دوشنبه ٠٨ خرداد ١٣٩٦

مقالات

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان
توجیه این مدعا که داوری‌های اخلاقی به حوزه امور واقع مربوط می‌شوند، دشوار است؛ لذا تمایز واقع/ارزش گویای این است که اخلاق هنجاری نهایتاً نوعی مراقبه انفسی است که نمی‌توان آن را برحسب صدق و کذب، ارزیابی کرد. از دیدگاه اخلاق پست‌مدرن و برخی نظام‌های اخلاقی اواخر قرن بیستم اخلاقاً نادرست است که ارزش‌ها را امور واقع بدانیم، یا ماهیت گرانبار از ارزشِ اظهارات و داوری‌های ناظر به‌واقع را پنهان کنیم.

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
جامعه دینی جامعه‌ای است که بینش، اندیشه و انگیزه الهی نقش تعین کننده در اعمال، افکار، رفتار و مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی انسان‌ها داشته و به‌تبع آن در ساختارها، نهادها و کارکردهای آن‌ها می‌تواند داشته باشد. اینک که تصویری از جامعه دینی و اسلامی به دست آوردیم ، وارد مرحله پسین و در ضمن اصلی که مربوط به مقوله انتخاب و انتصاب است می‌گردیم. در این مرحله برای اینکه دامنه و قلمرو انتخاب‌ها و انتصاب‌ها را نیک بدانیم و بشناسیم، بایستی نخست به این پرسش کلیدی پاسخ یابید که در جامعه دینی اصل و بنیاد بر انتخاب گذاشته شده است و یا بر انتصاب؟ قاعده و اصل انتخاب است یا انتصاب؟

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
در هرجامعه ای مسائل و موضوعات مختلف ومتنوع مطرح بوده وهرکدام ارزش و جایگاه متفاوتی دارند. واین تفاوت های ارزشی و منزلتی نیز ریشه در مجموعه عوامل متعددی ایدئولوژیکی، ساختاری،کارکردی، راهبردی، معرفتی، اخلاقی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی واجتماعی دارد. انتخاب و انتصاب درهر جامعه وبه ویژه درجامعه دینی از شمار آن دسته مسائلی است که ازتمامی زوایای یادشده اهمیت داشته و می توان بدان نگریست.

حجت الاسلام احمد مروارید - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
اهمیت این پرسش از آن جاست که در صورتی که پاسخ به این پرسش مثبت باشد، وظیفه شرعی نهادهای حکومتی آن است که راه های انجام محرمات شرعی را مسدود سازند. به دنبال این مطلب این پرسش مطرح خواهد شد که اگر برخی ابزارها کارکردهای گوناگونی داشته باشند، و در هر دو راه حلال و حرام قابل استفاده باشند، آیا بر نهاد های حکومتی واجب است که از به کارگیری این ابزارها ممانعت به عمل آورند؟ یافتن پاسخ برای پرسشی که در عنوان نوشتار مطرح شده است، ما را در گام های بعدی بحث یاری خواهد رساند.

غلام احیا حسینی - مطالعات منطقه ای
عصر حاضر را با توجه به ویژگی ها و حوادثی که در آن برای نوع بشر رخ داده است را شاید بتوان عصری قلمداد کرد که در طول حیات انسان در کره خاکی بی سابقه است. سرعت شگفت آور علم و به تبع آن توسعه ی شتابناک ارتباطات و ظهور پدیده اینترنت و گوشی های هوشمند و نیز حرص و طمع سیری ناپذیر انسان¬ها در استثمار و استعمار و به تبع آن بروز جنگ¬های متعدد جهانی و منطقه ای در عصر حاضر و ده ها ویژگی دیگر این عصر باعث شده، تا رابطه و تعامل انسان¬ها با یکدیگر تغییرات وسیعی را در خود ببیند. از مهمترین نتایج این رویدادها ظهور پدیده¬ی مهاجرت است.



  چاپ        ارسال به دوست

غلام احیا حسینی - مطالعات منطقه ای

گذری بر پروژه ی مهار انقلابی گری مسلمانان افراطی

گذری بر پروژه ی مهار انقلابی گری مسلمانان افراطی

غلام احیا حسینی

قرن بیستم و دو دهه ای که از قرن بیست و یکم گذشته است یکی از پرتلاطم ترین دوران حیات تمدن اسلامی به شمار می آید. ظهور و بروز انقلابها و جنبشهای اسلامی، ظهور دولتها و حکومتهای مسلمان و حوادث بسیار تأثیرگذار همچون ظهور احزاب و جنبشهای اسلامی همچون اخوان المسلمین، شکست اعراب از اسرائیل، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حادثه یازده سپتامبر و  ده ها شاهد مثال دیگر این ادعا را به واقعیت نزدیک می کند. اما شاید دو دهه اخیر به سبب ظهور جنبشهای افراطی، سهم مهمی در مطالعات پیرامون جهان اسلام را به خود اختصاص داده است.

