سه شنبه ٠٤ مهر ١٣٩٦

مقالات

پژوهش مدرسه عالی خواهران با همکاری مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
اداره پژوهش مدرسه عالی خواهران، نشست «آشنایی با مرکز پژوهشی جامعه المصطفی العالمیه مشهد و فعالیت‌های این مرکز» را با حضور حجت‌الاسلام‌والمسلمین عصارزاده؛ رئیس مرکز پژوهشی برگزار کرد. در این نشست که روز سه‌شنبه 31 شهریور 1396 برگزار شد، حجت‌الاسلام‌والمسلمین عصارزاده ابتدا ضمن گرامیداشت ایام محرم‌الحرام و ایام سوگواری سیدالشهدا علیه‌السلام، برای جمیع مسلمین طلب عنایت و معرفت داشت و در ادامه به تشریح کارها، دستاوردها و نحوه همکاری‌ها پرداخت.

سیدعلی واعظ زاده- مرکز پژوهشی جامعة المصطفی مشهد
میل به پرش از ارتفاع، حرکت با سرعت زیاد، تماشای صحنه‌های دل‌خراش و ترسناک، خودآزاری و دیگرآزاری، انجام بازی‌های خشن در محیط واقعی و مجازی، تن دادن به چالش های خطرناک و در سطوح بالاتر هنجارشکنی‌های اجتماعی و ارتکاب جرائم، همگی نمودهایی از رفتارهایی است که غالباً هیجان‌های منفی در فرد ایجاد می‌کند. از گذشته تاکنون برخی افراد با پایه‌گذاری روش‌ها و شیوه‌های ایجاد هیجان منفی توانسته‌اند در عرصه اجتماع افراد به‌ویژه جوانان را دچار تنش‌های روانی کنند که تعدادی از آنها هنوز هم کمابیش بروز و ظهور دارند که در عصر حاضر با گسترش وسایل ارتباطی و رسانه‌های مجازی، با روش‌های جدید و استفاده از بسترهای نوپدید پا به عرصه گذاشته‌اند. در این یادداشت سعی می کنیم تا با رویکرد روانشناختی، نگاهی گذرا به جزئیات برخی بازی‌های هیجانی داشته باشیم و آثار منفی بلند مدت آنها را بررسی کنیم.

مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
مرکز پژوهشی جامعه المصطفی(ص)العالمیه مشهد مقدس به منظور حمایت از آثار و تحقیقات علمی طلاب محترم المصطفی، در نظر دارد یادداشت های پژوهشی ایشان را در سایت مرکز پژوهشی انتشار دهد. محققان و پژوهشگران ارجمند می توانند یادداشت های علمی خود(حداکثر هزار کلمه) را در چهار محور کلی: 1- منویات مقام معظم رهبری، ریاست مکرم المصطفی و مباحث راهبردی روز 2- مطالعات اسلامی و آینده پژوهی 3- گفتگوی ادیان( اسلام، مسیحیت، یهودیت و ...) 4- جریان شناسی فکری و معرفتی جهان اسلام به صورت حضوری یا از طریق کانال تلگرامی به جناب آقای واعظ زاده ارسال فرمایند.

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان
تمرکز این نوشتار بر چالش معرفت شناختی ای است که اختلاف نظر دینی به وجود می آورد: آیا آگاه شدن از ماهیت و میزان اختلاف نظر دینی موجب می شود که اعتقاد قطعی به دیدگاه های دینی یا دیدگاه های صریحاً غیردینی برای ما نامعقول شود؟ در این نوشتار به دو دیدگاه مصالحه گری پرداخته می شود.

رضا اکبری - گفت‌و گوی ادیان
مناسک زیارت با هرچه فاصله گرفتن زمانی از تاریخ صدر اسلام به‌ویژه در جوامع معاصر از مبانی و اصول و اهداف خود نیز دور گردیده و همراه با دیگر پدیده¬ها، اندک‌اندک صورتی دنیایی (سکولار) به خود گرفته است. برای مثال تمایل به جنبه¬ی گردشگری و توریستی و کم¬رنگ شدن جنبه¬ی معنوی، زیارتی و قدسی آن را می‌توان از مصادیق بارز آن دانست. بر این اساس در نوشتار حاضر تلاش می‌شود به مشترکات و تمایزات این دو و اینکه چگونه این پدیده تغییر می‌یابد، تأمل شود.



