دوشنبه ٠٨ خرداد ١٣٩٦

مقالات

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان
توجیه این مدعا که داوری‌های اخلاقی به حوزه امور واقع مربوط می‌شوند، دشوار است؛ لذا تمایز واقع/ارزش گویای این است که اخلاق هنجاری نهایتاً نوعی مراقبه انفسی است که نمی‌توان آن را برحسب صدق و کذب، ارزیابی کرد. از دیدگاه اخلاق پست‌مدرن و برخی نظام‌های اخلاقی اواخر قرن بیستم اخلاقاً نادرست است که ارزش‌ها را امور واقع بدانیم، یا ماهیت گرانبار از ارزشِ اظهارات و داوری‌های ناظر به‌واقع را پنهان کنیم.

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
جامعه دینی جامعه‌ای است که بینش، اندیشه و انگیزه الهی نقش تعین کننده در اعمال، افکار، رفتار و مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی انسان‌ها داشته و به‌تبع آن در ساختارها، نهادها و کارکردهای آن‌ها می‌تواند داشته باشد. اینک که تصویری از جامعه دینی و اسلامی به دست آوردیم ، وارد مرحله پسین و در ضمن اصلی که مربوط به مقوله انتخاب و انتصاب است می‌گردیم. در این مرحله برای اینکه دامنه و قلمرو انتخاب‌ها و انتصاب‌ها را نیک بدانیم و بشناسیم، بایستی نخست به این پرسش کلیدی پاسخ یابید که در جامعه دینی اصل و بنیاد بر انتخاب گذاشته شده است و یا بر انتصاب؟ قاعده و اصل انتخاب است یا انتصاب؟

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
در هرجامعه ای مسائل و موضوعات مختلف ومتنوع مطرح بوده وهرکدام ارزش و جایگاه متفاوتی دارند. واین تفاوت های ارزشی و منزلتی نیز ریشه در مجموعه عوامل متعددی ایدئولوژیکی، ساختاری،کارکردی، راهبردی، معرفتی، اخلاقی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی واجتماعی دارد. انتخاب و انتصاب درهر جامعه وبه ویژه درجامعه دینی از شمار آن دسته مسائلی است که ازتمامی زوایای یادشده اهمیت داشته و می توان بدان نگریست.

حجت الاسلام احمد مروارید - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
اهمیت این پرسش از آن جاست که در صورتی که پاسخ به این پرسش مثبت باشد، وظیفه شرعی نهادهای حکومتی آن است که راه های انجام محرمات شرعی را مسدود سازند. به دنبال این مطلب این پرسش مطرح خواهد شد که اگر برخی ابزارها کارکردهای گوناگونی داشته باشند، و در هر دو راه حلال و حرام قابل استفاده باشند، آیا بر نهاد های حکومتی واجب است که از به کارگیری این ابزارها ممانعت به عمل آورند؟ یافتن پاسخ برای پرسشی که در عنوان نوشتار مطرح شده است، ما را در گام های بعدی بحث یاری خواهد رساند.

غلام احیا حسینی - مطالعات منطقه ای
عصر حاضر را با توجه به ویژگی ها و حوادثی که در آن برای نوع بشر رخ داده است را شاید بتوان عصری قلمداد کرد که در طول حیات انسان در کره خاکی بی سابقه است. سرعت شگفت آور علم و به تبع آن توسعه ی شتابناک ارتباطات و ظهور پدیده اینترنت و گوشی های هوشمند و نیز حرص و طمع سیری ناپذیر انسان¬ها در استثمار و استعمار و به تبع آن بروز جنگ¬های متعدد جهانی و منطقه ای در عصر حاضر و ده ها ویژگی دیگر این عصر باعث شده، تا رابطه و تعامل انسان¬ها با یکدیگر تغییرات وسیعی را در خود ببیند. از مهمترین نتایج این رویدادها ظهور پدیده¬ی مهاجرت است.