نتیجه و برآیند تفکرات تئوریسین های جنبشهای اسلامی نظیر سید قطب و مودودی و اسلاف و اتباع آنها، پتانسیل فراوانی را در  جهان اسلام برای انقلابی گری بوجود آورده بود. اتاقهای فکر و هسته های اندیشه در سازمانهای امنیتی دول غربی برای مهار این پتانسیل راه حل های گوناگونی را آماده کرده و برخی از آنها را نیز اجرا کرده اند. آزاد کردن این پتانسیل در درون جهان اسلام به گونه ای که کشورهای مسلمان و خود مسلمانان در نوک حمله ی این پتانسیل قرار گیرند از برنامه هایی است که به خوبی در کشورهای جهان اسلام و به خصوص در منطقه خاورمیانه در حال اجرا است. در سلسله نوشتارهایی به بررسی برخی از نمودهای این پروژه که از آن با عنوان پروژه مهار انقلابی گری در جهان اسلام یاد می شود، پرداخته خواهد شد. در بخش نخست به سازمان القاعده پرداخته ایم:

بخش اول: القاعده - گذشته، حال، آینده

همانگونه که در یادداشتهای مربوط به سید قطب به آن اشاره شد، با اشاعه تفکرات سید قطب گروه هایی با پیروی از افکار او در جهان اسلام بوجود آمدند. یکی از این گروه ها که در سالیان نه چندان دور -پیش از ظهور گروه داعش،- به تیتر اول بسیاری از خبرهای حملات تروریستی و دغدغه بسیاری از کشورها تبدیل شده بود، سازمان موسوم به القاعده بود که به عنوان یکی از فعال ترین گروه های افراطی در تاریخ جنبشهای اسلامی به شمار می رود.

القاعده‌ و یا تنظیم القاعده (تشکیلات القاعده‌)، نام تشکیلات بین‌المللی اسلامی است که‌ متشکل از شبکه‌های اسلامی مختلفی است که‌ - آنگونه که خود ادعا می کردند - همگی در راستای کاهش تأثیرات و دخالت‌های غیرمسلمانان بر دنیای اسلام مبارزه‌ می کنند.

تشکیلات القاعده‌ در سال 1988 توسط بنیانگذار آن «اسامه‌ بن لادن» جهت مبارزه‌ (یا به‌ زعم خود ایشان «جهاد») با اتحاد جماهیر شورویدر افغانستانتأسیس شد. القاعده‌ ریشه در "مکتب الخدمة" که‌ هدف آن مسلح نمودن و آموزش مجاهدین اسلامی برای جنگ با شورویبود، دارد. این سازمان در راستای جنگ های نیابتی علیه ارتش شوروی در افغانستان، از حمایت و پشتیبانی دولت‌هایی مانند‌ پاکستانو همچنین ‌ آمریکابرخوردار بود.

وجه نامگذاری سازمان القاعده‌ برگرفته‌ از توصیف این سازمان در یکی از متن‌های آن است که‌ تشکیلات القاعده‌ را "قاعدة الجهاد" توصیف می‌کند. این در حالی است که‌ خود اعضا این سازمان آن را "جبهه‌ بین‌المللی جهاد علیه‌ یهودیان و صلیبیان" می‌نامند.

 نخستين فردى كه به لحاظ عقيدتى بر «بن لادن» تأثير گذاشت «دكتر عبدالله عزام» يك فلسطينى اردنى الاصل عضو اخوان المسلمين مصر و رهبر اوليه حماس بود. عبدالله عزام  متولد سال ۱۹۴۱ میلادی در جنین، فلسطین و کشته شده در ۲۴ نوامبر ۱۹۸۹ در پیشاور پاکستان،  یکی از رهبران اسلام‌گرایان بود که در در دهه ۱۹۸۰ در افغانستان با ارتش شوروی می‌جنگید. او در سال ۱۹۸۹، درحالی‌که برای نماز جمعه بسوی یکی از مسجدهای پیشاور پاکستان در حرکت بود، بر اثر انفجار بمب به همراه دو پسرش کشته شد.

عزام که به «پدر جهاد جهانی» معروف است کمک‌های مالی زیادی را برای مجاهدین افغان جمع‌آوری کرده و داوطلبان زیادی را از کشورهای مختلف برای جنگ به افغانستان آورد. عزام همچنین از معلمان اسامه بن لادن بود. اسامه به تشویق او برای جهاد به افغانستان آمد.

