز به قلمرو زيستي بسياري از كشورهاي اسلامي از سوي رژيم ماركسيستي شوروي. قهرا چنین وضعیتی در جوامع اسلامی و درمیان مسلمانان  تکانه های شدیدی را پدید آورد؛ عقب ماندگی، شکست،استعماروحقارت، احساس هویت یابی را درمیان مسلمان ها زنده کرد وجنبش های فکر ی واجتماعی و سیاسی گوناگونی درواکنش به ایستارنامبرده جهت بیرون رفت از آن شکل گرفتند که ازشمار آنها جریان افراطی سلفی گرایی اسلامی می باشد.

3-دغدغه اجرای شریعت بربنیاد فهم سطحی و ظاهری از آن.

4- پیشرفت دانش وفن آوری های نوین وبه خصوص تکنولوژی ارتباط جمعی پدیده جهانی شدن وشکل گیری نظم جدید جهانی با مرکزیت غرب و آمریکا وسلطه واستعمار نرم از یک سوی. وبرآمدن کیش ها وآئین ها دینی جدید، مکاتب فکری و عرفانی نوین ومهمتر ازهمه شکست پاره از ایدئولوژی های مدرن در رفع گرفتاری های بشریت امروز که وعده آنراداده بودند، بسترو زمینه ای برای ظهور یک ایدئولوژی هویت سازو حیثیت آور را فراهم آورده است. سلفی گرایی اسلامی به گمان آنها چنان خلاء را پر میکند وبه عنوان بدیل کارآمد درمواجهه ومقابله با سلطه غرب عرضه وپیگیری آن ضروری می نماید.(شحاده ،2010، ص191-192) از اینروی بیشتر جریان های سلفی بر بنیاد مفاهیم عملی مانند تولی وتبری،جهاد(جهاد دفع و جهاد طلب و به خصوص دومی) و طاغوت اصناف وگروه های اسلامی اعم سنی وشیعه که مبارزه مسلحانه را درمقابل سلطه طاغوتی غرب انتخاب ننموده وبدان عمل نمی کنند و برعکس راهبرد گفت وگو را جهت حل مسائل پیش گرفته اند تکفیر می نمایند. مثلا ابو مصعب زرقاوی از سلفی های عراق به تبع استادش ابو محمد مقدسی درکنار آمریکای ها، کردهای عراق به رهبری طالبانی و بارزانی وشیعیان راکافر می خوانند:«ثلاثی الکفر والمکر فی ارض الرافدین: اولهم: الامریکان... ثانیهم: الاکراد...یقودها العمیلان(الطالبانی والبرزانی) وثالثهم: الرافضه عدوه اهل السنه...»(شحاده ،مروان ، 2010، ص101)

5- عامل بسيار مهم و تعيين كننده بين المللي و در ضمن آكادميك همانا درايش و پيش روي موج مدرنيسم درابعاد و مولفه هاي فكري( عقل گرايي خود بنياد بشري، علم گرايي، سكولاريسم و انسان گرايي سكولار ) وعملي آن( صنعتي شدن، شهر نشيني، سرمايه داري، نظامي گرايي) واجراء وبرگيري نسخه مقلدانه اش در كشورهاي اسلامي در قلمرو هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، و حقوقي- قضايي تغييرات و تحولاتي را به همراه داشته و انتظار وقوع آن مي رفت كه با سنت وفرهنگ ديرينه آنجاها ناسازگار ودرتعارض قرار دارد.چنين نا همساني و ناسازگاري زمينه وانگيزه بازگشت به اسلام را بمثابه اعتراض وواكنش ونيز نسخه درمان وشفا بخش فرهنگي درمواجهه با موج نامبرده مدرنيسم را زنده وبازسازي مي كرد كه يكي از مدل هاي مواجهه ودرمان به شكل افراطی سلفي گرايي اسلامي نمودار گرديد. فرق اين عامل با قبل(عواملي كه در شماره 4 بازگو شدند) اين است كه درآنجا گويا الگو ها ومكتب هاي غربي درتحقق وتأمين مدعيات ووعده هايشان براي بشريت امروز مثل: امنيت عمومي، عدالت همگاني، رفاه، كرامت انساني، توسعه و پيشرفت و.... ناتوان و ناكارآمد بوده اند وبه شكست انجاميده اند. طبعا  نياز به نسخه، مدل و روش جايگزين و كارآمد مي باشد واسلام افراطی سلفي بمثابه يكي از جايگزين ها طرح ودنبال گرديده است. امادر اينجا( عامل 5) سخن از شكست نيست، بلكه مدرنيته غربي توانسته آنچه را كه مي خواسته و لازمه خصوصيات وكاركردش در ساحات مختلف زيستي واجتماعي است عرضه وعملي بسازد و ليكن اين محصول با ذائقه و هاضمه باور ها وارزش هاي مسلمانان و كشورهاي اسلامي نمي سازد از اينروي واكنش  نشان مي دهند و سلفي گرايي اسلامي بمثابه يكي از پاسخ هاي بازدارنده وپس زننده و نه مدل جايگزين ظهور پيدامي كند. بنابراين اين دوعامل يكسان نيست وباهم متفاوت مي باشند از اينروی هركدام مستقل بازگو شدند.        