  چاپ        ارسال به دوست

حسن توسلی - گفت و گوی ادیان

گزارشی از کتاب «الفکر الاسلامی، قرائة علمیة» اثر اندیشمند معاصر، محمد ارکون

گزارشی از کتاب «الفکر الاسلامی، قرائة علمیة» اثر اندیشمند معاصر، محمد ارکون

حسن توسلی      

این مختصر، گزارشی است از کتاب«الفکر الاسلامي قرائة علمیة»که توسط محمد ارکون، فیلسوف و روشنفکر دینی الجزائری نگاشته شده و توسط هاشم صالح از فرانسه به عربی ترجمه شده است. مبنای ما در این گزارش، چاپ دوم ترجمه این کتاب است که توسط انتشارت مرکز الاِنماء القومي بیروت، در سال 1996 منتشر شده است.

جایگاه کتاب در میان سایر آثار نویسنده:

با توجه به اشاره خود نویسنده، این کتاب را باید در ادامه طرح «نقد عقل اسلامی» وی که در کتاب «نحو نقد العقل الاسلامی»پرورانده شده است، تعیین موقعیت کرد(ص277). قاعدتاً فهم کلان پروژه او بدون در نظر گرفتن انتقادات روش شناختی ای که وی به دو رویکرد ارتدوکسی و شرق شناسی در تحلیل مفاهیم دینی دارد، امکان پذیر نیست و در این کتاب، نویسنده به نقاط ضعف و کاستی هایی که به لحاظ روشی در درون این دو گفتمان وجود دارد و تبعات ایستایی و جامد بودن روش مطالعه در این دو گفتمان، که داینامیک و پویایی تاریخی مفاهیم دینی را در نظر نمیگیرند، اشاره کرده و نتایج ناقص و صد البته مخالف یافته های علوم انسانی و جامعه شناختی نوین این دو گفتمان را با با روش های جدید تحقیق در علوم انسانی، مورد نقد و بررسی قرار می دهد.

جایگاه شناسی کتاب در پروژه فکری نویسنده:

نویسنده هدف خود از نوشتن این کتاب را «بررسی نقدی به معنای فلسفه کلمه- شرایط اندیشه اسلامی در سیر تاریخی اش »می داند.(ص277) وی در این کتاب چند امر مهم را به ما نشان میدهد که با فهم این امور، می توان نحوه ورود و خروج وی در موضوعاتی که در مورد اندیشه اسلامی، در سایر کتابهای وی مورد تامل ایشان قرار گرفته است را به خوبی فهم کرد:

1- چیستی نقد سازنده (نقد بنّا) و ساز و کار آن.

2- وجه تمایز این نقد با سایر انواع نقد (شرق شناسانه)

3- نحوه استفاده از دانش نشانه شناسی و زبان شناسی در تحلیل متن.

5- نحوه استفاده از دانش انسان شناسی، روانشناسی تاریخی، جامعه شناسی تاریخی، ساختارشکنی، هرمنوتیک و ... در تحلیل داده های اسلامی.

خلاصه کتاب:

خلاصه کتاب را با تفکیک موضوع، روش و اصل بحث کتاب بیان خواهیم کرد.

موضوع کتاب:

موضوع کتاب همانگونه که از عنوان کتاب مشخص هست«الفکر الاسلامی، قرائة علمیة»بازخوانی اندیشه دینی بر اساس روشی است که خود ارکون از عنوان به «خوانشی علمی» تعبیر می کند. مراد وی از خوانش علمی استفاده از روشهای جدیدی است (پساساختارگرایانه) که در حوزه علوم انسانی مورد تامل اندیشمندان غربی قرار گرفته است که به زعم ارکون هیچ مفرّی در استفاده نکردن از این روشها وجود ندارد. روشهایی که مورد نظر وی هستند عبارتند از: روش‌های نوین زبان‌شناسی و معنا‌شناسی و نشانه‌شناسی و انسان شناسی و جامعه شناسی تاریخی و روانشناسی اجتماعی و ...است که در کنار هم قرار دادن و استفاده همزمان از این روشها و دانشها، فهم نوشته های وی را به غایت سخت کرده است و البته نثر غیر روان و در عین حال ارجاعات متعدد به سخنان و دیدگاه های دانشمندان بزرگ غربی از هایدیگر، فوکو، بلاشر، اشتراوس، مونتگمری وات، بوردیو و ...... و اینکه وی به چه نحوی آنان را تفسیر و تعبیر می کند، نیز مزید بر علت شده تا در مواجهه با کتابهای وی، دچار مشقت های فراوانی شویم.