  چاپ        ارسال به دوست

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان

اختلاف‌نظر دینی (بخش دوم)

اختلاف نظر دینی*(بخش دوم)

نویسنده: جان پیتارد -مترجم: روح الله موحدی

 

الف)تدبیرمصالحه گرایانه قوی

گام پیشینی این استدلال از نوعی تدبیرمصالحه گرایانه پرمطالبه ای دفاع می کند که از ما می خواهد در اختلاف نظر دینی اطمینان خود را به طرز قابل توجهی کاهش دهیم. کسانی که استدلال می کنند اختلاف نظر نیروی مرتبه بالاتر مهمی دارد، بر هیچ تدبیرمصالحه گرایانه متعارفی اتفاق نظر ندارند. آنان شرایط مصالحه گرایانه مختلفی را ارائه کرده اند که برخی از برخی دیگر پرمطالبه تر است. با وجود تنوعپیشنهادهایمصالحه گرایانه، می توانیم در پشت پرمطالبه ترین دیدگاه های مصالحه گرایانه، دو تعهد عمومی را تشخیص دهیم (واوُوا، ۲۰۱۴). تعهد اول، اصلی است که از ما می خواهد به دیگر متفکران، به تناسب میزان برخورداریشان از شرایط معرفتی آشکار، احترام معرفتی قایل شویم. تعهد دوم، اصلی است که از ما می خواهد برای آن نوع دلایلی که شخص می تواند به نحو مشروعی در ارزیابی صلاحیت های معرفتی نسبی اطراف مختلف دعوا، بدان متوسل شود، محدودیت هایی قائل شویم. تفکیک این دو اصل به این دلیل اهمیت دارد که انتقادات انجام شده از پرمطالبه ترین دیدگاه مصالحه گرایانه را می توان به گونه ای فهمید که برخی اصل اول را هدف می گیرند و برخی دیگر اصل دوم را. می توانیم این دو اصل را به شکل زیر صورتبندی کنیم:

اصل احترام:

هنگام اختلاف نظر بر سر گزاره گ، باید به متفکران واجد شرایط مناسب، احترام معرفتی قایل شویم و به دیدگاه خود و به دیدگاه کسی که ظاهراً همتای معرفتی ماست (در اینجا منظور از همتای معرفتی کسی است که صلاحیت های معرفتی اش درباره گ با صلاحیت های ما مساوی است)، وزن یکسانی دهیم و به دیدگاه کسی که ظاهراً از لحاظ معرفتی از ما برتر است، وزن بیشتری دهیم.

اصل استقلال:

در ارزیابی صلاحیت های معرفتی من و رقیبم درباره گ، به منظور تعیین چگونگی (و یا لزوم) تغییر باور خود من در مورد گ، باید ارزیابی خود را بر دلایلی استوار کنم که مستقل از استدلال مورد بحث من در مورد گ است (اقتباس از: کریستنسن، ۲۰۱۱).

ابتدا اصل احترام را در نظر بگیرید. ایده اصلی این اصل این است که وقتی معتقدیم کسانی که گ را رد می کنند دقیقاً به اندازه کسانی که این طرف دعوا قرار دارند، برای ارزیابی معقولیت گ صاحب صلاحیت و دارای موقعیت خوب هستند، نمی توانیم به نحو معقولی باور قطعی خود به گ را حفظ کنیم. بر اساس اصل احترام، کسی که معتقد است محمد [(ص)] پیامبر خدا است، نمی تواند به نحو معقولی معتقد باشد که منکران این ادعا، به مثابه یک کل، دقیقاً به اندازه قائلان این ادعا، در ارزیابی این مدعا دارای صلاحیت هستند. اینکه آیا اصل احترام قابل قبول است یا نه، تا حدی بستگی به این دارد که منظورمان از «صلاحیت معرفتی» چه باشد. این اصل تنها در صورتی قابل قبول است که درک ما از صلاحیت معرفتی به گونه ای باشد که انتظار داشته باشیم کسانی که صلاحیت بیشتری دارند، دیدگاهشان درباره پرسش مورد بحث معتبرتر از کسانی است که صلاحیت معرفتی کمتری دارند. معنای این سخن این است که باید صلاحیت معرفتی را بسته به گزاره خاص مورد اختلاف و موقعیت خاصی که گزاره در آن بررسی می شود، ارزیابی کنیم. افزون بر این، صلاحیت های معرفتی مربوط باید همه ابعاد ارزیابی معرفتی را که در اعتبار قضاوت فرد در موضوع موردنظر تأثیر دارند، به حساب آورد، مانند کیفیت و کمیت شواهد و توانایی ارزیابی آن به شکلی معقول و بی طرف. این درک از صلاحیت های معرفتی ممکن است با مفاهیم متعارف از تخصص یکی نباشد. برای نمونه، صلاحیت معرفتی یک پژوهشگر برجسته در زمینه پرسش علمی مورد اختلاف، که نگرانیم درگیری های شخصی وی قضاوتش را مغرضانه کرده باشد، کمتر از صلاحیت معرفتی یک شخص آگاه غیرمتخصص است.