6- قطب بندی، تنش ها، منافع راهبردي و ایستار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ومذهبي کشور های اسلامی(عربستان، قطر، ايران، مصر، پاكستان، تركيه) ونیز منافع امنیتی، سیاسی و اقتصادی قدرت های بین الملی واستكباري به خصوص آمريكا ومتحدين او در این جغرافیا، مستلزم حضور یک جریان بازدارنده وتامین کننده منافع یادشده بازیگران منطقه ای و بین المللی است از اینروی وجود جریان افراطی سلفی گرایی اسلامی در چارچوب اینگونه ساختارها وسیاست ها معنا پیدا میکند. موضع گيري نرم وحمايت گرانه آمريكا و عربستان در مواجهه با جريان هاي افراطی سلفي در افغانستان، سوريه، مصر وعراق شاهد اين واقعيت مي باشد. به تعبیردیگر سلفی گرایی محصول سیاست های خارجی عربستان وتا حدودي قطر درمنطقه و همینطور بازی ورقابت قدرت های بین المللی دراین قلمرو می باشد. العدراوی پژوهشگر امورسلفی وبنیادگرایی می گوید: « ظهور جنبش های سلفی ماحصل سیاست خارجی عربستان است؛ آنها در حقیقت ابزار سیاست خارجی عربستان درکشورهای عربی واسلامی هستند..»(العدراوی،1391،)[1]    

سمیر امغار نویسنده کتاب «سلفی گری معاصر؛جنبش های فرقه ای درغرب» ونیز «آنتوان بسبو» رئیس مرکز نظارت کشورهای عربی در پاریس براین باورند که عربستان سعودی  تأمین کننده و حامی مالی، سیاسی و اعتقادی بیشتر جریان ها و گروه های سلفی به ویژه صورت وهابی آن درکشورهای عربی و اسلامی می باشد. 

7- بدون ترديد همانطوريكه در پيدايي اين پديده عوامل بيروني و بين المللي ومنطقه اي درگذشته و به خصوص زمان حال ومعاصر نقش و سهم داشته ودارند، علل وعوامل دروني وداخلي نيز نقش بسيار پررنگ وتعيين كننده دارند. از نيمه هاي قرن 20 به اين سوي( دهه دوم قرن21 الي...) عوامل وزمينه هاي  مهم داخلي دركشورهاي اسلامي كه رويش، استمرار، سياليت و تشديد فعاليت هاي افراطی سلفي گرايي اسلامي را  فراهم آورده اند عبارتند از :

  • از نظر اقتصادي فقر، بيكاري، توسعه نايافتگي وعقب ماندگي.
  • از نظر اجتماعي نابرابري در فرصت، منزلت وموقعيت هاي اجتماعي ونيز فقدان وضعف اجتماعي سازي هنجارهاي چون آزادي، عدالت، حقوق ،مسئوليت پذيري همگاني، پيشرفت و تحرك اجتماعي مدارا  وديگر پذيري.
  • از حيث فرهنگي عقده تحقير وتوهين دراز مدت و تقويت حس هويت يابي وسازي بر بنياد ميراث گذشته.
  • در بعد سياسي استبداد سياسي و خودكامگي رهبران و نيز موروثي وخانواده گي شدن قدرت سياسي جامعه.