«بن لادن» برای شرکت در نبرد علیه شوروی در دهه ۱۹۸۰ هزاران داوطلب را براى جنگ در افغانستان استخدام كرد و ميليونها دلار كمك مالى را از طريق «دفتر افغان» وابسته به گروه «عزام» در اختيار احزاب جهادی افغانستان[1] قرار داد. وقتى حكومت شوروى فروپاشيد، «بن لادن» تصميم گرفت سازمان «القاعده» را تأسيس كند.  مراكز شناخته شده فعاليت القاعده از ۱۹۹۱تا ۱۹۹۶ در سودان و از ۱۹۹۶ تا فروپاشى رژيم طالبان در افغانستان بود.

در تمامى سالهاى دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ القاعده توانست تمامى گروهها و پايگاههاى وابسته به خود را در سراسر جهان، از طريق ستاد خود در افغانستان از نظر مالى، آموزشى و تسليحاتى تغذيه كند. گفته مى شود طى اين سالها ده هزار داوطلب، دوره هاى آموزش عملیاتهای تروريستى را در اردوگاه هاى القاعده گذرانده اند. گفته می شود شبكه اين سازمان متشكل از گروههاى عملياتى در۶۵ كشور جهان است.[2] در اكتبر ۲۰۰۲ مقامات اطلاعاتى آمريكا اعلام كردند كه بزرگترين هسته عملياتى القاعده، هنوز در افغانستان و پاكستان و پس از آن در مصر[3] و ازبكستان فعالند. القاعده، بخش عمده نيروى خود را از ميان اعضا و هواداران برخی از سازمانها و گروه های افراطی جهان اسلام جذب کرد. و برای جذب نیروی بیشتر «بن لادن» به طور رسمی حمايت خود را از چهار گروه به اصطلاح مبارز و جهادی اعلام كرده بود:

1-     گروههايى كه با رژيم هاى فاسد و سرسپرده اسلامى (آنگونه که ایشان مثال می زنند دولتهایی مانند رژيم مصر، الجزاير و عربستان سعودى) مبارزه مى كنند،

2-            گروههايى كه با رژيم هايى كه مسلمانان خود را سركوب مى كنند مبارزه می کنند (نیجریه، هند)

3-            گروههايى كه براى برپايى يك دولت اسلامى مبارزه مى كنند (فلسطين، چچن و داغستان).

4-            گروههايى كه قصد حمله به آمريكا و منافع اين كشور را دارند.

 

زمينه هاي شکل گيري القاعده

ريشه هاي فکري القاعده که در تفکرات افراطی سلفي نمی تواند به تنهایی موجب شکل گيري سازماني همچون القاعده شود. اين زمينه فکري به همراه عوامل ديگري در تاريخ معاصر خاورميانه که شرايط خاصي را براي جوامع اسلامي در پي داشت موجب ظهور جنبشهاي افراطی اسلامگرا شد که القاعده از جلوه هاي آن است، برخی از این عوامل در اینجا فهرست می شوند:

- بحرانهاي ناشي از نفوذ فرهنگ غرب و گرايش براي بازگشت به خويشتن،

- مقايسه اوضاع کنوني جهان اسلام با گذشته تاريخ تمدن اسلام،

- شکست الگوها و ايدئولوژيهاي غربي در جهان اسلام از جمله ليبراليسم، سوسياليسم، کمونيسم و نگاه به حکومت اسلامي به عنوان آلترناتيو،

- تبديل شدن فلسطين به کانون هميشگي بحران توسط کشورهاي غربي؛ بن لادن و برخي رهبران القاعده هر چند شايد اولويتي براي قضيه فلسطين قائل نبودند، اما از آن به عنوان ابزاري براي جذب نيرو و جلب افکار عمومي بهره برده و مي برند؛

- شکستهاي نظامي و سازش سياسي رژيمهاي عربي به ويژه در برابر اسرائيل در سال ۱۹۶۷؛

- غربي سازي شتابزده و افراط در غربي سازي که بدبيني و مقاومت برخي گروههاي اجتماعي را نسبت به اين تحولات درپي داشت؛

- استعمار ديرينه توسط کشورهاي غربي که از عوامل سرشکستگي و از بين رفتن عزت امت مسلمان است که افزايش نارضايتي ها و فراهم کردن زمينه براي ظهور اسلامگرايي و راديکاليسم را به دنبال داشت؛

- متون مقدس و پيشينه تاریخ اسلام و پيوند عميق دين و سياست در آنها و فراواني آيات مربوط به جهاد و حکومت در قرآن به همراه تفسير ارتجاعي وهابي از آنان.