روش کتاب:

نویسنده در این کتاب ، دست به مقارنه و تطبیق رویکرد خود با دو روش اسلامی کلاسیک(ارتدوکسی) و شرق شناسانه می زند و از این طریق آنچه را که منظور می کند، با توجه به وجه ممیزه آن با این دو روش پژوهشی که در دل دو نوع گفتمان متفاوت وجود دارد، تبیین میکند.

اصل بحث:

شاید بتوان اصل بحث را، پرداختن به دو مقوله:

 1- (حوزه و گستره ای که اندیشیدن در آن ناممکن است) و

2- (حوزه و گستره ای که اندیشیدن در آن ممنوع است) دانست که؛ نویسنده بارها در این کتاب، درصدد نشان دادن گستره ما لا یمکن التفکیر فیه در دو گفتمان اسلام گرایی معاصر و شرق شناسی است که البته به دلالتهای اجتماعی این مقوله هم اشاره دارد و از طرف دیگر، تلاش ارکون در قسمت ایجابی این نوشتار، گسترده کردن حوزه ما یمکن التفکیر فیه بر اساس تفکر انتقادی جدید و معاصر است. شایان ذکر است که وی در مقام نقد، رویکرد خود را (نقد بنّا –سازنده) یا نقد ایجابی می نامد.

ساختار کتاب:

این کتاب از یک مقدمه و هشت فصل تشکیل شده که مقدمه به قلم مترجم کتاب، جناب هاشم صالح نگاشته شده و هشت فصل بعدی که در واقع هر کدام مکتوب یک سخنرانی آرکون هست، که در زمانهای مختلف و در مکانهای مختلف ایراد شده و البته از خط سیر مشترک را می توان در همه آنها مشاهده کرد، محتوای اصلی کتاب را شکل می دهند. هاشم صالح  در مقدمه سعی کرده که دورنمایی از آنچه که ارکون بر اساس آن سعی در نقد و بررسی دو جریان فکری «راست کیشی» دینی و «مستشرقین» در نحوه مطالعه و فهم میراث اسلامی داشته است، ارائه کند. 

اما فصل اول کتاب با عنوان« اسلام در برابر میراثش» به بررسی رابطه بین گفتمان های موجود در جهان اسلام و تبیین های متفاوتی که این گفتمان ها از معنی «اسلام» و «میراث» و به عبارتی از میراث اسلامی ارائه می دهند، اختصاص دارد. نویسنده در این فصل به چهار گفتمان زیر میپردازد :

1.      گفتمان اسلام گرای معاصر.

2.      گفتمان اسلامی کلاسیک.

3.      گفتمان شرق شناسانه.

4.      گفتمان مبتنی بر علوم انسانی و جامعه شناختی معاصر که وی خود را نماینده این گفتمان میداند.

وی با اتخاذ گفتمان چهارم به عنوان گفتمان مبتنی بر علوم انسانی جدید، در صدد نقد سه گفتمان قبلی است و تلاش در بازنگری ای نقادانه در مورد «میراث» و «میراث های متفاوت»در جهان اسلام دارد. در ادامه وی به چیستی مفهوم اسلام و میراث می پردازد و معتقد است که کشمکش بر سر چیستی مفهوم میراث از همان آغاز ظهور قرآن صورت گرفته و میراث در ابتدا به دو قسمت 1- میراث عربی پیشا اسلامی جاهلی که قرآن در صدد نفی و مبارزه آن برآمده بود و 2- میراثی الهی که آدمیان نمی توانند در آن تصرف کنند، تقسیم شد.  همین میراث الهی وقتی پایه های خود را در یک زمینه اجتماعی و فرهنگی بعد از بیست و سه سال مستحکم کرد، تبدیل به «میراث اسلام »شد.

ارکون در اینجا پرسش اساسی ای مطرح میکند که پاسخی که خود وی به این پرسش می دهد، بازگو کننده همه تلاشهایی است که او  در این کتاب در مورد توجیه این پاسخ خود ، انجام خواهد داد.