سودربرگ سرچشمه افراط گرایی اسلامی را دررکود وفساد اقتصادی واستبداد سیاسی دولت های اسلامی میداند که موجب روی آوردن جوانان ومردم به افراط سلفیت و بنیادگرایی می شود.(سودربرگ، 2003، 163)

پویش های جامعه شناختی محرومیت های اجتماعی، فقر همیشگی، فساد و فامیل بازی را در حوزه های مختلف زیستی واجتماعی و به خصوص سیاسی عامل و زمینه رشد و گسترش افراط گرایی اسلامی می دانند.(احتشامی،1384، 25)  

فوکویاما بیشتر بر محدودیت ها و عدم آزادی های سیاسی تاکیددارد وآنرا عامل زایش وگسترش افراط گرایی و سلفیت در کشور های اسلامی عربی می داند.(فوکویاما، 2002، 2، 34-38، 114)

  • از حيث مذهبي درگيري، تنش و فرقه گرايي خشن مذهبي.

8- مواد و نظام آموزش سنتي رسمي و غير رسمي ديني و مذهبي در پاره اي از مدارس ومراكز كشورهاي اسلامي معرف آموزه ها و انديشه هاي است كه به خشونت وافراط گرايي فكري و رفتاري مي انجامد و يا اين فرايند را ياري مي رساند. مثل  اينكه مدنيت، علم، فرهنگ وجامعه غربي را جاهليت، كفر، نجس و دشمن ذاتي اسلام ومسلمانان معرفي وآموزش مي دهند وآنرا بمثابه يك باور و حقيقت در ذهن وروان دانش آموزان نهادينه مي سازند، درست شبيه كاري كه برخي از رسانه هاي غربي بر عليه اسلام و مسلمان انجام مي دهند. طبعا برايند اجتماعي اينگونه آموزشها و پرورش ها نفرت وافراط بيش نخواهد بود.

9- برخی براین باور اند که یکی از عوامل افراط سلفی گرایی این است که غالبا ومعمولا رهبران این جریان ها وگروه ها تحصیلات دینی تخصصی و سطح بسیار بالا ندارند، بلکه از تحصیلات وآگاهی عمومی  وسطح پائین دینی برخوردار می باشند. از اینروی به راحتی در دام فهم وخوانش های افراطی و تندروانه و خشونت گرایانه دینی-مذهبی قرارمی گیرند مثل بن لادن، ایمن الظواهری، زرقاوی، ابوبکر بغدادی، ملا عمر و....  

10- يكي ديگر از عوامل وعلل داخلي تاثير گذار و قابل تأمل در زايش ورويش سلفي گرايي اسلامي پاره اي ازآموزه ها، قضايا وگزاره هاي موجود درمنابع ومتون ديني- اسلامي وبه وي‍‍ژه فهم وتفسير نادرست وافراطي از آنها مي باشد. البته اين قضايا و گزاره ها دو صورت وسيما دارند وبه دوصورت به اين امر مي انجامد؛ يكي نامعتبر، جعلي، وارداتي، تصحيح و تصفيه ناشده اند. ودوديگري معتبروموثق اند اما كج فهمي و تفسير نادرست و نامعتبر از آنها انجام گرفته است. رهيافت هردو به سلفي گرايي انجاميده وآنرا ياري نموده است.مانند:

10-1- در منابع ديني(قرآن وسنت) برقطعيت گرايي و يقين طلبي تاكيد فراوان رفته است وبرعكس از گمان و ظن بر حذر داشته است. به تعبير ديگر گفتار و رفتاري كه برخاسته و برساخته علم و يقين نباشد معتبر و محترم نيستند؛ چون راهزن حقيقت اند.« وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا »(يونس/ ٣٦)، « وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكَاءَ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلا يَخْرُصُونَ» (يونس/ ٦٦)،« وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الأرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلا يَخْرُصُونَ» (انعام/ ١١٦)

 اين آموزه و دستور در نزد افراد وگروهي به معناي نفي اعتبار واحترام به هرگونه منبع وروش معرفت وشناخت بشري ونيز انكار ذومراتب بودن آگاهي و علم تعبير وباور شده است و تنها بر ظاهر وحي تاكيد وتصديق رفته است.

10-2- در برخي از احاديث مذمت عقل انساني و عدم اعتماد به آن حضور ونمود دارد كه برايندش تقبيح وطرد تدبر و تفكر در هستي و به خصوص قلمرو اعتقاد، ايمان وعمل ديني وتمام سازوكارهاي عقلي وعقلاني در فرايند فهم واجتهادديني مي باشد.

«وَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَبْعَدَ مِنْ عُقُولِ الرِّجَالِ عَنِ الْقُرْآن»(حرالعاملي، وسائل الشيعه، ج27، 1409ق، ص203)‏

10-3- پست و نجس دانستن غير مسلمان يعني كفار درمنابع اسلامي مشهود است.« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ..» (توبه/ ٢٨) تا جايكه در تفكر اسلامي وفقهي يك از نجاسات را كفر يا كفار مي دانند و قلمرو آنرا وسعت داده كه همه كفار اعم از كتابي و غير كتابي را شامل مي شود واز حيث معنايي نيز نجاست وپليدي را همسان و برابر با اعيان نجسه خوانده اند« إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ: اين است و جز اين نيست كه مشركان نجس هستند. ابن عباس گويد: اعيان نجسه‏اند مانند سگ و خوك.... يكى از نجاسات، كافر است به تمام اقسام و اجماع بر آن مستفيض بلكه متواتر است به دليل آيه شريفه. ... تفسير ابن عباس با قرب زمان به نزول آيه، شاهد مدعا باشد كه كفار مانند نجاسات عينيه‏اند منتها خاصیت زائد بر ساير نجاست دارند و آن منع دخول آنان است در مسجد حتى در حال خشكى و نداشتن رطوبت مسريه به خلاف ساير نجاسات. يا آنكه كفار نجاست عينيه و نجاسات حكميه دارند و تنافى و مانعة الجمع نباشد....»(حسيني، تفسير اثناعشري ج5،1363، ص55-56)

10-4- در دستورات و آموزه هاي اسلامي درستي و حقيقيت در اسلام وبرابر با آن  دانسته ومعرفي شده است وياحداقل كمال و تمام حقيقت دراسلام وقرآن متمركز و متبلور است و همه نيازمنديهاي بشر درقرآن بيان  وپاسخ داده شده است. بنابراين دين وآئيني جز آن نادرست و پذيرفتني نيست.« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ...»(آل عمران/19)،« « أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» (آل عمران/ ٨٣)، « وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ» (آل عمران/ ٨٥)

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ الْمُنْذِرِ عَنْ عُمَرَ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَدَعْ شَيْئاً يَحْتَاجُ إِلَيْهِ الْأُمَّةُ إِلَّا أَنْزَلَهُ فِي كِتَابِهِ وَ بَيَّنَهُ لِرَسُولِهِ ص وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ حَدّاً وَ جَعَلَ عَلَيْهِ دَلِيلًا يَدُلُّ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ عَلَى مَنْ تَعَدَّى ذَلِكَ الْحَدَّ حَدّا(كليني،الكافي ج1، 1365، ص59)

10-5- در احاديث آمده است كه تنها يك فرقه از ميان فرقه ها ومذاهب فراوان اسلامي رستگار وبهشتي مي باشد و بقيه همه گمراه باطل و سزاوار جهنم اند. منتهي هرفرقه اي خود را مصداق نجات يافته وديگران را باطل مي خوانند:« ابن حنبل، مسند ج2، بيتا، ،ص ۳۳۲)[2]

10-6- فروترنگري(جنسي، جنسيتي، حقوقي) زن نسبت به مرد در برخي ازآيات و احاديث بازتابيده است. مثل آيات:« يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأنْثَيَيْنِ »(النساء/ ١١)،« الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ »(النساء/ ٣٤)، «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (بقره/ ٢٢٨)،«وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأخْرَى»(بقره/ ٢٨٢)،« أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ» (زخرف/ ١٨)

ودر احاديث نيز آمده است مثل اينكه در متن وصيت رسول الله(ص) به علي (ع)نيز بازتابيده است كه فرمود: «يا علي ليس علي النساء جمعه ولا جماعه....ولاتولي القضاءولا تستشار»(صدوق، من لايحضره الفقيه،ج4، 1404ق،364،حديث5762)

روايت كه ابوهريره از رسول الله (ص) نقل مي كند كه حضرت فرمود:«....إذا كانت أمراؤكم شراركم واغنياؤكم بخلائكم واموركم الي نسائكم فبطن الارض خير لكم من ظهرها» (ترمذي،سنن ترمذي،ج3 ،1403ق،361، حديث 2368)

10-7- احاديثي كه ظواهر ادله ومنابع ديني را حجت ومعتبر مي داند وفرا وفرو رفتن درآن را جزء براي خداوند وبربنياد باور گروهي از مسلمانان جزء انسان هاي برگزيده ومعصوم كه راسخون اند، نه تنها جايز ندانسته بلكه  ناممكن مي داند.(وما يعلم تأويله الا الله والراسخون في العلم.)(كليني،الكافي ج1، 1365، 213)