چارچوب سازمانی القاعده

در این نوع سازمانها یک سطح خیلی پایین از فرمان و کنترل در عملیاتها دیده می شود. آزادی عمل بسیار بیشتر است. رفتارهای مستقل در این نوع سازمان اجازه فعالیت دارند. حلقه ها یا زیر شبکه ها در مدار یک واحد فرماندهی حرکت می کنند، لذا پیوندها برقرار است، اما به صورت ضعیف عمل می کنند تا جایی که سیستم کنترلی و فرماندهی بسیار ضعیف است.

الگوی سازمانی القاعده به صورت منظومه ای است. اگرچه سازمان، شخص محوری (قطب) دارد، پیوند میان حلقه مرکزی و سایر حلقه ها ضعیف است. فرایندهای کنترلی تا حدی ضعیف است که در شرایط کنونی و با برجسته شدن داعش، واگرایی در سازمان القاعده رخ داده و برخی از زیرشبکه های آن به داعش پیوسته اند. آزادی عمل در این سازمان بسیار زیاد است و حلقه ها که براساس عامل جغرافیا تقسیم بندی شده اند، می توانند راهبرد محلی متفاوتی اتخاذ کنند، اگرچه در هدف نهایی، به هم نزدیک هستند. این آزادی عمل حتی در برخی موارد موجب شده تا دستورات رهبر القاعده، مورد بی توجهی قرار بگیرد.

با در نظر گرفتن شبکه القاعده می توان گفت که القاعده تشکیلات چندملیتی است که هویت خود را مدیون اعضایش که متشکل از گروههای اسلامی کشورهای مختلف اند، می داند. رمز موفقیت و تداوم کاری القاعده در انجام دادن عملیات گوناگون، داشتن ارتباط غیرمتمرکز با گروههای سلفی- تکفیری (یا تحت تأثیر اندیشه تکفیری) کشورهای مختلف است. در سال 1998 که القاعده بیانیه تشکیل جبهه جهانی اسلامی جهاد علیه یهودیان و مسیحیان را صادر کرد، امضاکنندگان آن افرادی از جماعت اسلامی مصر، جماعت اسلامی پاکستان، سازمان الجهاد مصر، گروههای اسلامی کشمیر و ... بودند.

کادر رهبری القاعده، حلقه های پراکنده این گروه در جهان را براساس عامل جغرافیا، به شش حوزه مستقل تقسیم کرده است. این حوزه ها برای انجام عملیات ها و تأمین مالی، به طور مستقل و در چارچوب سیاست های کلی کادر رهبری عمل می کنند. این شش حوزه عبارتند از: شبه قاره هند، آسیای مرکزی، جنوب شرق آسیا، افریقا، حوزه اروپا و امریکا و حوزه خاورمیانه.[4]

یکی از استراتژی های بن لادن نزدیکی به دیگر گروههاى افراطی بود، در همین راستا می توان به روابط بسيار نزديكى که القاعده با جهاد اسلامى مصر برقرار كرد - تا بتواند از امكانات گسترده اين گروه در اروپا، يمن، پاكستان، لبنان و افغانستان بهره مند شود،- اشاره کرد. همانگونه که اشاره شد القاعده يك سازمان چند مليتى است كه از يك شبكه گسترده و پيچيده ارتباطى در سطح جهان سود مى برد. اين شبكه تاكنون در بحرانهاى افغانستان، الجزاير، بوسنى، چچن، اريتره، كوزوو، فيليپين، سومالى، يمن و عراق تاثیر گذار بوده است.  اكنون نوعى اتحاد ميان افراطيون سنى مذهب در شمال آفريقا و عناصر افراطى فلسطينى، پاكستانى و آسياى مركزى برقرار شده که بخشی از آن با ظهور داعش درخدمت این گروه قرار گرفته است، لذا دور از واقعیت نخواهد بود اگر ادعا شود که میراث این شبکه اکنون به گروه داعش رسیده و با استفاده از برخی شبکه های القاعده اهداف خود را در خاورمیانه و آسیای مرکزی و شمال آفریقا دنبال می کند.

در حال حاضر، حضور اصلى عوامل اين سازمان، در يمن، سوریه، پاكستان و عراق است. القاعده با چند گروه شناخته شده شبه نظامى جهان نيز همكارى نزديك دارد. شاخه‌های مختلف این شبکه در کشورها و مناطق متفاوتی فعال هستند. جبهه النصره در سوریه و انصارالشریعه در یمن از شاخه‌های القاعده هستند که کنترل بخش‌هایی از این دو کشور را در اختیار دارند البته گفته می شود که  در اوایل سال ۲۰۱۶ جبهه النصره از القاعده جدا شده است.[5] گرچه در صحت این ادعا تردیدهای فراوانی وجود دارد.