 ارکون می پرسد:

ما اکنون یک «میراث اسلام» داریم، اما مواجهه ما با این میراث چگونه باید باشد؟ آیا آن را در معنایی استعلایی درک کنیم که هم میراث و هم اسلام دو امر متعالی هستند و قاعدتاً غیر قابل نقد تاریخی (تاریخی به معنای مورد نظر ارکون) و بر این اساس میراث اسلامی چیزی جز تجسم دین حقیقی در کالبد تاریخ نیست (اسلام = دین راستین و درست)یا میتوان و باید که اسلام را به عنوان فرایندی تاریخی و اجتماعی درنظر گرفت و در صدد بازتعریف آن برآمد؟ پاسخ وی تایید بخش دوم این پرسش دو وجهی است. بر این اساس آنچه که در این کتاب شاهدش هستیم، همه و همه  تلاشهایی است از جانب ارکون  در تبیین باز و گشوده بودن مفهوم اسلام و میراث است.  نه مفاهیمی به صورت پایانی و برای همیشه شکل گرفته و قوام یافته است. برای این منظور وی مفهوم «تاریخمندی» میراث را بکار میگیرد .

در قسمت دوم این فصل، وی به واقعیت تاریخی ای که در سده نخست هجری به وجود امد اشاره می کند 1- راست کیشی سنی 2- راست کیشی شیعه و 3- راست کیشی خوارج که هر سه مدعی بودند که فقط آن دیدگاه به میراث راستین دسترسی دارد و بر این اساس تلاش می کردند که رقبای خود را از صحنه خارج کنند.

آرکون به تفاوت کاربست های سنی ،شیعه و خوارج در تولید و صورت بندی میراث اشاره میکند. وی میگوید که:

 1- دانش اهل سنت: دانش نماینده گروه حاکمان چون همیشه بر مسند قدرت بوده اند.

خصوصیات این دانش: محافظه کار-واقع گرایانه تر- قید و بند بیشتری بر رفتار کنش گران اجتماعی میزند.

2- دانش اهل خوارج: نقطه مقابل اهل سنت. نگریستن از موضع اقلیت و تحت ستم بودن به امور.

3- دانش اهل تشیع:میانه سنی و خوارج.

 نکاتی که وی میگوید در مورد شیعه  نباید مورد غفلت واقع شود این است که؛ تشیع زمانی که اقلیت سیاسی را شکل می دهند از منظر مقاومت به تولید گفتمان خود دست می زنند(گفتمان مقاومت و دانش تولید شده در درون این گفتمان رنگ و بوی مبارزه جویی و خلق و خوی اقلیت بودگی را به خود گرفته است) و زمانی که به دنبال کسب قدرت برآمدند –آل بویه در ایران و فاطمیان در مصر –گفتمانی دیگری را کلید زدند.( دانشی محافظه کارتر و واقع گرایانه تر و معطوف به پذیرش امر واقع بوده است).

قسمت سوم این فصل وی بهاصول مسلم راست کیشی اشاره می کند که عبارتند از :

1.      پاره پاره شدن و افتراق جماعت های بشری امری ناگریز است و از میان این فرقه ها فقط یک فرقه  حامل راستین میراث است.

2.      حقیقت مطلق یکی است و بخش پذیر نیست.

3.      یک جنبه روحانی در امت پیامبر وجود دارد «جنگ زدن سفت و سخت به میراث خداوندی» که اگر حتی نسل حال حاضر بدان متمسک شوند، همعصر پیشینیان خود یعنی صحابه پیامبر خواهند بود.این همدورانی یعنی:

4.      وجود یک حوزه (ثابت معنایی و نشانگانی همبسته و همنوا) که همه مومنان در هر عصر و زمانی می توانند ان را باز تولید کنند.

5.      متون «راستین» یعنی تفاسیری که در طول عمر میراصث شکل گرفته اند، متونی «تک آوایی» هستند.

6.      باز امروزی و باز فعال کردن این میراث برآمده از متون کلاسیک، هر چند در دل زمینه ها و محیط های تاریخی و اجتماعی متغیری صورت میگیرد، اما از آن تغییر زمینه گردی بر میراث نمینشینید.

7.      اهمیت سیره پیامبر بدین سبب است که ، نشان دهنده تمام و کمال رفتاری است که در آن کنش آدمی با گفتار خداوند یکی میشود.

8.      در درستی اخبار و روایت هایی که آن رویدادها را برای ما نقل می کنند نمی توان و نباید شک کرد.

