جمعه ٠٦ مرداد ١٣٩٦

مقالات

مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
حسب دستور ریاست محترم جامعه المصطفی العالمیه حضرت آیت‌الله اعرافی مبنی بر واگذاری بخشی از تدوین و بازنگری متون درسی به مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس و ضرورت آشنایی اساتید محترم با اصول و استانداردهای تدوین متن، کارگاه سه‌روزه از 26 الی 28 تیرماه با عنوان «آشنایی با اصول و مبانی تدوین متون درسی» در ساختمان ستاد مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس از سوی مرکز پژوهشی برگزار شد. حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر حسن رضایی مدیرکل دفتر تدوین متون درسی پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی و جناب آقای دکتر سید امیر هاشمی کارشناس مسئول این اداره، تدریس در این کارگاه را به عهده داشتند. افتتاحیه این کارگاه با حضور ارزشمند حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر عباسی معاون محترم آموزش جامعه المصطفی و حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدوی‌مهر رئیس مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس برگزار گردید.

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
در دو یادداشت قبلی بیان شد که جامعه دینی جامعه‌ای است که بینش، اندیشه و انگیزه الهی نقش تعین کننده در اعمال، افکار، رفتار و مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی انسان‌ها داشته و به‌تبع آن در ساختارها، نهادها و کارکردهای آن‌ها می‌تواند داشته باشد. و اصل و قاعده در جامعه دینی انتخاب است و یک دلیل برای آن آورده شد. در این یادداشت به دلیل دوم اشاره می شود.

حسن توسلی - گفت و گوی ادیان
یکی از مهم‌ترین منابع جهت فهم معارف دینی و چارچوب‌های نظری دین اسلام بر اساس مکتب اهل‌البیت علیهم السلام و وبه ویژه امام علی علیه السلام، فهم و استنباط یکی از استوانه‌های حکمت اسلامی معاصر، مرحوم علامه محمدتقی جعفری است. نویسنده در این یادداشت می کوشد تا مبانی انسان شناسی نهج البلاغه را را از طریق شرح نهج البلاغه علامه جعفری بنمایاند.

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان
ویژگی شاخص عرصه تحقیقات دینی، وجود اختلاف‌نظر فراگیر و ظاهراً دیر درمان در آن است. با اتخاذ هر موضعی در قبال پرسش‌های اساسی دینی، با گروه عظیمی از افراد بسیار آگاه و هوشمند، مخالفت می‌کنیم. وجود پدیده شایع اختلاف‌نظر دینی موجب طرح پرسش‌های فلسفی مختلفی می‌شود. یکی از آن‌ها پرسشی است که در عرصه فلسفه سیاسی مطرح می‌شود: آیا در جامعه‌ای کثرت‌گرا که مشخصه آن وجود تنوع و اغلب تعارض در بین اعتقادات دینی است، ممکن است برداشت‌های دینی از خوبی و درستی، مبنای مشروعی برای عقاید سیاسی باشد؟ آيا اختلاف‌نظر دینی پایدار با این اعتقاد مسیحیان و بسیاری از دیگر خداباوران سازگار است؟ تمرکز این نوشتار بر چالش معرفت‌شناختی‌ای است که اختلاف‌نظر دینی به وجود می‌آورد.

رضا اکبری - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
از زمانی که علوم مدرن پا به عرصه هستی در جهان معرفت نهاد؛ یکی از شعارها و بلکه کانون اصلی آن؛ عینیت و ممانعت از ورود ارزش­‌های اخلاقی، سیاسی پژوهشگر در موضوع مطالعه پذیرفته شد. عینیت‌گرایی علم به‌عنوان یکی از ویژگی­‌های متمایزکننده علم از شبه‌علم و معرفت­های کاذب تا نیمه‌­های قرن بیستم دوام آورد؛ ولی با چرخش­‌های پارادایمی نیمه دوم قرن؛ در فلسفه علم و نیز حضور قدرتمند جامعه­‌شناسیِ معرفت؛ با چالش مواجه گردید.