با وجود پراکندگی تیمهای مخفی القاعده در کشورهای مختلف، نمى توان قدرت القاعده را پيش بينى كرد، علت اين امر نيز تبعيت سازمان مزبور از اصل عدم تمركز است. احتمالاً القاعده داراى چندهزار عضو و هوادار است. به عنوان نمونه گفته می شود که نیروهایی که این سازمان آنها را آموزش داده اكنون در گروههايى مانند جماعت اسلامى پاكستان، جنبش اسلامى ازبكستان و حركت المجاهدين و از همه مهمتر در گروه داعش فعالند.

القاعده برای تامین نیازهای مالی خود به برخى فعاليت هاى تجارى پول ساز مشغول است و به طور غيرقانونى به وجوهى كه به برخى مؤسسات خيريه جهان پرداخت مى شود، دسترسى دارد. مساله مالی القاعده نیاز به بحثی دقیقتر دارد که زمان و مکان دیگری را می طلبد.

آئين نامه القاعده

القاعده كه زمانى براى جذب داوطلب براى كمك به جهاد افغانها عليه شوروى تأسيس شده بود، اكنون هدف خود را تأسيس خلافت جهانى اسلام، براندازى رژيم هاى غيراسلامى، اخراج سربازان و اتباع آمريكايى و خارجى از کشورهای مسلمان و بازپس گرفتن بيت المقدس از اشغالگران اعلام نموده بود.

در اواخر حیات رهبر القاعده، بن لادن، از او مصاحبه ای در خبرگزاریها به نشر رسید که از آن به عنوان "آئين نامه فعاليت جهادی" یاد می شود. رهبر القاعده از شماری از اهداف مبارزه در سراسر جهان نام می برد، که برخی از آنها عبارتند از:

·    به کاريکاتورهای توهين آميزی که در نشريات دانمارک منتشر شده بايد با قاطعيت برخورد کرد و مسئولان را به مجازات رساند.

·         غرب با "امت اسلام" وارد جنگ شده است. غرب با تمام جهان اسلام "جنگ صليبی" به راه انداخته است.

·    "مبارزان صليبی و بت پرستان بودايی" در شورای امنيت سازمان ملل متحد دست به دست هم داده اند. چين در اين ارگان نماينده امت بودايی است.

·    مبارزان مسلمان بايد در برابر تلاش بين المللی برای جدا کردن دارفور از سودان مقاومت کنند. توافقهايی که با شورشيان جنوب سودان صورت می گيرد، قابل قبول نيست.

·         نبرد اصلی در عراق جريان دارد: "بغداد کانون اصلی تمام اين منازعات است. "

·         او به دولت فرانسه به خاطر منع حجاب در مدارس حمله می کند و سلمان رشدی را همچنان "مرتد" می شمارد.

·         او به "نوکر سرسپرده آمريکا" در پاکستان لعن می فرستد، که منظور او پرويز مشرف، رئیس جمهور وقت پاکستان بود.

·         او ملک عبدالله حاکم وقت عربستان سعودی را شخصی خوار و ذليل می دانست.

·         برخورد جهانی موجود حاصل "برخورد تمدنها" نيست، بلکه "حمله تمدن آنها به تمدن ماست. "

·         ورود نيروهای ناتو به افغانستان را محکوم می داند.

·         مردم کشورهای غربی نيز مانند دولتهاشان مسئول هستند: "مردم و حکومتها در جنگ مسئوليت مشترک دارند. " [6]

هيج مذاکره آشتی جويانه ای نمی توان با غرب پيش برد، زيرا با اعزام نيروهای نظامی، جايی برای آشتی باقی نگذاشته است.

 

گفتمان القاعده

تاكتيك هاى مبارزاتى القاعده، ترور، بمب گذارى، آدم ربايى، هواپيماربايى وحملات انتحارى است و ويژگي القاعده نیز در همان موفقيت در بهره برداري از تعداد زيادي از درگيري هايي است كه با مقياس كوچك و در جهان اسلام اجرا می کرد و استفاده از نوعي از اسلامگرايي سياسي راديكال و تلاش هاي سازمان براي تبديل آن به عنوان یک سلاح علیه رژيم هاي به زعم خود نامشروع است كه بدون حمايت غرب قادر به ادامه حيات خود نيستند.

