جمعه ٠٦ مرداد ١٣٩٦

مقالات

مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
حسب دستور ریاست محترم جامعه المصطفی العالمیه حضرت آیت‌الله اعرافی مبنی بر واگذاری بخشی از تدوین و بازنگری متون درسی به مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس و ضرورت آشنایی اساتید محترم با اصول و استانداردهای تدوین متن، کارگاه سه‌روزه از 26 الی 28 تیرماه با عنوان «آشنایی با اصول و مبانی تدوین متون درسی» در ساختمان ستاد مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس از سوی مرکز پژوهشی برگزار شد. حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر حسن رضایی مدیرکل دفتر تدوین متون درسی پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی و جناب آقای دکتر سید امیر هاشمی کارشناس مسئول این اداره، تدریس در این کارگاه را به عهده داشتند. افتتاحیه این کارگاه با حضور ارزشمند حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر عباسی معاون محترم آموزش جامعه المصطفی و حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدوی‌مهر رئیس مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس برگزار گردید.

سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
در دو یادداشت قبلی بیان شد که جامعه دینی جامعه‌ای است که بینش، اندیشه و انگیزه الهی نقش تعین کننده در اعمال، افکار، رفتار و مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی انسان‌ها داشته و به‌تبع آن در ساختارها، نهادها و کارکردهای آن‌ها می‌تواند داشته باشد. و اصل و قاعده در جامعه دینی انتخاب است و یک دلیل برای آن آورده شد. در این یادداشت به دلیل دوم اشاره می شود.

حسن توسلی - گفت و گوی ادیان
یکی از مهم‌ترین منابع جهت فهم معارف دینی و چارچوب‌های نظری دین اسلام بر اساس مکتب اهل‌البیت علیهم السلام و وبه ویژه امام علی علیه السلام، فهم و استنباط یکی از استوانه‌های حکمت اسلامی معاصر، مرحوم علامه محمدتقی جعفری است. نویسنده در این یادداشت می کوشد تا مبانی انسان شناسی نهج البلاغه را را از طریق شرح نهج البلاغه علامه جعفری بنمایاند.

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان
ویژگی شاخص عرصه تحقیقات دینی، وجود اختلاف‌نظر فراگیر و ظاهراً دیر درمان در آن است. با اتخاذ هر موضعی در قبال پرسش‌های اساسی دینی، با گروه عظیمی از افراد بسیار آگاه و هوشمند، مخالفت می‌کنیم. وجود پدیده شایع اختلاف‌نظر دینی موجب طرح پرسش‌های فلسفی مختلفی می‌شود. یکی از آن‌ها پرسشی است که در عرصه فلسفه سیاسی مطرح می‌شود: آیا در جامعه‌ای کثرت‌گرا که مشخصه آن وجود تنوع و اغلب تعارض در بین اعتقادات دینی است، ممکن است برداشت‌های دینی از خوبی و درستی، مبنای مشروعی برای عقاید سیاسی باشد؟ آيا اختلاف‌نظر دینی پایدار با این اعتقاد مسیحیان و بسیاری از دیگر خداباوران سازگار است؟ تمرکز این نوشتار بر چالش معرفت‌شناختی‌ای است که اختلاف‌نظر دینی به وجود می‌آورد.

رضا اکبری - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
از زمانی که علوم مدرن پا به عرصه هستی در جهان معرفت نهاد؛ یکی از شعارها و بلکه کانون اصلی آن؛ عینیت و ممانعت از ورود ارزش­‌های اخلاقی، سیاسی پژوهشگر در موضوع مطالعه پذیرفته شد. عینیت‌گرایی علم به‌عنوان یکی از ویژگی­‌های متمایزکننده علم از شبه‌علم و معرفت­های کاذب تا نیمه‌­های قرن بیستم دوام آورد؛ ولی با چرخش­‌های پارادایمی نیمه دوم قرن؛ در فلسفه علم و نیز حضور قدرتمند جامعه­‌شناسیِ معرفت؛ با چالش مواجه گردید.