نویسنده کتاب سپس به معرفی نگرش «تاریخی گرای شرق شناسی» در تقابل با نگرش راست کیشی می پردازد که تنها به رویدادهایی بها می دهد که وجود و تحقق آنها در درون زمانه و مکانی خاص اثبات شده باشد. (ص 27) وی نقدی جدی به روش شناسی فیلولوژی مستشرقین دارد و اینکه از تحلیلهای انسان شناسی غفلت کرده و نگاهی تاریخی به میراث ندارند.(صص 32.33 و35.36و 37) وی به ضرورت استفاده از دانش نشانه شناسی و زبان نشاسی در فهم میراث می پردازد و به ناتوانایی هایی که فهم ارتدوکسی و راست کیشانه و فهم مستشرقین در عدم بکاربردن از این دانشها بدان مبتلا هست نیز می پردازد.(ص37) همه مواردی که نام بردیم ذیل عنوان «نقد بنّا، یا نقد سازنده» که از مصطلحات خاص ارکون هست جای میگیرد و او در قسمت های پایانی این فصل اشاره میکند که در بکار بردن نقد سازنده، نه تنها بر متون روایی و حدیثی، بلکه بر خود قرآن کریم هم نباید هیچ تردیدی بخود راه داد.(صص52 –59)

فصل دوم کتاب با عنوان«اسلام در تاریخ»مشخص شده که نویسنده با روش خاصی به تحلیل جایگاه اسلام در تاریخ{تاملی در جایگاه اسلام در تاریخ و آثار آن و البته تاثیراتی که تاریخ بر روی اسلام گذاشته است} می پردازد که در تقابل با حکایت گری ساده و جامدی است که معمولاً تاریخ نویسان کلاسیک اسلامی و همچنین شرق شناسان بدان اهتمام می ورزیدند و به ذکر تسلسل وار و زنجیره ای حوادث بسنده میکردند. وی می گوید که باید بر اساس موضوعاتی که بیشتر در گفتمان اسلام گرایی معاصر حضور دارد، شروع کنیم تا بتوان بهتر و دقیق تر، نحوه  درهم تنیدگی «اسلام و تاریخ» را نشان داد. وی برای این کار به پنج موضوع می پردازد :1- گفتمان اسلامی معاصر 2- دوران تاسیس و افتتاحی اسلام 3- پدیده اسلام گرایی 4- تجربه انسان گرایی(میانه سالهای 236 تا 442ق) 5- دین و جامعه (که تحلیلی از وضعیت جامع از سده پنجم تا پانزدهم است) . روشی که وی در این بررسی این پنج گفتمان انجام میدهد، بر اساس قرائتی تاریخی- جامعه شناختی و زبان شناختی است.

در فصل سوم وی به ضرورت و نحوه کاربرد علوم انسانی و اجتماعی در مطالعات اسلامی می پردازد. وی به تاریخمندی قرآن اشاره میکند و اینکه باید در مطالعات مرتبط با «قرآن» به این مسئله تفطن داشت و روش سمانتیکی و نشانه شناسی نیز باید در مورد گزاره های قران بکار رود. ارکون در این فصل به عنوان نمونه، روش مطالعاتی خود را بر روی سوره مبارکه (توبه) بکار می برد و لایه های نهفته در پس کاربرد های واژه گان خاص در این سوره را مورد تحلیل تاریخی، انسان شناسی و سمانتیکی قرار می دهد.

فصل چهارم با عنوان «اسلام، تاریخمندی و پیشرفت» به رابطه  «حقیقت و تاریخ» از رهگذر تحلیل مفهوم «اسلام» با توجه به نقدی تاریخی و سمانتیکی در

1-    کاربرد این واژه در قرآن(ص114 و 115)

2- مفهوم اسلام  با توجه به تقکر کلاسیک اسلامی(صص115)

3- مفهوم اسلام از نگاه مستشرقین(صص115 و 16) می پردازد میپردازد.  قبل از پرداختن به این مباحث، وی به عنوان مقدمه ورود به مفهوم شناسی اسلام، به مفهوم جزم گرایی(123 و 124)، تبیین چگونگی انتقال اندیشه از مرحله اسطوره ای به مرحله اندیشه تاریخی ایجابی(صص124- 128)  و همچنین موضع خودش در فلسفه زبان و البته فلسفه زبان رایج در فرهنگ کلاسیک اسلامی(بر اساس دیدگاه ابن حزم ظاهری) اشاره می کند(ص 126). در نهایت وی به تبیین رابطه حقیقت و تاریخی گرایی بر اساس آنچه که وی در قران مشاهده می کند، می پردازد.