اصل احترام، بر اساس فهمی نسبتاً خوش ترکیب از صلاحیت معرفتی، بسیار موجه به نظر می رسد. کسانی که اصلاحترام را رد می کنند باید اثبات کنند که در برخی اوضاع، شخص می‏تواند به نحو معقولی دیدگاهش را درباره صدق گ حفظ کند، حتی وقتی که اذعان می کند موضع معرفتی اش درباره گ از موضع رقیبش که گ را انکار می کند، قوی تر نیست. به نظر می رسد در چنین اوضاعی، لازم است که شخص معتقد باشد، علی رغم اینکه موضع وی و رقیبش به یک اندازه قوی است، وی در رسیدن به حقیقت صرفاً خوش شانس بوده است، اما طرف دعوایش خوش شانس نبوده است. بسیاری از فیلسوفانی که درباره اختلاف نظر می نویسند نامعقول بودن چنین موضعی را مسلم گرفته اند. حتی کسانی که با دیدگاه های مصالحه گرایانه پرمطالبه مخالفند، معمولاً معتقدند که برای رد نگرانی های ناشی از اختلاف نظر، لازم است یک «تقارن شکن» (لَکی، 2010) یا دلایلی را شناسایی کنیم که نشان می دهند برای ارزیابی موضوع مورد اختلاف، ما در مقایسه با رقیبمان در جایگاه بهتری قرار داریم. در بخش بعدی، پاسخی را به شکاکیت دینی ناشی از اختلاف نظر، بررسی می کنیم که مستلزم رد اصل احترام است.

از میان دو اصل مصالحه گرایانه ای که پیشتر ذکر کردیم، اصل استقلال بحث انگیزتر است. کریستنسن (2009) که نام استقلال را بر این اصل گذاشت، استدلال می کند که این اصل، اصلی مهم است که مصالحه گرایان را از مخالفانشان متمایز می‏کند. طبق دیدگاه کریستنسن، اصل استقلال خطای دیدگاه هایی را که پاسخ «آشکارا مصادره به مطلوب» به اختلاف نظر می دهند، نشان می دهد (۲۰۱۱). وی مثالی می زند که در آن دو نفر که به همراه دوستانشان در یک رستوران شام صرف می کنند، میزان سهم هر شخص از مبلغ کل صورتحساب را به صورت ذهنی محاسبه می کنند (کریستنسن، 2007). هر دوی آن هابر سر این نکته که، پس از محاسبه مالیات، ۲۰ درصد را برای انعام به صورت حساب اضافه کنند و این نکته که مبلغ را به طور مساوی در میان تمام اعضا تقسیم کنند، توافق دارند. آن دو اغلب چنین محاسباتی را انجام می دهند و می دانند که تقریباً هیچ یک از افراد حاضر، از آن دو قابل اعتمادتر نیستند. آن دو معمولاً در چنین مواردی بر روی پاسخ اتفاق نظر دارند، اما در مواردی نیز که به پاسخ های متفاوتی رسیده اند، تا کنون مشخص نشده است که احتمال خطای کدام یک بیشتر از دیگری است. درحالیکه هیچ چیز غیرمعمولی در این مورد وجود ندارد (برای مثال، هیچ یک از این دو دوست به صورت خاصی پریشان و یا غیرهوشیار نیستند)، پس از اتمام محاسبات ذهنی خود، کشف می کنند که پاسخ هایشان متفاوت است: یکی به این پاسخ می رسد که سهم هر فرد 43 دلار می شود و دیگری به این نتیجه می رسد که سهم هر فرد ۴۵ دلار می شود.طبق دیدگاهکریستنسن (2011)، به این دلیل به اصل استقلال نیاز داریم که تبیین کند چرا یکی از آن دو نفر نمی تواند به نحو موجهی اهمیت اختلاف نظر را با توسل به استدلال زیر نادیده بگیرد: «از آنجا که دوستم، نتوانسته است حقایقی را که پاسخ ۴۳ را حمایت می کند، ببیند، دلیل خوبی دارم که برخلاف انتظاراتم، وی را درباره پرسش محل نزاع (حداقل در این لحظه) داوری معتبر ندانم؛ بنابراین، مخالفت وی به هیچ وجه دلیل نمی شود که به پاسخم شک کنم».