 القاعده گفتمان خود در ضديت با امپرياليسم سنتي در خاورميانه را با محتواي اسلامي همراه كرد و اين گفتمان ها را در چارچوب مفهوم جهاد به يك نظم نوين بدل كرده بود. رويكرد القاعده اي به مفهوم مبارزه كه ميزان بالايي از خشونت بي حد و مرز را براي انتخاب و رسيدن به هدف در خود دارد به عنوان عامل كاهنده مشروعيت آن در نزد مردم عمل مي كند به ويژه اينكه به علت استراتژي اي كه در دوره هاي اخير توسط سازمان در پيش گرفته شده، عمليات ها بجای آنکه اهداف دولتی و نظامی را هدف قرار گرفته باشند بیشتر به شهروندان غیرنظامی آن كشورها آسيب می رساند که این مساله موجب شد تا واکنشهایی از سوی علما و مسلمانان بوجود آید. در بخش عمده اي از اين واكنش ها تعدادی از عالمان ديني تأكيد داشتند كه جهاد نبايد در بردارنده قتل افراد بي گناه باشد و القاعده را در این موضوع، مورد انتقاد قرار دادند. برخلاف اين امر، القاعده خواه از روي اجبار و خواه به خاطر الزام استراتژيك حوزه عملياتي، و سهل الوصول بودن عملیاتهای تروریستی در کشورهای مسلمان، حیات خود را در انجام رفتارهای تروریستی در جهان اسلام جستجو کرده و می کند.

با وجود آنکه القاعده آشکارا ايالات متحده، اسرائيل و کشورهای غربی متحد با آمریکا را تهدید می کند اما عملا حملات و عملیاتهای تروریسی القاعده مخصوصا در سالیان اخیر در کشورهای مسلمان و نسبت به جان و مال مسلمانان انجام می شود. مي توان اين موضوع را بخصوص در دهه اخیر در عراق و پاکستان و سوریه مشاهده كرد.

از نکات جالب توجه این است که با آنکه بیشتر سرشاخه های القاعده از کشور عربستان هستند و در ظاهر عربستان هم از کشورهای سرسپرده به غرب محسوب می شود، اما این سازمان کمترین تحرک نظامی را در این کشور داشته است، گفته می شود که سازمان اطلاعات عربستان با نفوذ به حلقه های رهبری این سازمان، توانسته است نوک حمله این گروه را از عربستان به سوی دیگر مناطق تغییر دهد.

مساله دیگر که قابل توجه است حضور نوارهای ویدئویی القاعده در رسانه های جهان درست در ایامی بود که دولت بوش به این تحریکات برای بدست آوردن حمایت مردمی یا پنهان نمودن افتضاحات سیاسی و نظامی خود بدان احتیاج داشت. نمونه بارز آن نوار ویدئویی از بن لادن بود که همزمان با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا - پس از اتمام دوره اول ریاست جمهوری بوش - پخش شد که به انتخاب دوباره بوش کمک فراوانی کرد.

 

آخرين مصاحبه «بن لادن»

آخرين مصاحبه «بن لادن» قبل از ناپديدشدنش با خبرنگار بى بى سى در يكى از اردوگاههاى كوهستانى القاعده در جنوب افغانستان انجام شد. برای آشنایی با ادبیات شفاهی و طرز فکر رهبر این گروه مناسب است تا گزيده اى از محورهاى آن گفتگو مورد بازنگری قرار گیرد:

معنى تقاضاى شما از مسلمين براى مبارزه مسلحانه با آمريكا چيست و اصولاً شما چه پيامى براى غرب داريد؟

علت فراخوان ما براى مبارزه با آمريكا اين است كه ايالات متحده دست به يك جنگ صليبى عليه امت اسلام زده است. آمريكا از رژيم هاى فاسد وخودكامه در ممالك اسلامى حمايت مى كند. . . ما حداقل يك دليل براى حضور سمبليك نيروهاى غربى در منطقه مى شناسيم و آن حمايت از طرح هاى يهودى صهيونيستى در زمينه تشكيل «اسرائيل بزرگ» است.

بسيارى از رسانه هاى عربى و غربى شما را به تروريسم و حمايت از تروريستها متهم مى كنند. چه پاسخى داريد؟

آنها نعل وارونه مى زنند و خود منادى تروريسم اند. تروريسم ما توجيه پذير و قابل درك است . . . تروركردن ظالمان و جنايتكاران و دزدان براى درامان نگاه داشتن جامعه و حمايت از جان و مال مردم ضرورى است. . . در جنگ هاى معاصر، اخلاقيات جايى ندارد. . . آنها ثروت و منابع نفتى ما را به غارت مى برند، مذهب را مورد مضحكه قرار مى دهند و برادران ما را مى كشند و وقتى ما به مخالفت برمى خيزيم به ما انگ «تروريست» مى زنند. . .

شما يكى از شناخته شده ترین افراد تحت تعقيب جهان هستيد و آمريكايى ها براى سرتان جايزه چند ميليون دلارى تعيين كرده اند، آيا تصور مى كنيد روزى به اسارت درآييد؟

براى ما مهم نيست كه آمريكايى ها چگونه فكر مى كنند. ما فقط به الطاف خداوندى اميدواريم. براى من مهم نيست كه آمريكايى ها چه بهايى براى سرم تعيين كرده اند. ما به عنوان مسلمان معتقديم كه بشر يك موجود فانى است و سرنوشت او از قبل مقدر شده است. اگر تمام جهان براى كشتن من بسيج شود، تا قبل از فرارسیدن اجل معین، ناكام خواهند ماند.