10-8- جهاد با نفس و پليديها و جهاد باكفار و دشمن توحيد در اسلام يك آموزه اصيل وضروري مي باشد. همچنين جهاد ابتدايي يا همان طلب يعني جهاد براي موحد و مسلمان ساختن كفار و مشركين در زمان حيات پيامبر(ص). اما پس از حيات رسول الله(ص) جهاد دوصورت وسيرت پيداميكند؛ يكي جهاد تدافعي يا دفاع وآن هنگامي است كه قلمرو زيستي، جغرافياي واعتقادي مسلمانان و اسلام از سوي كفار مورد تهاجم وتجاوز قرار مي گيرد، كه دراين صورت دفاع بر همگان واجب مي باشد. اين صورت از جهاد نيز مورد قبول همه است.

دوديگر جهاد طلب يعني جنگيدن با كفار و مشركين براي اسلام آوردن. اين صورت مورد اختلاف فرق اسلامي مي باشد. جمعي و گروهي اين نوع جهاد را پس از پيامبر(ص) ودرزمان فعلي نيز واجب كفايي و يا عيني مي دانند وادله اي قرآني و حديثي نيز براي آن بيان مي كنند وآنر يك باور واصل ضروري اسلام مي خوانند.(شيخ علي الرملي، شرح علي الدررالبهيه-كتاب الجهاد؛الفرق بين جهادالطلب وجهادالدفع- شبكه الدين القيم: http://www.alqayim.net) وبه اين بهانه واهي وفهم نادرست هرگونه خشونت، كشتار جمعي، خشونت عليه انسانيت راجايز وانجام ميدهند. چنانكه جريان هاي تكفيري(طالبان، داعش، بوكوحرام و...) درافغانستان، عراق، سوريه، نيجريه... مرتكب شده اند.

توقف وتمركز بر ظواهر چنين آموزه ها وگزاره ها وتفسير وفهم غير ارگانيك وجزيره اي وسطحی آنها بدون توجه به مقاصد اصيل، عقلی و عقلانی شریعت اسلام که در حراست وحمایت از عقل و دین وجان و عرض وکرامت ومال  وعدالت وآزادی وحقمندی ومسئول بودن....تبلوروتجسم ونموددارند: (بقره/38، 178-179،188، 193، 217، 256، 272، 279)،(یونس/ 99)،(مائده/105، 79-78، 8،6)،(توبه/31، 71، 73)،(انبیاء/107)،(انعام/82، 151)،(نساء/160،29،5)، (آل عمران/19،85،134،20،104)،(نور،54)،(حشر/7)،(حج/78)،(اسراء/15،70)،(غاشیه/21،22)،(ق/45)،(نحل/125)،(مومنون/52،115)،(منافقون/9)، (عنکبوت/46)،(کهف/29)،(روم/30)،(هود/118-119)،(انفال/60-61)  ونيز آيات و روايات فراوان، صريح و تبيين كننده كه درآنها زنده نمودن يك انسان برابر احياء همه آدميان وميراندن وكشتن يك فرد برابر با قتل همه انسان ها دانسته و باورشده است:« مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» (المائده/ ٣٢). و عدالت خواهی ،خردورزي،آزاد اندیشی، تفكر و تدبر درهستي و دين وقرآن(تکوین وتشریع) امتياز وارزش بلند انساني خوانده شده است.«قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الألْبَابِ»( زمر/٩)،« قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلا تَتَفَكَّرُونَ» (انعام/٥٠)،(نحل/76)،(غافر/58)، (بقر/44)،(حدید/17). و

«  امام صادق عليه السّلام فرمود: فهم دين لباس ايمان است و بردبارى لباس فهم دين و مدارا لباس بردبارى و نرمى لباس مدارا و آسان گيرى لباس نرمى است.»(طوسى،  امالى،ج1 ،1388، 409) راه تعرف وتقرب به خداوند متعال به اندازه ظرفیت ها وبه تعداد نفوس آدمیان مشروعیت ومقبولیت دارد.