عده کثیری معتقدند که این نوع پاسخ به اختلاف نظر به طرز نامعقولی خوش بینانه است. اما نکته بحث انگیز این است که آیا برای تبیین نامعقول بودن این پاسخ، به اصل قوی ای همچون اصل استقلال نیاز داریم یا نه (کِلی، 2013). توجه داشته باشید که در مثال حاضر،گوینده قبل از آگاهی از اینکه دوستش به پاسخ متفاوتی رسیده است، هیچ دلیلی برای بی اعتنایی به نظر وی، در دست ندارد. تنها دلیلآن شخصبرای نامعتبر دانستن نظر دوستش، این است که پاسخ دوستش با پاسخ وی متفاوت است. اگر چنین استدلال تعصب آمیز و ناپخته ای پذیرفتنی باشد، آنگاه می‏توانیم از آن استفاده کنیم تا هر نوع شاهدی را که علیه باورهای ماست، به مثابه شاهدی گمراه کننده، نادیده بگیریم. اما این وضعیت کاملاً متفاوت از وضعیتی است که در آن باور شخص به گ، حتی قبل از آگاهی از نظر دوستش درباره گ، دلیلی به دست می دهد که وی معتبر بودن نظر دوستش را درباره گ، بعید بداند. برای نمونه، وضعیتی را در نظر بگیرید که در آن کسی به دینی می گرود که می آموزد ثروتمندان هنگام ارزیابی مسائل معنوی، اغلب مغرضانه عمل می کنند. این فرد، حتی قبل از اطلاع از اینکه دوست ثروتمندش درباره این دین چه عقیده ای دارد، دلیلی در دست دارد که نظر دوست ثروتمندش را نامعتبر بداند. فرض کنید این شخص نوآیین مطلع شود که دوست ثروتمندش دین جدید را به عنوان دینی غلط رد می کند. در این صورت شخص نوآیین تا حد فراوانی از جانب این اختلاف نظر، آسوده خاطر خواهد بود، زیرا دین جدید وی می آموزد که ثروتمندان درباره این مسائل مغرضانه داوری می کنند. این نوع مردود دانستن نظر مخالف، به رغم اینکه به دلایل وابسته به نزاع تمسک کرده و نتیجتاً اصل استقلال را نقض می کند، بر استدلال متعصبانه ناپخته ای که همیشه در هر اختلاف نظری در دسترس است، مبتنی نیست. دستکم در این مورد، اشکال داشتن استدلال وابسته به نزاع، آنقدر آشکار نیست. این مثال دلیلی به دست ما می دهد تا درباره لزوم اصل ضدمصادره به مطلوب قوی ای مثل اصل استقلال برای تبییننامعقولیت ردسریع نظر مخالف در مثال محاسبه صورتحساب، شک کنیم.