  چاپ        ارسال به دوست

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان

اختلاف‌نظر دینی (بخش اول)

اختلاف‌نظر دینی*(بخش اول)

نویسنده: جان پیتارد

مترجم: روح‌الله موحدی

 

[درآمد]

ویژگی شاخص عرصه تحقیقات دینی، وجود اختلاف‌نظر فراگیر و ظاهراً دیر درمان در آن است. با اتخاذ هر موضعی در قبال پرسش‌های اساسی دینی (مانند این پرسش که آیا خدا وجود دارد، ماهیت خدا ممکن است چگونه باشد، آیا جهان هدفمند است، آیا بعد از مرگ زندگی وجود دارد) با گروهی عظیمی از افراد بسیار آگاه و هوشمند، مخالفت می‌کنیم. وجود پدیده شایع اختلاف‌نظر دینی موجب طرح پرسش‌های فلسفی مختلفی می‌شود. یکی از آن‌ها پرسشی است که در عرصه فلسفه سیاسی مطرح می‌شود: آیا در جامعه‌ای کثرت‌گرا که مشخصه آن وجود تنوع و اغلب تعارض در بین اعتقادات دینی است، ممکن است برداشت‌های دینی از خوبی و درستی، مبنای مشروعی برای عقاید سیاسی باشد؟ پرسش‌هایدیگر مربوط امکان سازگاری آگاهی از اختلاف‌نظر با اعتقادات دینی خاص است. برای نمونه، آيااختلاف‌نظر دینی پایدار با این اعتقاد مسیحیان و بسیاری از دیگر خداباوران که خدا «می‏خواهد همه آدمیان نجات یابند و حقیقت را بشناسند» (تیموتائوس اول، 2: 4، نسخه جدید بازبینی شده از کتاب مقدس) سازگار است؟ ما در این نوشتار درباره این پرسش‌ها و پرسش‌های مهم دیگر بحث نمی‏کنیم. تمرکز این نوشتار بر چالش معرفت‌شناختی‌ای است که اختلاف‌نظر دینی به وجود می‌آورد: آیا آگاه شدن از ماهیت و میزان اختلاف‌نظر دینی موجب می‌شود که اعتقاد قطعی به دیدگاه‌های دینی یا دیدگاه‌های صریحاً غیردینی برای ما نامعقول شود؟ بسیاری از فیلسوفان با این استدلال که واکنش مناسب به اختلاف‌نظر دینی شکاکیت دینی است، به این سؤال پاسخ مثبت داده‌اند. اما برخی فیلسوفان دیگر مدعی شده‌اند که حتی به‌رغم اختلاف‌نظر با اندیشمندان دارای صلاحیت بالا، معقول است که عقاید دینی خود را حفظ کنیم.

 تأمل درباره چالش معرفتی‌ای که اختلاف‌نظر دینی به وجود می‌آورد، بی‌درنگ ما را با پرسش‌هایی درباره اینکه مطلق اختلاف‌نظر، اختلاف‌نظر دینی یا دیگر انواع اختلاف‌نظر چه اهمیت معرفتی‌ای دارند، مواجه می‌کند. شاید برخی گمان کنند که اختلاف‌نظر دینی، جدا از آن پرسش‌هایی که در آثار عام مربوط به اختلاف‌نظر به آن پرداخته می‌شود، موجب طرح هیچ پرسش معرفت‌شناختی متمایزی نمی‌شود. اما برخی ویژگی‌های اختلاف‌نظر دینی موجب طرح مسائلی می‌شود که اغلب به‌اندازه کافی در چنین آثاری عامی بدان پرداخته نمی‌شود. این ویژگی‌ها این‌ها هستند: عدم توافق بر سر این نکته که در بررسی پرسش‌های مورد مناقشه،مهم‌ترین مهارت‌ها، فضیلت‌ها و صلاحیت‌ها کدامند؛ این واقعیت که بسیاری از باورهای مورد مناقشه مسلماً به لحاظ معرفتی بنیادین هستند؛ وزن قرینه‌ای فراوانی که به تجارب خصوصی نسبت داده می‌شود؛ و برجستگی ملاحظات عملی یا عمل‌گرایانه در توجیه‌هایی که برای دیدگاه‌های متعارض فراهم می‌شود.اگر این ویژگی‌های را به‌صورت جداگانه لحاظ کنیم، اختصاصی به اختلاف‌نظر دینی نخواهند داشت، اما این واقعیت که این ویژگی‌ها غالباً در اختلاف‌نظر دینی به‌صورت هم‌زمان و بسیار برجسته‌ای وجود دارند، موجب می‌شود تا اختلاف‌نظر دینی را یک مبحث معرفت‌شناختی مستقل بدانیم. بخش عمده این مقاله بر این ویژگی‌های مشکل‌ساز اختلاف‌نظر دینی و پرسش‌های خاصی که این ویژگی‌ها بدان دامن می‌زنند، متمرکز است.