اسلام را عامل دانایی و توانایی، توسعه ورشد، یقین واستواری، زیبای ورستگاری... جان وجهان آدمی می داند درصورتی که به تدبر و تفکر، تأمل و تحقیق، آموزش و فهمیدن، اندیشه واندیشیدن بپردازد و به  آنها اعتماد و احترام بگذارد واز طریق آنها به اسلام و دین برسد، نه اینکه به تحجر و تجمد، تقلیدو تظاهر پناه برده ودرسایه اینها پنهان و متوقف گردد. «خداوند اسلام را عزّت قرار داد براى كسى كه دوستدارش باشد، صلح و سلامتى براى كسى كه داخل آن شود، پيشواى كسى كه به آن اقتدا كند، زينت براى كسى كه خود را به آن بيارايد، ذخيره براى كسى كه آن را دين خود قرار دهد، .... ، دليلى محكم براى كسى كه آن را بياموزد، نور براى كسى كه آن را وسيله روشنى خود قرار دهد،... علم براى كسى كه آن را در قلب خود جاى دهد،... مايه حلم براى كسى كه آن را مورد تجربه و آزمايش قرار دهد، و شفاء و تعقّل‏ براى كسى كه تدبّر و تفكّر نمايد، فهم براى كسى كه زيركى كند، يقين براى كسى كه فكر كند، بصيرت براى كسى كه قصد آن را كرده باشد»( هلالى، اسرار آل محمد عليهم السلام، بي تا، 264)

راستی وصداقت،مدارا ومسئولیت پذیری، خدمت وخوشرفتاری بامردم از هر رنگ وزبان ونژاد وصنفی که باشند کمال اسلام را رقم می زند وزندگی را زیبا و شاداب نموده ومسئولیت ورسالت پیامبر(ص) و رهبران جامعه را می سازد و کارآمدی و مشروعیت را تضمین میکند و..: «ابو حمزه ثمالى مى‏گويد: شنيدم كه امام باقر عليه السّلام مى‏فرمود: چهار چيز است كه در هر كس باشد اسلامش كامل مى‏گردد و بر ايمانش يارى مى‏شود و گناهانشان پاك مى‏گردد و در حالى پروردگارش را ملاقات مى‏كند كه از او راضى است و اگر از سر تا پا غرق در گناه باشد خداوند والا گناهانش را فرو مى‏ريزد و آن چهار چيز: وفادارى به آنچه خداوند بر عهده او نهاده است  و راستگويى با مردم و خجالت كشيدن از  آنچه در نزد خدا و مردم ناخوشايند است و خوش‏رفتارى با خانواده و مردم.»(طوسى، امالى ،ج1، 1388  ،409). اماصادق می فرماید جبرئیل نزد پیامبر آمد وگفت: ای محمد پروردگارت تورا سلام می رساند میگوید با خلقم مدارا کن«ویقول لک دار خلقی»(كليني،الکافی ج2، بيتا، 116-117،حدیث 2) ورسول گرامی اسلام خود فرموده است:« أمرنی بمداره الناس کما امرنی باداءالفرائض»(كليني ،الکافی ج2، بيتا، 117،ح4) وهمو می فرماید: خوشرفتاری ومدارا  زینت می بخشد وخشونت وافراط زشت می گرداند «ماوضع اللین والرفق علی شیء الا أنه زانه وما وضع الخرق والحده علی شیء الا شأنه»(كليني، الکافی ج2، بي تا، 119 ،ح6)

وعدالت، آزادي،كرامتانساني،مسئولیت پذیری، سلامتوامنيت،مدارا ومحبت، پيشرفت وتكامل، رفاه وآباداني، دانايي وتوانايي ودرمجموع تمامي مواهب زيستي وحيات پاكيزه وطيب چونان نعمت وهديه الهي  حقوق مسلم  وضروري  همه آدميان پذيرفته شده، وراه وروش دست يابي به آنها كه همانا «عمل صالح» مي باشد« مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ »(النحل/٩٧) بدون هرگونه تبعيض جنسي و جنسيتي، زباني ونژادي، اقتصادي واجتماعي و... برروي همگان گشوده وباز است..... ، عامل زايش و تقويت كننده افراط ديني و سلفي گرايي تكفيري مي باشند.