ب. تدابیر مصالحه گرایانه متوسط

بخش قبلی بر پرمطالبه ترین تدبیر مصالحه گرایانه متمرکز بود که دو ویژگی داشت: اصل احترام و اصل استقلال. اما بسیاری از طرفداران دیدگاه مصالحه گرایانه به معنای عام، حامی تدابیر کم مطالبه تری هستند که اصول آن ها از دو اصل احترام و استقلال ضعیفتر است. به طور خاص، آناندر پی آنند که با انتخاب قید ضدمصادره به مطلوب ضعیفتر، از برخی پیامدهای رادیکالی که تصور می شود اصل استقلال در پی دارد، جلوگیری کنند.برای اینکه ببینیم چرا پذیرش اصل استقلال به مثابه یک الزام کلی، از دستوراتی حمایت می کند که به صورت نامعقولی پرمطالبه هستند، مثالی را در نظر بگیرید. فرض کنید شما با یک شکاک رادیکالی اختلاف نظر پیدا می کنید که معتقد است قوای شناختی انسان ها، از جمله قوای شناختی کسانی که به استدلال فلسفی مشغولند، به صورت نظام مندی نامعتبر است. ممکن است شما دلایل فراوانی در دست داشته باشید که نشان می دهند این شکاک به طور خاص درباره مسائل فلسفی صاحب صلاحیت نیست. مثلاً ممکن است معتقد باشید که وی درباره فلسفه تحصیلات عالی ندارد در استدلالش نیز مرتکب چندین مغالطه منطقی شده است. با این حال، این دلایلکه نشان می دهند به مخالف شکاک خود اعتماد چندانی نباید داشته باشیم، دلایل مستقل از اختلاف نیستند، زیرا اگر شما دیدگاه شکاک را مبنی بر اینک قوای شناختی شما به صورت نظام مندی نامعتبر است، جدی بگیرید، آنگاه نباید به توانایی داوری تان درباره صلاحیت های معرفتی اعتماد کنید. اما به نظر می رسد، که شما در این مورد، نمی توانید دلایلی داشته باشید که مستقل از اختلاف نظر بوده و نشان دهند که شما از طرف بحثتان صلاحیت بیشتری دارید. البته، شما همچنین نمی توانید دلایلی داشته باشید که مستقل از اختلاف نظر بوده و نشان دهند که طرف بحثتان از شما صلاحیت بیشتری دارد. با این حال، عدم وجود دلیلی مستقل از اختلاف نظر برایترجیح یکی از دو موضع،ممکن است خود دلیلی مستقل از اختلاف نظر محسوب شود برای اینکه برآوردی برابر از صلاحیت های معرفتی دو طرف داشته باشیم. اگر این مطلب درست باشد، آنگاه به نظر می رسد که اصل استقلال، به ضمیمه اصل احترام، مستلزم آن است که شما از باورتان به قابلیت اعتماد بودن قوای شناختی تان دست بکشید. از آنجا که بسیاری فکر نمی کنند که حتی در مواجهه با شکاکی واقعی، برای رد شکاکیتداشتن دلایل غیر مصادره به مطلوب لازم باشد، بسیاری از طرفداران دیدگاه های مصالحه گرایانه در پی آنند که قید ضدمصادره به مطلوبی را صورتبندی کنند که اطلاقش کمتر از اصل استقلال است. با وجود این، ممکن استدیدگاه های مصالحه گرایانه ای که دارای الزام ضدمصادره به مطلوب ضعیفتری هستند، آنقدر قدرتمند باشند که باورهای دینی را زیرسوال ببرند.

یک نمونه از الزام ضدمصادره به مطلوب ضعیفتر الزامی است که شلنبرگمطرح کردهاست (2007، ص171). شلنبرگ معتقد است که لزوم جلوگیری از فراگیرترین شکل شکاکیت، اعتماد ما را به سازوکارهای باورساز (تقریباً) جهانشمول و اجتناب ناپذیر، توجیه می کند، حتی زمانی که هیچ دلیل غیرمصادره به مطلوبی برای چنین اعتمادی نداشته باشیم. این نکته تبیین می کند که چرا نباید تسلیم اختلاف نظر با شکاکی منزوی که اعتمادپذیری قوای ادراکی، حافظه ای و/یا استنباطی ما را مورد تشکیک قرار می دهد، نشویم. با وجود این، طبق دیدگاه شلنبرگ، در غیاب دلایل مستقل برای معتبر دانستن سازوکاری که نه جهانشمول است و نه اجتناب ناپذیر، نباید به چنین سازوکاری اعتماد کنیم. از آنجا که به ادعای شلنبرگ، شکل گیری باور دینی نه جهانشمول است و نه اجتناب ناپذیر، و در زمینه کنونی مجادلات دینی نیز ارائه دلایل غیر مصادره به مطلوب برای معتبر دانستن برخی سازوکارهای خاص شکل گیری باورهای دینی ممکن نیست، وی نتیجه می گیرد که شکاکیت دینی تنها گزینه معقول [در مواجهه با اختلاف نظر دینی] است.

آلستون (1991، ص198-۱۹۹) این ادعا را که سازوکارهای باورساز غیرجهانشمول در مقایسه با سازوکارهای جهانشمول به معیارهای معرفتی بالاتری نیاز دارند، انکار کرده است. وی مدعی است که هیچ دلیلی برای این فرض وجود ندارد که تمام سازوکارهای که به طور پیش فرض قابل اعتماد هستند باید بین تمام یا اکثر بالغان بزرگسال مشترک باشد. افزون بر این، به نظر می رسد معیارهای شلنبرگ پیامدهایی دارد که عده بسیاری آن ها را مشکوک می دانند.