1. اهمیت مرتبه اول و مرتبه بالاتر اختلاف‌نظر دینی

اختلاف‌نظر دینی ممکن است دو نوع چالش قرینه‌ای متمایز برای یک باور دینی ایجاد کند: چالش مرتبه اول و چالش مرتبه بالاتر. (در ادامه این نوشتار، عنوان «باور دینی» را معمولاً برای اشاره به تمام باورهایی به کار می‌بریم که موضعی در قبال مسائل دینی اتخاذ می‌کند. این باورها شامل باورهای غیردینی صریح مانند این باور که خدا وجود ندارد، نیز می‌شود.) هدف این بخش این است که تمایز بین چالش قرینه‌ای مرتبه اول و چالش قرینه‌ای مرتبه بالاتر را توضیح دهد و به مواردی نگاه بیندازد که نشان می‌دهند اختلاف‌نظر دینی چگونه می‌تواند اهمیت مرتبه اول برای باور دینی داشته باشد. بخش‌های باقی‌مانده این نوشتار بر روی چالش مرتبه بالاتری کهاختلاف‌نظر دینی به وجود می‌آورد، تمرکز می‌کنند.

در ادبیات معرفت‌شناختی مربوط به اختلاف‌نظر، بسیاری از اوقات، بین شاهد مرتبه اول و شاهد مرتبه بالاتر تمایزی ترسیم می‌شود (کلی، 2005). این تمایز را می‌توان به‌صورت تقریبی به شکل زیر توضیح داد. شاهد مرتبه اول له یا علیه گزاره گ «مستقیماً» به این پرسش که آیا گ صادق است، ارتباط دارددرحالی‌که شاهد مرتبه بالاتر له یا علیه گ مستقیماً به این پرسش که آیا گ صادق است، ارتباط ندارد، اما مستقیماً به این پرسش که آیا شواهد مرتبه اول له یا علیه گ را عاقلانه ارزیابی کرده‌ایم، ارتباط دارد. برای توضیح بیشتر این تمایز، مثال کارآگاهی را در نظر بگیرید که تمام شب را بیدار مانده و شواهد مربوط به یک جرم خاص را بررسی کرده است (برگرفته از روتوندو، ۲۰۱۳). کارآگاه در پایان روند طولانی بررسی شواهد، نظر می‌دهد که شخص الف، مرتکب جرم شده است نه شخص ب. وقتی او دستیارش را فرامی‌خواند تا نظرش را با او در میان بگذارد، دستیارش می‌پرسد آیا وی تمام شب را ‌بیدار مانده است. او به کارآگاه تذکر می‌دهد که پیش‌ازاین، هرگاه وی تمام شب را بیدار مانده است، استدلالش افتضاح و نامعتبر بوده است (باوجوداینکه به نظر خود کارآگاه هیچ خطایی وجود نداشته است). بگذارید این واقعیت را که کارآگاه در موارد شب‌بیداری سابقه بدی داشته است، ج بنامیم. به گفته بسیاری از معرفت شناسان، کارآگاه پس‌ازاینکه متوجه ج شد، باید به‌طور قابل‌توجهی از میزان اطمینانش به اینکه شخص الف مرتکب جرم شده است، بکاهد. (بااین‌حال، برخی معرفت شناسان دیگر وجود دارد [لازونین آرنیو، ۲۰۱۴ و تایتل بائوم، ۲۰۱۵] که  معتقدند اگر کارآگاه واقعاً شواهد مرتبه اول را به‌درستی ارزیابی کرده است، نباید از میزان اطمینانش بکاهد.) بنابراین، ج مسلماًشاهدی است علیه این ادعای کارآگاه که شخص الف مرتکب جرم شده است. بااین‌حال، ج برخلاف شواهدی که کارآگاه شب مشغول بررسی آنها بود، مستقیماً به این سؤال که آیا شخص الف مرتکب جرم شده است یا نه، ارتباطی ندارد. از ج انتظار نمی‌رود که به ما نشان دهد به‌احتمال بیشتر شخص ب مرتکب جرم شده است نه شخص الف: کسی که شب را کامل خوابیده است می‌تواند قبل از بررسی شواهد کارآگاه، ج را به‌مثابه قرینه‌ای نامربوط نادیده بگیرد. اینکه ج موجب می‌شود تا کارآگاه به حدسش درباره مجرم بودن شخص الف شک کند، تنها به این دلیل است که ج شاهد مرتبه بالاتری است که درباره هر نتیجه‌ای که کارآگاه پس از یک‌شب بیداری بدان می‌رسد، ایجاد شک می‌کند.