  چاپ        ارسال به دوست

رضا اکبری - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی

عینیت و ارزش‌گرایی در اندیشه علامه محمدتقی مدرسی(با مروری بر کتاب منطق اسلامی)

عینیت و ارزش‌گرایی در اندیشه علامه محمدتقی مدرسی(با مروری بر کتاب منطق اسلامی)

رضا اکبری

 

مقدمه

از زمانی که علوم مدرن پا به عرصه  هستی در جهان معرفت نهاد؛ یکی از شعارها و بلکه کانون اصلی آن؛ عینیت و ممانعت از ورود ارزش­‌های اخلاقی، سیاسی پژوهشگر در موضوع مطالعه پذیرفته شد. عینیت‌گرایی علم به‌عنوان یکی از ویژگی­‌های متمایزکننده علم از شبه‌علم و معرفت­های کاذب تا نیمه‌­های قرن بیستم دوام آورد؛ ولی با چرخش­‌های پارادایمی نیمه دوم قرن؛ در فلسفه علم و نیز حضور قدرتمند جامعه­‌شناسیِ معرفت؛ با چالش مواجه گردید.[1]

لازم به گفتن است در این بین دو دیدگاه را می‌توان از هم متمایز کرد:

۱.دیدگاه غالب که همان دیدگاه پوزیتیویستی است هنوز بر عینیت علم پافشاری می‌کند و حضور ارزش اخلاقی و هنجارمندی را سبب خروج علم از علمیت آن یا به تعبیری فقدان اعتبار آن می‌داند.

۲.دیدگاه دیگری که عموماً پست‌مدرنیست‌ها انتقادی‌ها و فمینیست‌ها و پراگماتیست‌ها می‌باشند که معتقدند عینیت علم قابل دفاع نیست و علم فارغ از ارزش وجود ندارد و در صورت وجود آن دانش بی‌فایده و بی‌ثمر برای بشر است.

علامه محمدتقی مدرسی با بینشی عمیقاً شگرف به مسئله علم[2] توجه نموده و در آثار خود به جمع بین این دو امر به‌ظاهر متخالف؛ عینیت علم و حضور ارزش‌های اخلاقی، سیاسی و.. دست‌زده‌اند.

ایشان در رابطه با علم؛ قائل به این‌اند که انسان می­تواند به حقیقت امور یا واقعیت دست یابد، البته به اتکای عقل؛ « هنگامی‌که آدمی عقل را شناخت، خواهد توانست علم را از خیال جدا کند. عقل به استحاله­ تناقض و تضاد، تضاد و قبحِ شر و ظلم و صحت داده‌­های حسی حکم می‌کند و می­‌تواند هر حادثه‌­­ای را به سبب خود و هر تخیل نفسانی را به علت آن بازگرداند. عقل می‌­تواند هر اندیشه صحیحی را از اندیشه خطا جدا کند، پس‌ازآنکه توانست از دلایل آن اطمینان حاصل کند».[3]

روشن است که رسیدن به علم ناب و محض برای انسان ممکن است؛ اما ایشان آن‌قدر هم به این باور نگاهی ساده­‌دلانه و سهل‌الوصول ندارند؛ بلکه معتقدند عالِم در رسیدن به چنین دانشی؛ نیازمند مبارزه و مجاهدت بسیاری است؛ زیرا ایشان معتقدند که منابع اندیشه تنها به عقل خلاصه نمی­‌گردد.

«اگر هر حادثه‌­ای نیازمند منبعی باشد پس هر اندیشه­ حادثی نیز به یک منبعی نیازمند خواهد بود؛ ولی منبع اندیشه­ حادث کدام است؟ با یک کشف ذاتی برای اندیشه؛ عقل منبع آن را به سه نوع تقسیم می‌کند:

1.خود عقل یا به تعبیر دقیق‌تر؛ احکام عقلی و پیشینه‌­های فکری.

2.نفس و آنچه از هوی و هوس و جهل در آن جای گرفته.