برای نمونه این مثال را در نظر بگیرید (اقتباس شده از پلانتینگا [2000، ص450]). فردی در دوران رواج استعمار در آمریکا شدیداً به این دیدگاه که بردگی اخلاقاً نفرت انگیز است، تمایل دارد. با وجود این، وی به نحو اجتناب ناپذیری به این نتیجه نرسیده است. به نظر می رسد معیارهای شلنبرگ به ما میگوید که چنین شخصی نمی تواند درباره نفرت انگیزی اخلاقی برده داری، قضاوت عقلانی کند، مگر اینکه بتواند دلایلی مستقل از اختلاف از نظر ارائه دهد که نشان می دهند احتمال معتبر بودن دیدگاه های اخلاقی وی بیشتر از احتمال معتبر بودن دیدگاه های اکثر مردم است. این یک پیامد ناخوشایند است، زیرا معلوم نیست که وی بتواند چنین دلایل مستقل از اختلاف نظری ارائه دهد.

تلاش دیگر برای صورتبندی قیدی تعدیل شده تر برای مصادره به مطلوب، تلاشی است که کریستنسن (2011) انجام داده است. کریستنسن اذعان دارد که در نزاع با یک شکاک رادیکال (یا با شخص دیگری که تمام باورهای ما را که هنگام ارزیابی صلاحیت های معرفتی بر آن ها تکیه می کنیم، زیرسوال می برد)، ما دلیل مستقل از اختلاف از نظر در دست نداریم که نشان دهد ما بیشتر از طرف نزاع خود صاحب صلاحیت هستیم. با وجود این، او استدلال می کند که صرف اینکه ما دلایل مستقل از اختلاف از نظر برای ترجیح یک طرف در دست نداریم، کفایت نمی کند تا اختلاف نظر نگرانی های شکاکانه موجه ایجاد کند. همچنین در مواردی که ارزیابی مستقل از اختلاف نظر تنها دلیل بسیار ضعیفی ارائه می دهد که اعتبار طرف نزاع ما به اندازه یا بیشتر از ماست، اختلاف نظر نگرانی شکاکانه جدی ای مطرح نمی کند. در مقابل، معمولاً مصالحه قابل توجه تنها زمانی لازم است که دلایل مستقل از اختلاف نظر نسبتاً قوی و قاطع برای اعتماد به طرف مقابل داشته باشیم.مثالتقسیم صورتحساب کریستنسن را به یاد آورید که در آن دوستان دارای اختلاف نظر، اطلاعات قابل توجهی از سابقه یکدیگر دارند که نشان می دهد که آن ها به یک اندازه در انجام ذهنی محاسبات ریاضی قابل اعتماد هستند. در این مثال، اطراف نزاع دلایل مستقل از اختلاف قوی دارند که شخص دیگر را همتای معرفتی خود بدانند و این امر موجب می شود فشار مصالحه گرایانه قابل توجهی در این مثال وجود داشته باشد. در مقابل، اختلاف نظری را در نظر بگیرید که در آن دو فیلسوف به طور نظام مند درباره طیف گسترده ای از مسائل اخلاقی با هم اختلاف دارند. درحالیکه هر دو فیلسوف قبول دارند از لحاظ هوش، میزان آموزش های فلسفی، و فضایل فکری عمومی مشابه یکدیگرند، این نوع از برابری (در مقایسه با اطلاعات مستحکم از سابقه یکدیگر در مورد اول) دلیل بسیار ضعیفتری به دست می دهد که یکدیگر را همتای تقریبی خود بدانند. بنابراین، دیدگاه کریستنسن می گویدکه فشار مصالحه گرایانه در این مورد دوم [در مقایسه با مورد اول] ضعیف تر است. اهمیت مصالحه گرایی معتدل ​​کریستنسن برای باور دینی در بخش 4 بحث خواهد شد.