فصل پنجم کتاب به رابطه دین و سیاست اختصاص دارد و ارکون از ضرورت داشتن یک نظریه شامل و فراگیر که بتواند رابطه این دو مقوله را با هم تبیین کند، سخن می گوید. وی چهار موضوع 1- تجربه پایه گذار؛ که در آن وی به نحوه شکل گیری «عقلانیت دولت» در خلال سالهای 610 تا 661 میلادی می پردازد و به تبیین شرق شناسانه و اسلام گرایی معاصر در مورد رابطه دین و سیاست در قرآن کریم و کنش های پیامبر اسلام در این خصوص را مورد نقد قرار می دهد و از عدم کفایت چنین گفتمانهایی در مسئله مهم «چگونگی تبدیل کلام شفاهی به متن نوشتاری» پرده برمی دارد و از این رهگذر است که ارکون به تحلیل گزاره «قدرت» در متن روایی قرآن کریم می پردازد و ساختار حکایت گرایانه گفتمان قران را تبیین می کند.

فصب ششم کتاب به مفهوم «اقتدار» و رابطه آن با امر قدسی و امر فرهنگی می پردازد و نشان میدهد که چگونه با تغییر این دو امر، مفهوم اقتدار نیز تغییر می یابد.

در قسمت اول این فصل، وی بر ضرورت پرداختن به پیشینه های تاریخی هر متن یا مراحل تاریخی هر متن و البته تعیین یک معیار و هنجار فلسفی تاکید می کند. نویسنده روش مقایسه ای و تطبیقی شرق شناسان، در مورد امر دینی و امر این جهانی در غرب ، مسیحیت و اسلام را برنمی تابد و بهترین روش را انسان شناسی تطبیقی معرفی میکند. قسمت دوم این فصل به جایگاه مفهوم اقتدار در اندیشه اسلامی می پردازد که به خود به پنج موضوع تقسیم می شود.

1-    برآمدن مفهوم اقتدار از دل قرآن و تجربه مدینه

2-    بررسی مفاهیمی همچون ملک، سلطان، خلیفه، امامت، حکم و ..

3-    مفهوم اقتدار در دوران اجتهاد

4-     رابطه بین میراث و اقتدار

5-    رابطه بین ایدئولوژی ها و اقتدار .

 قسمت سوم این فصل به رابطه اقتدار و نیروهای سیاسی امروزین اختصاص دارد که به مسئله سکولاریزم و ضرورت بازبینی و تامل دوباره در مفهوم اسلام و رابطه ان با سکولاریزم توجه دارد.

فصل هفتم به یکی از پیچیده ترین و در عین حال کلیدی ترین مباحث این کتاب، یعنی «امر شگرف در قرآن» اختصاص دارد. در این فصل نویسنده سعی در تبیین پدیده «امر عجیب، خارق العاده و شگرف در آگاهی دینی» - اسلامی دارد. برای وی نقشی که این امر شگرف در ایجاد مبالغه و ستایش و تقدیس در سیره (تراث) بازی میکند  و نقش و جایگاه آن در قرآن کریم بسیار حائز اهمیت است. وی نشان میدهد که ساختار و روح و روایی قرآن آمیخته با امر شگرف است، و علی هذا نباید هیچ گزاره قرآنی را –حتی گزاره هایی که بدون پیچیدگی هستند و یکراست به مقصود خود اشارت دارند –نباید از بافت  و روح قرآن، یعنی آمیختگی با امر شگرف جدا کرد و معنا کرد. ارکون در این فصل باز هم به شرق شناسی و روش فیلولوژی آنان میتازد که چرا به این امر مدهش بها نمی دهند و آن را چیزی جز و اوهام و خیال و اتوپیایی بدون مصداق نمی دانند. وی برای شناختن امر مدهش و شگرف از دو وسیله مدد میگیرد.1- علم شناسی سمانتیکی و نشانه شناسی .2 –روش بحث تاریخی. و در ادمه به تفصیل به نحوه کاربرد این دو روش می پردازد.