3.حس با انواع گوناگون آن»[4].

عقل در کنار دو منبع دیگر منابع اندیشه هستند؛ اما عقل برای رسیدن به علم باید تفوق و تسلطش را بر دو منبع دیگر مسلم سازد؛ علاوه بر این عقل این نیرو و چراغ خدادادی نیازمند تحریک و گشوده شدن است.

علامه مدرسی معتقدند که عقل موجود است، لکن منفذ آن بسته است و باید به گشودن آن پرداخت. گشودن منافذ عقل بر دو گونه است:

1.گاهی انسان از نور عقل خود کاملاً بی­‌خبر است و تنها به اطلاعات خود توجه دارد و بدون رجوع به عقل؛ حقیقت را در همین اطلاعات جستجو می‌کند، همچون کسی که با غفلت از خورشید به موجوداتی می­‌پردازد که از خورشید روشنی یافته‌­اند. در اینجا انسان نیازمند کسی است که او را از نوری که در اختیار دارد و از آن غافل است آگاه کند. خداوند انبیا علیهم‌السلام را برانگیخته تا آدمیان را از نور عقلی که در اختیار دارد آگاه گرداند و از انسان بخواهند تا به خود و عقل خود بازگردند تا راه‌حل سریع همه­ مشکلات را بیابد[5].

2.انسان همیشه از عقل بی­‌خبر نیست؛ اما برخی اوقات در فرایند تعقل دچار تردید و تعمیم کلیات احکام عقل به جزئیات می‌شود که ناشی از نقصان اطلاعات علمی انسان از موضوع است مثل جهل انسان نسبت به طبیعت مورچه که منجر به این حکم ارزشی می‌شود که آیا سلب روزی از مورچه ظلم است یا نه و یا تردید ناشی از تناقض حکم عقلی با منافع مقطعی انسان[6].

در این مورد آخری انسان می­‌تواند با تأمل، عدم شتاب در حکم، استفاده از ادوات علمی به علم صحیح و متقن دست یابد.[7]

خرد بعدازآن که به فراز کار خود رسید و استوار گردید، با دو مانع بزرگ فراروی خویش نسبت به دستیابی به علم برمی­‌خورد: 1.مانع حسی. 2.مانع هوی و هوس.

بنا به باور ایشان حس ازجمله‌ منابع معرفتی هست و نسبت به اهمیت حس در جهان علم ایشان می‌­افزایند که:« کاخ علم که امروزه بدان می‌بالیم بر اساس تجربه استوار است و اسلام برای احساس اهمیتی متناسب با آن قائل شده است؛ زیرا در جاهای مختلف انسان را به‌دقت در سیر حرکت و تأمل فراخوانده است.[8]

اما به‌رغم اهمیت حس؛ نقش اصلی متوجه عقل است؛« زیرا این عقل است که به احساس جهت می­‌دهد و نتایج آن را نمودار می‌سازد، همان عقلی که اگر نمی‌­بود اندیشه با ناتوانی کامل روبرو می‌­شد؛ زیرا اگر فرضاً عقل را از احساس جدا کنیم و به حس‌گرایانی تبدیل شویم که نقش عقل را در هدایت احساس نادیده می­‌گیرند، به‌زودی خواهیم دید که چگونه در گردابی از گمراهی‌ها گرفتار خواهیم آمد تا آنجا که نخواهیم توانست حتی حقایق پیش پا افتاده را به‌وسیله احساسِ تنها کشف کنیم»[9].

تجربه اگر در معرض سنجشگری عقل قرار نگیرد، همواره محتمل است که به خطاهای بسیاری گرفتار آید و به تعمیم‌­های کاذبی بینجامد. تا به اینجا دو منبع اندیشه را یا علم را بر اساس نظراتشان ترسیم نمودیم و گفتیم اندیشه محصول رسیدن انسان به آگاهی از عقل خودش و یا استفاده از ملاک‌های عقلی و تابیدن آن بر تجربیات حسی است و می‌­تواند به این وسیله از افتادن در فرایندهای خطا جلوگیری کند؛ اما این‌ها امور مربوط به خود علم است یعنی ناظر به علم.