 

ج. مرحله پسینی برهان

هیچ تدبیر مصالحه گرایانه معقولی مستلزم این نیست که از باورهای دینی خود در مواجهه با هر اختلاف نظری دست بکشیم. تدابیر مصالحه گرایانهمعقولتنها در صورتی مستلزم شکاکیت دینی است که گروهی نسبتاً فراوان و صاحب صلاحیت باور دینی ما را قبول نداشته باشند. استدلال کامل بر این مدعا کهاختلاف نظر دینی برخی

باورهای دینی را نقض می کند، نباید تنها به اثبات این نکته اکتفا کند که عده ای مخالف آن باور هستند؛ بلکه افزون بر آن، باید اثبات کند که این درجه از مخالفت آنقدر هست که دیدگاه درست درباره اختلاف نظر مستلزم دست کشیدن از باور باشد. این مرحله پسینی استدلال، به رغم اینکه چندان واضح و پیش پاافتاده نیست، کمتر مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته است. پیامدهای قرینه ایپراکندگی دیدگاه ها درباره وجود خدا را در نظر بگیرید. در سال 2010، در نظرسنجی ای که موسسه ایپساس در بین بیش از ۱۸۰۰۰ بزرگسال در 23 کشور انجام شد، 5۱ درصد پاسخ دادند که حداقل به یک خدا یا «موجود متعالی» باور دارند، 17 درصد پاسخ دادند که گاهی اوقات باور دارند و گاهی اوقات باور ندارند، ۱۳ درصد پاسخ دادند که مطمئن نیستند که باور دارند یا نه، و ۱۸ درصد نیز گفتند که به هیچ نوع وجود الهی باور ندارند. این درصدها فقط کمی در سطوح مختلفتحصیلاتمتفاوت است. دلالت معرفت شناختی این داده ها چندان روشن نیست. طبق سخن کِلی (2011)، این واقعیت که خداباوری به طور قابل توجهی شایع تر از خداناباوری است، شاهدی هرچند ضعیف، در دفاع از خداباوری محسوب می شود. اما ممکن است برخی طرفدارانشکاکیتدینی استدلال کنند که تناسب دقیق چندان اهمیت ندارد، آنچه از لحاظ معرفتی اهمیت دارد، عدم اجماع است. افزون بر این، بسیاری معتقدند که باورهای کل جمعیت آدمیان آنقدر مهم نیست که باورهای متخصصان مربوط مهم است. و خداناباوری دیدگاه غالب در بین گروه های خاصی از متخصصان است. برای مثال، نتیجه یک نظرسنجی بزرگ در سال 2009 که بورژه و چالمرز در بین فیلسوفان حرفه ای 99 دپارتمان پیشرو فلسفه انجام دادند، این بود که 73 درصد از فیلسوفان حرفه ای یا خداناباوری را پذیرفته اند یا به آن تمایل دارند، درحالیکه تنها 15 درصد خداباوری را پذیرفته اند یا به آن تمایل دارند. اما از سوی دیگر، بیشتر فیلسوفانی که در حوزه فلسفه دین تخصص دارند خداباور بوده اند، به گونه ای که 7۲ درصد خداباوری را پذیرفته اند یا به آن تمایل دارند و تنها 1۹ درصد خداناباوری را پذیرفته اند یا به آن تمایل دارند. دراپر و نیکولز (2013) استدلال می کنند که متخصصان فلسفه دین به میزان قابل توجهی تحت تأثیر تعصبات دینی هستند، ادعایی که اگر درست باشد، شاید به طور قابل توجهی اهمیت معرفتی رواج خداباوری در میان فیلسوفان دین را کاهش دهد. بدون شک برخی خداباوران پاسخ متقابل خواهند داد که اثرات انتخاب خاص و تعصبات ضدخداباوری در فرهنگ حرفه ای وسیع تر فلسفه، در تبیین این مطلب که چرا خداناباوری در میان فیلسوفان به مثابه یک کل رواج یافته است، کمک می کند. در هر صورت، بسیاری از دین باوران به این برداشت که متخصصان فلسفه برای ارزیابی معتبر پرسش های دینی صلاحیت بیشتری دارند، اعتراض خواهند کرد (رک: بخش 4). مسلماً کسی که تلاش می کند درجه مخالفت افراد صاحب صلاحیت را با یک چشم انداز دینی اندازه گیری کند، باید به پرسش های ظریف و بحث انگیزی توجه کند.