حقایق مربوط به اختلاف‌نظر دینی ممکن است نگرانی قرینه‌ای مرتبه اول یا مرتبه بالاتر (یا هر دو) برای باور دینی ایجاد کند.

فرض کنید که دیدگاه دینی د۱ نظری را درباره طبیعت انسان پیشنهاد می‌دهد که بر اساس آن، اختلاف‌نظر دینی پایدار انتظار می‌رود، درحالی‌که دیدگاه دینی د۲ نظری را درباره طبیعت انسان پیشنهاد می‌دهد که بر اساس آن اختلاف‌نظر دینی پایدار بسیار تعجب‌آور خواهد بود (هرچند نه غیرممکن). با توجه به این فرض، اختلاف‌نظر دینی پایدار، شاهدی مرتبه اول محسوب می‌شود که بر اساس آن د۱ را بر د۲ ترجیح دهیم. اما افزون بر این نوع اهمیت مرتبه اول اختلاف‌نظر دینی، اگر برخی حقایق مربوط به اختلاف‌نظر، درباره عقلانیت دیدگاه دینی یا اعتمادپذیری روند شکل‌گیری باورهای دینی نگرانی‌هایی ایجاد کند، آنگاه اختلاف‌نظر دینی می‌تواند شاهد مرتبه بالاتری علیه هر دو دیدگاه د۱ و د۲ محسوب شود. همچنین می‌توانیم وضعیتی را تصور کنیم که در آن اتفاق‌نظر دینی گسترده درباره صدقد۱(با افزایش اطمینان ما به اعتمادپذیری روند شکل‌گیری باورهای دینی) حمایت مرتبه بالاتر از د۱ به دست دهد، حتی اگر اتفاق‌نظر دینی با توجه به د۱ غیرمنتظره باشد، و بالطبع د۱ شاهد مرتبه اول علیه آن محسوب شود. بنابراین اهمیت مرتبه اول اختلاف‌نظر دینی متمایز از اهمیت مرتبه بالاتر آن است.

نمونه‌ای از استدلال‌های فلسفه دین که مدعیاتی درباره اهمیت مرتبه اول اختلاف‌نظر دینی مطرح می‌کند، استدلال از طریق اختفای الهی است. این استدلالعلیه خداباوری با تذکر این نکته آغاز می‌شود که طبق دیدگاه بسیاری از خداباوران، بالاترین خیر برای انسان قرار است از رهگذر ارتباط عاشقانه با خدا حاصل شود. بسیاری از خداباوران نیز ادعا می‌کنند که چون خدا همه انسان‌ها را دوست دارد، می‌خواهدکه با فرد فرد انسان‌ها رابطه عاشقانه داشته باشد. اگر این دیدگاه را بخشی از خداباوریبدانیم، آنگاه در صورت صدق خداباوری، دلیل داریم که گمان کنیم خدا وجودش را به همه انسان‌ها آشکار می‎کند. دلیل این مطلب این است که عدم اعتقاد به وجود خدا مانع از شکل‌گیری رابطه عاشقانه‌ای که خدا می‏خواهد، می‌شود. این واقعیت که بسیاری از مردم هوشمند و متفکر موفق به اعتقاد به خدا نشده‌اند (ازجمله بسیاری از مردم که خاطرنشان می‌کنند اگر باور به خدا برایشان ممکن باشد، دوست دارند به خدا باور داشته باشند) شاهدی است بر این مطلب که برخلاف انتظاری که خداباوری در ما ایجاد می‌کند، خدا وجودش را آشکار نکرده است. بنابراین، ادعا می‌شود که اختلاف‌نظر گسترده و فراگیر درباره وجود یا عدم خدا، شاهدی علیه خداباوری است.