منبع سوم اندیشه هوی و هوس موجود در ابنای بشر است؛ یعنی اینکه انسان و ازجمله  عالِم در هر رشته­ علمی متأثر از خواست­‌ها، علایق، منافع، تمایلات، تضادها، رقابت­‌ها و چشم‌وهم‌چشمی‌های شخصی و گروهی است. و همین امور است که هر پژوهش و سیر مطالعاتی؛ منجر به نتایجی می‌شود که بیشتر از آنکه علم باشد، ایدئولوژی­ها و بروز ویژگی­های شخصی یا گروهی وی است.[10]

در تقابل با هوی و هوس علامه مدرسی به عقل به‌عنوان نور و چراغ می­‌نگرد و بر این باورند که:« اگرچه ما به‌تمامی احکام آن آگاهی نداریم؛ ولی هرگاه که درصدد شناسایی آنها برآییم از ما روی برنمی‌تابد و این حجتی است کافی در اینکه عقل در محدوده­ی آزادی و اختیار فرد قرار دارد».[11]

هوی و هوس چه زمانی که فقط جنبه فردی دارد و چه زمانی که جلوه­ی اجتماعی به خود می­‌گیرد و با پیوند یافتن با تمایلات و گرایش­های هوس آمیز گروه، قوم و.. به جامعه گره می­‌خورد، نیرویی است برانگیزاننده به‌سوی گزینش رهیافت­‌ها و نتایجِ خاص در علم، اما آیت‌الله مدرسی؛ با نقش چشمگیری که به اراده گزینشگرِ کنشگر می­‌دهد، او را قادر به گذشتن از این حجاب مستور می‌دانند.

چنانچه ازنظر گذشت ایشان باوری راسخ به راهگشا بودن عقل در از بند جستن از تله­‌های فردی و اجتماعی‌ای که علم در شدنِ خود به آن نیاز دارند، قائل هستند. با وجود اینکه ایشان با توانایی انسان در رسیدن به علم صحیح و اندیشه‌های صواب معتقدند؛ اما برخلاف نگاه پوزیتیویست‌ها که علم را فارغ از ارزش می­‌دانستند و فعالیت علمی را فارغ از هرگونه امر؛ برای فعالیت علم رسالتی اخلاقی و ارزشی قائل‌اند که بدان خواهیم پرداخت. تا به اینجا به بخشی از دیدگاه‌های ایشان که در کتاب نگرش نو بر اندیشه اسلامی بازتاب یافته بود را مورد بازخوانی قرار دادیم.

از اینجا به بعد به معرفی اثر سترگ ایشان به نام منطق اسلامی می‌پردازیم تا مخاطب با رجوع به آن اثر که به‌صورت مبسوط‌تر و منسجمی به دیدگاه‌های مطرح شده در جستار حاضر پرداخته است از بهره بردن از آن محروم نماند.

منطق اسلامی اثر حضرت آیت‌الله مدرسی با ترجمه محمدحسین روحانی به سال 1378 توسط انتشارات محبان الحسین انتشار یافته و یکی از مجموعه انبوه آثار این اندیشمند بزرگ عصر حاضر  جهان اسلامی است. این اثر بی­‌شک در میان آثار ایشان جایگاه برجسته­‌ای دارد که سعی داریم تصویری اجمالی از آن ترسیم نماییم.

این اثر از یک فصل مقدماتی که دربردارنده­ تعریف برخی مفاهیم، تصویری اجمالی از درون‌مایه‌ کتاب می‌باشد و نیز هفت فصل اصلی تشکیل شده است.