 

د. دامنه استدلال مصالحه گرایانه

برخی از طرفداران شکاکیت دینی ناشی از اختلاف نظر، از هرگونه نظر یقینی درباره مسائل بحث انگیز دینی، انتقاد می کنند، از جمله از دیدگاه های خداناباور که معمولاً برچسب «دینی» نمی گیرند. اما برخی دیگر از آنان استدلال می کنند که اختلاف نظر دینی توجیه جهان بینی های صریحاً دینی را نقض می کند، هرچند خداناباوری سکولار را به طور مشابهی تهدید نمی کند. طبق دیدگاه کیچر (۲۰۱۴، ص۷)، «اعتقادات دینی بسیاری از دین باوران معاصر به شکل بسیار یکسانی شکل رفته است» یعنی، از طریق اعتماد به جامعه دینی ای که ادعا می کند آموزه های پیامبران و عارفانی را حفظ کرده و انتقال می دهند که ارتباط ویژه ای با خدا یا موجود متعالی داشته اند. از آنجا که این فرآیند وقتی در بافت های فرهنگی متفاوت به کار می رود، منجر به باورهای ناسازگار می شود، فرایندی نامعتبر استکهنمی توان به نحو موجهی به آن اعتماد کرد. از آنجا که کیچر معتقد نیست اختلاف نظر دینی خداناباوری سکولار را تضعیف می کند ـ در واقع، او دقیقاً به این دلیل به اختلاف نظر دینی تمسک می جوید تا ما را به نوعی «خداناباوری نرم» تشویق کند که «برای لاادری گری امتیازات کوچکی» قائل می شود (ص۲۳-۲۴) ـ احتمالاً بر این باور است که پذیرش خداناباوری سکولار مبتنی بر فرآیند اعتماد عمومی (که از سنخ اعتماد نامعتبری است که معمولاً منجر به اعتقادات دینی می شود) نیست. بنابراین، اختلاف نظر دینی آن باورهایی را نقض می کند که برچسب «دینی» دارند، اما اعتقادات سکولار را نقض نمی کند.

یک از مشکلاتی که فراروی این استدلال که دامنه نقض محدودتری برای اختلاف نظر قائل است، این است که بسیاری از دین باوران قبول ندارند که اعتماد غیرانتقادی به جامعه دینی، توصیف دقیقی از فرایندی باشد که آن ها از طریق آن اعتقادات خود را کسب می کنند. ممکن است دین باوران در عین اینکه اذعان می کنند اعتماد نسنجیده به یک جامعه دینی (نظر به وجود تنوع دینی) ناموجه است، تأکید کنند که فرایندی که آن ها از طریق آن اعتقادات خود را کسب می کنند، فرآیند بررسی نقادانه تمامی شواهد است. این شواهد مطمئناً شامل تجربه شخصی و تجربه جامعه می شود، اما شاملگواهیجوامع دیگر، شواهد علمی، و ملاحظات فلسفی نیز می شود. کیچر چنین پاسخی را پیش بینی می کند، اما تأکید می کند که حتی زمانی که تمرکز خود را به دین باوران فکور و از لحاظ فلسفی پیچیده، محدود کنیم، هنوز هم مقدار قابل توجهی مناقشه را پیدا می کنیم. کیچر به همین دلیل فکر می کند که اختلاف نظر حتی باور دینی برخاسته از تأمل فلسفی را نقض می کند (ص۹-۱۰). با این حال، روشن نیست که کیچر چگونه معتقد است چشم انداز بی دینی سکولار می تواند از دام نقض معرفتی بگریزد، درحالیکه فرایندی که احتمالاً اعتقادات سکولار کیچر را تبیین می کند ـ یعنی همان فرآیند بررسی انتقادی فلسفی همه شواهد مربوط ـ فرآیندی است که ظاهراً بسیاری از متفکران را به نتایجی سوق می دهد که با سکولاریسم کیچر ناسازگار است. برای کسی که اصرار دارد اختلاف نظر دینی حتی باورهای دینی متأملانه را نقض می کند، دشوار است که ادعا کند اختلاف نظر دینی باورهای صریحاً ضددینی را به همین شکل تهدید نمی کند (بوگرادوس، ۲۰۱۳الف، ص۳۹۰).

 


*نوشتار حاضر ترجمه ای است از:

John Pittard, “Religious Disagreement,” Internet Encyclopedia of Philosophy, Accessed February 1, 2017, http://www.iep.utm.edu/rel-disa/.

 

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.


٠٩:١٨ - يکشنبه ١٢ شهريور ١٣٩٦    /    شماره : ٨٨٣٥٧    /    تعداد نمایش : ٢٨


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7579
 بازدید امروز : 113
 کل بازدید : 44389
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/8125