آقاى بن لادن، شما در پيامى از مسلمانان خواسته ايد كه هركجا آمريكايى ها را يافتند آنها را بكشند. آيا منظور شما فقط نظاميان آمريكايى است؟

خداوند به ما فرمان داده است كه از سرزمين اسلام دفاع كنيم. آمريكا در قلع و قمع جهان اسلام، تفاوتى ميان زن و مرد، نظامى و غيرنظامى، كودك و بزرگ، قائل نيست. كسانى كه بمب اتمى خود را بر فراز ژاپن رها كردند اين تفاوت را در نظر نگرفتند. . . لذا براى ما نظامى و غيرنظامى آمريكايى تفاوتى ندارد و همه آنها هدف ما محسوب مى شوند.[7]

 

آينده القاعده

در مورد آينده القاعده می توان گفت که مهمترين سوالی كه پس از تضعیف القاعده در افغانستان بوجود آمده، این پرسش است که کدام برنامه را سازمان در پیش گیرد؟ آیا به  حملات گسترده دست بزند يا فقط به حملات تاكتيكي كوچك اکتفا کند؟ به نظر مي رسد حملاتي كه سازمان هاي وابسته به القاعده در كنيا، اندونزي، يمن و تونس انجام دادند، به مورد دوم نزديك تر باشد. به دلیل شرایط دشوار برای القاعده شواهد حاکی از آن است که سلول هاي القاعده در سراسر جهان در حال حاضر پراکنده شده كه البته تحت تأثير تحولات جديد وابستگي سازمان به ظرفيت هاي عملياتي گروه هاي محلي افزايش يافته و در نتيجه آن هدف ها بيش از آنكه انتخابي باشند مبتني بر فرصت ها هستند. در حال حاضر بزرگترين تهديدي كه القاعده مي تواند از خود بروز دهد اقدام مجدد به عملياتي به بزرگي يازده سپتامبر مي باشد. در دوره كنوني القاعده در حال گذار و تغيير مي باشد و در دوره هاي تغيير و تحول گروه هاي تروريستي، نقاط ضعف سازمان نيز تقويت مي شوند ولي بطور همزمان قابليت دست زدن به عمليات هاي غيرمنتظره هم در  آ نها بالا مي رود. ولي پس از يازده سپتامبر هيچ اثري دال بر برنامه ريزي براي عملياتي به بزرگي يازده سپتامبر كه پيگيري و يا محقق شده باشد وجود ندارد. در صورتيكه در اين چارچوب نگريسته شود انتظاراتي كه از عمليات القاعده در دوره پيش رو مي رود را مي توان بدين شكل طبقه بندي كرد:

1-  ادامه حملات با مقياس كوچك و متوسط در كشورهاي مسلمان به عنوان مثلا تأسيسات و پايگاه هاي دائمي و موقت مورد استفاده آمريكا،  هدف هاي مربوط به ايالات متحده، اسرائيل، انگليس،  سوءقصدها در كشورهايي مانند عراق، يمن و پاكستان كه اقتدار دولت در آنها زير سئوال بوده و يا با بحران هايي سياسي دست به گريبان هستند.

2-  افزايش تعداد عمليات در كشورهاي مواجه با جنگ و درگيري. به عنوان مثال عمليات با مقياس بزرگتر در افغانستان و عراق كه بار تبليغاتي داشته و در مفهوم سياسي نتيجه بخش باشد. حملات به رهبران مهم،  نيروهاي بين المللي، حملات به آمريكا و يا متحدان آن.

3-  عمليات جديد در اروپا و آمريكاي لاتين. اقدام به عمليات جديدي كه تنها به يك منطقه محدود نبوده و در تمامي مناطق پراكنده و شايع باشد. به عنوان مثلا، حملاتی از نوع نشریه چارلی فرانسه یا بلژیک یا حملاتی به كشورهاي مديترانه اي مانند ايتاليا، اسپانيا و پرتغال كه متحد آمريكا بوده و در موضوعات مختلف به ويژه موضوع عراق به اين كشور كمك كرده باشند و يا بالا بردن شانس دست زدن به عمليات در اين كشورها و تلاش براي پراكندن تفکر جهاد به تمامي جهان و یا دست زدن به عملياتي با مقياس متوسط در كشورهاي آمريكاي لاتين (مثلاً آرژانتين). هر چند اينگونه عمليات ها ممكن است بطور پارادوكسيكال نتيجه عكس داده و حمايت از طرح هاي آمريكا در مبارزه با القاعده و تروريسم بين المللي را بالا برد.[8]