فصول هفت‌گانه‌ اصلی کتاب به دو بخش قابل‌تقسیم است: فصل اول با عنوان تکامل اندیشه منطقی؛ بحثی تاریخی را می‌پروراند و نویسنده چگونگی پیدایش، رشد، تحول و تطور اندیشه­ منطقی را تا عصر حاضر می‌کاود. نویسنده به اینکه اندیشه‌ها همواره در ارتباط با بسترهای اجتماعی، انگیزه‌ها و فرایندهای  روانی شکل‌گرفته‌اند و تحول‌یافته‌اند کاملاً متفطن بوده و به همین منظور در سیر تاریخی تطور منطق از انواع تحلیل‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی استفاده می‌کند.

قسمت دوم از فصل دوم آغاز می‌گردد، و بحث‌ها بر مبنای موضوع طرح می‌گردند. در این فصل نویسنده شمایی کلی از اصول منطق اسلامی را ارائه می‌دهد که به‌واقع در دیگر فصل‌های کتاب به‌گونه‌ای ضمنی منظور شده است.

فصل سوم و چهارم دربردارنده‌ روش‌شناسی پژوهش علمی است که در فصل سوم به شیوه­ سلبی از خطاهای فکر و اندیشه پرده می‌­افکند و عمدتاً به علل روانی، اجتماعی و حتی زیستی و وراثتی مؤثر بر شکل‌گیری خطا در اندیشه اشاره می‌شود.

در چهارمین فصل روند خطاشناسی اندیشه پی­‌جویی می‌شود با این تفاوت که در فصول پیشین خطاها تحت تأثیر ناشی از مسببات بودند و در این فصل به خطاهای ناشی از خود روش پژوهش، توجه می‌شود. به دیگر تعبیر گاهی پژوهشگر به نتایج و پاسخ‌­های غلطی دست می­‌یابد نه به این دلیل که روش پژوهش، طرح مسئله یا استراتژی‌های تحقیق ناکارآمد است؛ اما در برخی موقعیت­‌ها خود روش، طرح مسئله و استراتژی منتخب از اساس قابل خدشه و ناکارآمد است و این فصل؛ مورد آخر را نشانه گرفته است.

فصل پنجم و هفتم دربردارنده­ روش­‌های استقراء و قیاس؛ که دو استراتژی اصلی و دارای پیشینه­‌ای به قدمت تفکر بشر است می‌باشد و به نقد و بررسی آنها می­پردازد.

ششمین فصل کتاب به چگونگی کاربرد روش استقرائی در علوم اجتماعی و تاریخ عطف توجه می‌کند.

به‌طورکلی می‌توان «منطق اسلامی» علامه محمدتقی مدرسی را ازجمله آثاری دانست که قصد تأسیس یا احیای علم اسلامی را دارد. با مطالع­ه همین اثر و نیز آثار دیگر نویسنده مانند «عرفان اسلامی» و «نگرشی نو بر اندیشه اسلامی» و نیز برخی دیگر از نوشته­‌های ایشان روشن می‌شود که ایشان معتقدند روند تفکر اسلامی دچار انحراف گردیده و از سرچشمه­‌های بنیادین خود یعنی، قرآن، سنت و عقل فاصله گرفته و لازم است که تفکر اسلامی به جایگاه اصلی خویش بازگشت نماید و این اثر به همین منظور به نگارش درآمده است.

منطق اسلامی را اگر فقط با پیش‌فرض‌های مرسوم سنتی از علم منطق که در حوزه‌­های علمیه و دانشگاه‌ها رایج است، مطالعه کنیم بسیاری از فصل‌های کتاب زائد است و با اثری در علم منطق بسیار فاصله دارد و بیراه نیست اگر بگوییم یکی از علل عمده­ عدم توفیق این اثر در یافتن جایگاه درخور و شایسته­ خودش را وجود همین پیش‌فرض‌ها بدانیم. اما اگر با مقصود و دغدغه­ نویسنده همدلی کنیم و قصد نویسنده را در درانداختن طرحی نو در تفکر اسلامی فهم نماییم و این ایده را که منطق باید معیار تفکر و روش تفکر نه‌تنها تفکر عقلانی مربوط به متافیزیک، الهیات یا علوم انتزاعی بلکه به‌مثابه روش‌شناسی و معیار تفکر در جامعه‌شناسی، روش‌شناسی و... درک نماییم، تمام فصول کتاب از قوت و استحکام لازم برخوردار است و پرداختن نویسنده به علوم انسانی نشانگر جامعیت و نظام­مندی اندیشه­ ایشان است.