خاتمه این فصل یک گزارشی است از پرسش و پاسخهایی که ارکون ضمن همین موضوع «امر شگرف در قرآن کریم» با تنی چند از صاحبنظران و اسلام پژوهان داشته است. این قسمت به تنهایی چیزی حدود 33 صفحه یعنی از صفحه 210 تا 243 کتاب را به خود اختصاص داده است که ارکون تلاش میکند، ضمن پاسخ به انتقادات پرسش گنندگان، نظریه خود و دیدگاه خود را منقح تر کند.

فصل هشتم کتاب که فصل پایانی کتاب است، با عنوان «سخن پایانی در مورد مطالعات قرآنی و چشم اندازهای آن» به دو مسئله «چیستی آن چیزی که اندیشیدن در موردش محال است» و « گستره و حوزه آن چیزی که در موردش اندیشه نمی شود» در دو گفتمان اسلام شناسی کلاسیک جزم گرایانه ارتدوکسی و گفتمان شرق شناسی می پردازد. نویسنده در این خصوص دست به نقد دو نمونه از دو گفتمان درحوزه مطالعات قرآنی می زند، یکی کتاب «الاتقان فی علوم القرآن»اثر جلال الدین سیوطی و دیگر «مدخل قرآن» در دایرة المعارف اسلامی لیدن به قلم ا.ت.ویلش که اولی مربوط به گفتمان اسلام شناسی ارتدوکسی و دومی مربوط به گفتمان شرق شناسی در حوزه مطالعات قرآنی است . ارکون به کمی و کاستی این دو نمونه در حوزه مطالعات قرانی اشاره میکند و در خاتمه فصل به روشی که خودش برای تحلیل مفاهیم قرانی استفاده میکند، به صورت خلاصه وار و فهرست وار اشاره میکند.

نتائج حاصله:

نتایج کتاب را می توان به صورت خلاصه بدین ترتیب فهرست کرد.

1- ضرورت عبور از روش دین شناسی کلاسیک، به دلیل ایستایی و جامد بودن این نوع مطالعات و عدم توجه به وجه تاریخی میراث (تزمّن التراث).

2- عدم کفایت مطالعات فیلولوژیک شرق شناسی در فهم متون و میراث اسلامی، به دلیل عدم توجه به همین وجه تاریخیت میراث.

3- ضرورت استفاده از روش های نوین مطالعات در حوزه علوم انسانی مانند علم نشانه شناسی و زبان شناسی نوین، انسان شناسی تاریخی، روان نشاسی اجتماعی و جامعه شناسی تاریخی و .....

4- تلاش در تبیین چیستی«ژانر» قرآن کریم(مانند  ضرورتی که شلایرماخر در مورد تبیین ژانر کتاب مقدس اعلام کرده است) از طریق بررسی برخی مسائل و موضوعاتی که باید در این خصوص مورد توجه قرار گیرد، مانند مکانیزم تبدیل شدن وحی گفتاری و شفاهی به متن نوشتاری و رابطه آن با اقتدار«السیادة»،جایگاه امر شگرف در قران کریم، استفاده از نشانه شناسی و زبان شناسی نوین و استفاده از تحلیلهای تاریخی مبتنی بر انسان شناسی تاریخی ، جامعه شناسی و روان شناسی انتقادی و تاریخی و ...در فهم گزاره های قران کریم و کلید واژه گان و ..رابطه اسلام و سیاست در پرتو نحوه تجلی امر سیاسی«قدرت» در قرآن کریم و ..

5- نشان دادن چهره «سکولار» گفتمان اسلام گرایی معاصر، علی رغم همه شعارهای جریان های اسلام گرایی معاصر که حضور دین در همه جوانب زندگی  و رویگردانی از سکولاریم را وجه همت خویش قرار داده اند.

 

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است .

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است .


١٦:٢٨ - شنبه ٢٦ فروردين ١٣٩٦    /    شماره : ٨٤٦١٣    /    تعداد نمایش : ٥٧


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7579
 بازدید امروز : 113
 کل بازدید : 44389
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/8125