11-  برفراز شدن وتوفيق تجربه اسلام سياسي در ايران نتايج و بازخورد ها چندگانه  در سطح بین المللی و در قلمرو کشور ها و حوزه های فرهنگی جهان اسلام داشته است که پاره ای آنها نمودار سلفی گرایی و افراطیت می باشند ودر اینجا تنها بر آنها متمرکز می گردیم:

یک-اسلام سیاسی بازنمود ومعرف اسلام عقلانی، انسانی، عادلانه وکارآمد درتأمین حقوق و نیازمندی های بشر امروز. که این سیما بمثابه رقیب و جایگزین ایدئولوژی های دست ساخته بشری به خصوص لیبرالیسم غربی نمایان ونموده شده است. طبعا غرب جهت سرکوب و شکست دادن اين رقیب توانمند، برنامه و پروژه کلانی را ترسیم واجرایی باید بکند که بخش عمده این پروژه تخریب ازدرون است. بدین منظور ارائه تصویر افراطی وخشونت بار از اسلام سیاسی از طریق ساختن ویا حمایت نمودن از جریانهای با چنین شناسنامه وکارنامه افراطی، بهترین گزینه ای تاکتیکی و راهبردی به شمار می رود.

 دو-اسلام سیاسی درمراحلی روحیه انقلابی گری را به همراه داشته است وهنگامی که این روحیه همچنان ثابت بماند و به نظام، فرهنگ، جامعه وتمدن سازی دگر نشود زمینه وبستر فعالیت ها، رفتارها وباور های تند و افراطی وسلفی را فراهم و مهیا می سازد.

سه- برآمدن وشکل گرفتن جریانی داخلی که نمایندگی از اسلام ضد سیاسی بر بنیاد عوامل اعتقادی و فهم خاص از منابع دینی می نماید. طبعا نوع وگونه ای از استمرار وفعالیت این جریان در سیمای وقالب افراط و سلفی گرایی نظری یا عملی ویا هردو می باشد.

   یاد کرد این نکته لازم است که نقش و جایگاه عوامل یادشده در برهه ها و بازه های زمانی متغییر می باشد وبا توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی پاره ای آنها  تعین کننده وبرجسته تر می گردد مثل اینکه  عامل 4و5 نقش بیشتر در رویش وپویش سلفی های معاصر دارد.

منابع

فارسی

1-    احتشامی،انوشیروان(1384)، بنیادگرایی اسلامی و اسلام سیاسی، ترجمه محسن ثلاثی، نشریه علوم سیاسی، سال 5/ ش18/1384.

2-    ترمذي،محمدبن عيسي(1403ق)، سنن ترمذي،ج3، ابواب الفتن، باب شش،حديث 2368، بيروت-دارالفكر.

3-    حرالعاملي، محمد بن حسن(1409ه )، وسائل الشيعه ج27، قم-موسسه آل البيت.

4-    حنبل، احمد بن حنبل(بيتا)، مسند ج2، 297، بيروت-دارصادر.

5-     شحاده،مروان(2010)، تحولات الخطاب السلفی؛ الحرکات الجهادیه حاله دراسه(1990-2007)، بیروت-الشبکه العربیه للابحاث والنشر.

6-    صدوق،محمدبن علي( 1404ق)،من لايحضره الفقيه ج4، باب النوادر،حديث 5762، قم-جامعه مدرسين

7-    طوسي،محمدبن حسن(1388)،الامالي،ج1، قم-انديشه هادي، چاپ اول.

8-    كليني،محمد بن يعقوب(1365)، الكافي، ج1، باب الرد الي كتاب والسنه،حديث 2،تهران-دارالكتب الاسلاميه.

9-    همان منبع، ج2،باب المداراه ح2و4 ونيز كتاب الايمان والكفر، باب الرفق ح6.

انگلیسی

1-Soderberg,Nancy E(2003),’’Meeting the challenges of islamic fundamentalism’’ American foreign policy interest;Vol:25.p:163-164.

2-Fukuyama francis & Samin Nada(2002)’’Can any Good of RadicalIslam” Commen Tray,proquest Social Science Journal.vol:114,2,34-38.

سایت

1-    العدراوی، خطر سلفی های برای خاومیانه:

www.islamtimes.org.سه شنبه 21شهریور 1391.

 


[1]- www.islamtimes.org

[2]-ونيزرك:النیسابوری،المستدرك ج ۱، بيتا، ص ۱۲۸و6. ونيز رك: الطبراني،المعجم الکبیر،ج ۱۸ ص ۷۰

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است .


٠٩:٤٦ - چهارشنبه ٢٣ فروردين ١٣٩٦    /    شماره : ٨٤٥٣٧    /    تعداد نمایش : ٤٠


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7579
 بازدید امروز : 113
 کل بازدید : 44389
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/8125