جان هیک (2004) توصیف بسیار متفاوتی از اهمیت قرینه‏ای مرتبه اول اختلاف‌نظر دینی ارائه می‌دهد. هیک به‌جای اینکه پیشنهاد کند این اختلاف‌نظر قرینه‌ای برای الحاد فراهم می‌آورد، پیشنهاد می‌کند که این اختلاف‌نظر را شاهدی بدانیم بر این مطلب که مواجهات واقعی با «واقعیت کل» ـ یعنی همان واقعیت متعالی که منبع نجات است و در تمام ادیان بزرگ جهان جلوه‌اش را نشان می‌دهد ـ ناگزیر از طریق قالب‌های مفهومی صورت می‌گیرد. وجود این قالب‌های مفهومی موجب می‌شود که دسترسی شناختی بدون مشکل با واقعیت کل آن‌گونه که هست، نداشته باشیم و این امر منجر به بروز تفاسیر متنوع، و غالباً متضاد از چنین تجربیاتی می‌شود. انگیزه اتخاذ ایندیدگاهکه هیک آن «کثرت‌گرایی دینی» می‌نامد، صرفاً اختلاف‌نظر دینی دیر درمان نیست. هیک تأکید می‌کند که همه ادیان بزرگ جهان ثابت کرده‌اند که می‌توانند وسایل موفقی باشند که ره پویانش را از «خودمحوری» به سمت «واقعیت محوری» سوق می‌دهند. هیک معتقد است که این نوع برابری اخلاقی بین همه ادیان مختلف، اساس این فکر را که یک سنت دینی می‌تواند به نحو معقولی در صدق آموزه‌هایش ادعای برتری کند، زیر سؤال می‌برد. بااین‌حال، روشن است که اگر گفتگوی دینی اغلب منجر به پایان اختلاف‌نظر دینی و پیدایش اتفاق‌نظر درباره آموزه‌های یک سنت دینی شود، انگیزه چندانی برای کثرت‌گرایی باقی نمی‌ماند. ازاین‌رو، واقعیت اختلاف‌نظر دینی پایدار نقش قرینه‌ای بسیار مهمی در فرضیه‌ی کثرت‌گرایانه هیک بازی می‌کند.