سناریوهای موجود در مورد رابطه آتی القاعده با داعش

1. حفظ وضع موجود: القاعده منابع مالی و انسانی کافی در اختیار ندارد؛ پیروانش در اروپا مستقل و خارج از کنترل الظواهری هستند. همچنین هوادارانش در سایر نقاط مثل: یمن، شمال افریقا، اندونزی و هند توانایی برای انجام دادن عملیات بین المللی ندارند. لذا مقابله با داعش امکان عملی ندارد، دستکم به دلیل مشکلاتی که در رهبری القاعده ایجاد می کند.

2 .ادغام: توان القاعده مرکزی برای انجام دادن عملیات بزرگ از بین رفته است و منابع مناسب برای رسیدن به اهداف سیاسی اش ندارد. بنابراین، برای به دست آوردن و افزایش استخدام نیرو بایستی از داعش کمک بگیرد که برای این کار نیازمند اتحاد راهبردی با داعش است. در عراق و سوریه جبهه النصره و داعش بایستی اختلافات خود را کنار بگذارند تا القاعده بتواند اهداف بین المللی خود را دنبال کند.

3 .شکست مقابله: القاعده به دنبال بازیابی حمایت از خود از طریق مقابله مستقیم با داعش بوده که این برنامه با شکست مواجه شده است؛ چون کمپین رسانه ای و منابع نظامی داعش علیه جبهه النصره بسیار زیادتر است. همچنین القاعده برتری منابع مالی و نظامی خود را در مقابل داعش از دست داده است.

4 .عملیات خارقالعاده، بازی پیشدستانه: القاعده می خواهد با منابع موجود خود عملیات خارق العاده انجام دهد که در صورت موفقیت می تواند حمایت عموم را کسب کند. هرچند القاعده به کندی سعی در گسترش عملیات خود دارد، داعش خیلی سریع به عنوان یک سازمان بین المللی تروریستی شد. داعش با انجام دادن عملیاتهای مؤثر به دنبال حفظ جایگاه سازمان خود و جذب نیروست که در صورت موفقیت، حمایت افراد بیشتری را کسب خواهد کرد و جذب نیرو را نیز افزایش می دهد. این بازی پیشدستانه باعث افزایش خوی وحشیگری سازمان شان می شود.[9]

در یادداشت های آتی به چگونگی همسویی داعش با پروژه ی مهار انقلابی گری در کشورهای مسلمان خواهیم پرداخت.

 

 


[1]- این احزاب شامل احزابی بود که مورد حمایت دولت و سازمان جاسوسی پاکستان قرار داشتند.

[2]- جغرافیای حضور القاعده، احمد اسدیان، حیات نواقتصادی: 15/1/83

[3]- اسلامگرایان مصری در القاعده، ترجمان سیاسی : 10 /9/83

[4]- توکلی، سعید؛ القاعده، داعش؛ افتراقات و تشابهات، فصلنامه آفاق امنیت، سال هفتم، شماره بیست و سوم، تابستان1393، ص ۱۵۵.

[5]- ابومحمد الجولانی رهبر «جبهه النصره»  جدایی این گروه از القاعده و بازسازی تشکیلات آن را با نام جدید «جبهه فتح الشام» اعلام کرد، وی اظهار داشت که این گروه با هیچ طرف خارجی ارتباط ندارد. در فیلمی ویدئویی که در شبکه «الجزیره» پخش شد، رهبر گروه «جبهه النصره» تاکید کرد که هدف از پایه‌گذاری تشکیلات جدید «برپایی دین خدا، حاکم کردن شریعت، تحقق عدالت میان مردم و تلاش برای متحد کردن گروه‌ها برای پکپارچه کردن مجاهدان است تا بتوانیم سرزمین شام را از حکومت طاغوت‌ها رها سازیم و نظام و یارانش از میان ببریم».

جبهه النصره جدایی خود از القاعده را اعلام کرد، الشرق الاوسط، 29 جولای, 2016.

http://persian.aawsat.com/2016/07/article29217

[6]- همان

[7]- همان

[8]- رک: همشهری ؛ دوشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۴-  استراتژي جديد القاعده

[9]- توکلی، همان،ص 185 به نقل از Feakin & Wilkinson, 2015: 68-123

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است .


١٤:٤٠ - چهارشنبه ٢٣ فروردين ١٣٩٦    /    شماره : ٨٤٥٥٢    /    تعداد نمایش : ٤٣


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7579
 بازدید امروز : 113
 کل بازدید : 44389
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/8125