در یک قضاوت کلی می‌توان منطق اسلامی را اثری خواندنی دانست که تنها دربردارنده­ اطلاع گسترده از مجموعه­ فلسفه، منطق و علوم اجتماعی نیست؛ بلکه تمام این اطلاعات گسترده و تحلیل­‌های جالب‌توجه تاریخی، اجتماعی و روان‌شناختی را در جهت پرورش ایده­ علم اسلامی به‌ویژه روش‌­شناسی اسلامی فراهم آورده است و توجه بیشترِ دانش‌­پژوهان علوم اسلامی و انسانی به این اثر ارزشمند، می‌تواند موجب نتایج ارزشمندی گردد.

نتیجه‌گیری

عمده نتیجه‌ای که از سطور بالا به دست آمد به‌قرار ذیل است:

دیدگاه علامه مدرسی در حد وسط بین علم‌گرایی بی‌حدوحصر و نسبی‌گرایی قرار دارد. بدین گونه که ایشان معتقدند ارزش‌گرایی را نباید و نمی‌توان از علم کنار گذاشت و همین ارزش‌گرایی باعث رشد آن و در امان ماندن آن از جهل کذب و خطا می‌شود.

برای معرفت سه منبع عمده وجود دارد: حس عقل و هوی و هوس که اگر بتوان عقل را بر دیگر منابع برتری داد و تسلط را بر آن دو برقرار ساخت می‌توان به معرفت دست یافت.

کتاب منطق اسلامی عمده‌ترین اثر ایشان در خصوص منطق است که فقط با نگاهی ژرف و در نظر داشت هدف و انگیزه‌ نویسنده می‌توان آن را بهتر فهمید.

با درک این پیش‌فرض که علامه مدرسی این اثر را به جهت درانداختن طرحی نو در تفکر و بنیان‌گذاری معرفت خلق نموده، می‌توان این اثر را منطق علوم یا به تعبیری دیگر روش‌شناسی علوم انسانی از منظری اسلامی دانست.

منبع

  • مدرسی، سید محمدتقی، نگرشی نو بر اندیشه اسلامی، ترجمه حمیدرضا آژیر، مشهد، آستان قدس رضوی: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1379.
  • مدرسی، سید محمدتقی، منطق اسلامی، ترجمه محمدحسین روحانی، تهران، محبان الحسین، 1378.
  • محمد پور، احمد، روش در روش: درباره ساخت معرفت در علوم انسانی، تهران، جامعه شناسان، 1389.
  • اسمیت، گادفری، درآمدی به فلسفه علم: پژوهشی در باب یک‌صد سال مناقشه بر سر چیستی علم، ترجمه نواب مقربی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ،۱۳۹۲.

 

 

 


[1]گادفری، اسمیت، درآمدی به فلسفه علم: پژوهشی در باب یک‌صد سال مناقشه بر سر چیستی علم ص ۱۹۱-۲۱۰.

[2]در اینجا مراد از علم؛ فقط علم تجربی نیست بلکه معنایی از علم است که هم شامل علوم تجربی و هم دیگر معارف بشری و دینی می‌شود.

[3]نگرشی نو بر اندیشه اسلامی، ص47-48.

[4]همان، ص58.

[5]همان ، ص61.

[6]همان ، ص62-63.

[7]همان ، ص62-63.

[8]همان ، ص73.

[9]همان ، ص73.

[10]همان ، ص64-65.

[11]همان ،ص66.

 


٠٩:٢٣ - يکشنبه ١١ تير ١٣٩٦    /    شماره : ٨٦١٤٠    /    تعداد نمایش : ٣١


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7579
 بازدید امروز : 113
 کل بازدید : 44389
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/8125