می‏توانیم هم استدلال برای خفای الهی و هم مورد کثرت‌گرایی دینی را نوعی تمسک به اهمیت مرتبه بالاتر اختلاف‌نظر دینی بدانیم نه نوعی تمسک به اهمیت مرتبه اول اختلاف‌نظر دینی. ابتدا کثرت‌گرایی هیک را در نظر بگیرید. از آنجا که کثرت‌گرایی خود، یک دیدگاه دینی بحث‌برانگیز و شدیداً مورد اختلاف است، به نظر می‌رسد که دستکم در نگاهی بدوی، نگرانی‌های مرتبه بالاتر ناشی از اختلاف‌نظر که در ادامه این نوشتار می‌آید، به همان اندازه که دامن دیگر اعتقادات دینی را می‌گیرد، دامن اعتقاد به کثرت‌گرایی را نیز می‌گیرد. بااین‌حال، اگر اختلاف‌نظر دینی را نوعی شاهد مرتبه اول در نظر بگیریم، آنگاه از کثرت‌گرایی دینی بیش از فرضیات دینی دیگر حمایت خواهد کرد. اگر چارچوب‌های تفسیری وابسته به فرهنگ، مطابق دیدگاه کثرت‌گرایان، ریشه‌دار و قابل‌توجه باشند، آنگاه باید انتظار داشته باشیم که تغییر دین بسیار به‌ندرت رخ دهد و اختلاف‌نظر دینی هم بسیار دیر درمان باشد، همان‌طور که در واقع نیز چنین است. بسیاری از دیدگاه‌های دینی غیر کثرت‌گرا به‌دشواری می‌توانند خود را با این داده‌ها انطباق دهند. بههمین نحو، استدلال از طریق خفای الهی نیز به‌وضوح، چالشی مرتبه اول برای خداباوری محسوب می‌شود تا چالشی مرتبه بالاتر. حتی اگر اختلاف‌نظر دینی چالش مرتبه بالاتر برای خداباوران ایجاد نکند، اختلاف‌نظر قابل‌توجه و پایدار درباره خداباوری هنوز هم می‌تواند شاهدی مرتبه اول علیه خداباوری باشد. مثلاً حتی اگرشخصیخداباور به نحوی بداند که او و دیگر خداباوران، در مقایسه با خداناباوران شواهد بیشتری دارند (به‌طوری‌که اختلاف‌نظر بر سر خداباوری وی را به شک نمی‌اندازد که او و دیگر خداباوران در ارزیابی شواهد مرتکب خطا شده‌اند)، این واقعیت که بسیاری خداباوری را رد کرده‌اند (حتی اگر رد آنان در اثر ناآگاهی باشد)، هنوز هم می‌تواند شاهدی علیه خداباوری تلقی شود، زیرا رواج بی‌اعتقادی به خدا در صورت صدق خدا ناباوری، محتمل‌تر است تا در صورت صدق خداباوری.

2. برهان مصالحه‌گرایانه برای شکست مرتبه بالاتر باور دینی

سخن درباره اهمیت مرتبه اول اختلاف‌نظر دینی را در اینجا کوتاه کرده و در ادامه به بررسی استدلالی می‌پردازیم که مدعی است اختلاف‌نظر دینی شاهد مرتبه بالاتر برای ناموجه دانستن باورهای دینی (یا حداقل بسیاری از باورهای دینی)، یا به تعبیر دقیق‌تر نقض‌کننده مرتبه بالاتر برای باور دینی محسوب می‌شود. می‌توان استدلال اقامه شده برای مدعای مذکور را متشکل از دو جزء دانست: جزء پیشینی و جزء پسینی. هدف جزء پیشینی دفاع از سیاست کلی «مصالحه گرایی» است، دیدگاهی که می‌گوید که در اختلاف‌نظرهایی که شرایط خاصی دارد، پاسخ مناسب نوعی پاسخ مصالحه‌گرایانه است که برای نظرات مخالفان، وزن قابل‌توجهی قائل می‌شود. احتمالاً این پاسخ مصالحه‌گرایانه مستلزم دست کشیدن از باور خود و اتخاذ موضعی لاادری‌گرایانه درباره مسئله مورد اختلاف است. یا درصورتی‌که احتمالات یا درجات اطمینان ذهنی در مقایسه با باور یا عدم باور، حالت اعتقادی شخص را بهتر توصیف کند، پاسخ مصالحه‌گرایانه مناسب احتمالاً مستلزم این است که برای گزاره مورد اختلاف درجه اطمینان متفاوتی قائل شویم که برای درجه اطمینان اولیه دیدگاه رقیب وزن قابل‌توجهی می‌دهد. هدف جزء پسینی استدلال این است که نشان دهد تعهدات اصلی دین باوران عملاً در معرض نوع مربوط از اختلاف‌نظر قرار دارد، اختلاف‌نظری که در آن، اصل مصالحه‌گرایانه فوق از ما می‌خواهد که  میزان اطمینان خود را به طرز قابل‌توجهی کاهش دهیم.


*نوشتار حاضر ترجمه‌ای است از:

John Pittard, “Religious Disagreement,” Internet Encyclopedia of Philosophy, Accessed February 1, 2017, http://www.iep.utm.edu/rel-disa/.

 

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد» بلامانع است .


٠٩:٣٤ - چهارشنبه ١٤ تير ١٣٩٦    /    شماره : ٨٦١٩١    /    تعداد نمایش : ٣٢


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7579
 بازدید امروز : 113
 کل بازدید : 44389
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/8125