سه شنبه ٠٤ مهر ١٣٩٦


مقالات

پژوهش مدرسه عالی خواهران با همکاری مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
اداره پژوهش مدرسه عالی خواهران، نشست «آشنایی با مرکز پژوهشی جامعه المصطفی العالمیه مشهد و فعالیت‌های این مرکز» را با حضور حجت‌الاسلام‌والمسلمین عصارزاده؛ رئیس مرکز پژوهشی برگزار کرد. در این نشست که روز سه‌شنبه 31 شهریور 1396 برگزار شد، حجت‌الاسلام‌والمسلمین عصارزاده ابتدا ضمن گرامیداشت ایام محرم‌الحرام و ایام سوگواری سیدالشهدا علیه‌السلام، برای جمیع مسلمین طلب عنایت و معرفت داشت و در ادامه به تشریح کارها، دستاوردها و نحوه همکاری‌ها پرداخت.

سیدعلی واعظ زاده- مرکز پژوهشی جامعة المصطفی مشهد
میل به پرش از ارتفاع، حرکت با سرعت زیاد، تماشای صحنه‌های دل‌خراش و ترسناک، خودآزاری و دیگرآزاری، انجام بازی‌های خشن در محیط واقعی و مجازی، تن دادن به چالش های خطرناک و در سطوح بالاتر هنجارشکنی‌های اجتماعی و ارتکاب جرائم، همگی نمودهایی از رفتارهایی است که غالباً هیجان‌های منفی در فرد ایجاد می‌کند. از گذشته تاکنون برخی افراد با پایه‌گذاری روش‌ها و شیوه‌های ایجاد هیجان منفی توانسته‌اند در عرصه اجتماع افراد به‌ویژه جوانان را دچار تنش‌های روانی کنند که تعدادی از آنها هنوز هم کمابیش بروز و ظهور دارند که در عصر حاضر با گسترش وسایل ارتباطی و رسانه‌های مجازی، با روش‌های جدید و استفاده از بسترهای نوپدید پا به عرصه گذاشته‌اند. در این یادداشت سعی می کنیم تا با رویکرد روانشناختی، نگاهی گذرا به جزئیات برخی بازی‌های هیجانی داشته باشیم و آثار منفی بلند مدت آنها را بررسی کنیم.

مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
مرکز پژوهشی جامعه المصطفی(ص)العالمیه مشهد مقدس به منظور حمایت از آثار و تحقیقات علمی طلاب محترم المصطفی، در نظر دارد یادداشت های پژوهشی ایشان را در سایت مرکز پژوهشی انتشار دهد. محققان و پژوهشگران ارجمند می توانند یادداشت های علمی خود(حداکثر هزار کلمه) را در چهار محور کلی: 1- منویات مقام معظم رهبری، ریاست مکرم المصطفی و مباحث راهبردی روز 2- مطالعات اسلامی و آینده پژوهی 3- گفتگوی ادیان( اسلام، مسیحیت، یهودیت و ...) 4- جریان شناسی فکری و معرفتی جهان اسلام به صورت حضوری یا از طریق کانال تلگرامی به جناب آقای واعظ زاده ارسال فرمایند.

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان
تمرکز این نوشتار بر چالش معرفت شناختی ای است که اختلاف نظر دینی به وجود می آورد: آیا آگاه شدن از ماهیت و میزان اختلاف نظر دینی موجب می شود که اعتقاد قطعی به دیدگاه های دینی یا دیدگاه های صریحاً غیردینی برای ما نامعقول شود؟ در این نوشتار به دو دیدگاه مصالحه گری پرداخته می شود.

رضا اکبری - گفت‌و گوی ادیان
مناسک زیارت با هرچه فاصله گرفتن زمانی از تاریخ صدر اسلام به‌ویژه در جوامع معاصر از مبانی و اصول و اهداف خود نیز دور گردیده و همراه با دیگر پدیده¬ها، اندک‌اندک صورتی دنیایی (سکولار) به خود گرفته است. برای مثال تمایل به جنبه¬ی گردشگری و توریستی و کم¬رنگ شدن جنبه¬ی معنوی، زیارتی و قدسی آن را می‌توان از مصادیق بارز آن دانست. بر این اساس در نوشتار حاضر تلاش می‌شود به مشترکات و تمایزات این دو و اینکه چگونه این پدیده تغییر می‌یابد، تأمل شود.





  چاپ        ارسال به دوست

غلام احیا حسینی - مطالعات منطقه ای

نگاهی به رابطه داعش و طالبان در افغانستان

نگاهی به رابطه­ داعش و طالبان در افغانستان

چندی پیش تظاهراتی تحت عنوان «جنبش روشنایی» علیه سیاست‌های تبعیض‌آمیز دولت افغانستان نسبت به برخی از مناطق کشور مخصوصا مناطق مرکزی افغانستان –که از مناطق مهم شیعه نشین است- در کابل برگزار شد، در ساعات پایانی تظاهرات بمبی در میان جمعیت منفجر شد و حادثه ای خونین را در تاریخ افغانستان رقم زد. در این بمب‌گذاری بیش از 80 تن از شیعیان جان خود را از دست داده و بیش از 300 تن دیگر مجروح شدند. متاسفانه بیشتر آسیب دیدگان این حادثه را جوانان که تعداد قابل توجهی از ایشان دانشجو و تحصیل کرده بودند، شامل می شدند و از این بابت نیز خسارت انسانی به پیکره افغانستان وارد شد - این حادثه موجی از ابراز خشم و نفرت علیه گروه های تکفیری به خصوص داعش و بی کفایتی دولت در تامین امینت تظاهرات کنندگان را در پی داشت. اما در این میان در صفحات اجتماعی مخصوصا در فیسبوک عده­ای از کاربران از این کشتار اظهار خوشحالی و شادی می کردند. برای بسیاری از کاربران فیسبوک این سوال مطرح شد که چرا باید عده ای از کشته شدن غیرنظامیان و جوانان بیگناهی که در قالب یک حرکت کاملا مسالمت آمیز آمده بودند تا خواسته­ی خود را اظهار کنند و بدون هیچ گناهی جان خود را از دست دادند، ابراز خوشحالی کنند؟

بیشتر این پیام­ها به زبان پشتو نوشته شده بودند، اما در اینکه منبع این پیامها چه کسانی و چه گروه یا گروه­هایی بودند و از کجا منتشر می­ شدند نمی­توان اظهار نظر قطعی نمود. اما به هر حال بخشی از این پیام­ها آشکار بود که توسط کاربرانی از افغانستان نوشته می­شدند. در این مورد آنچه می­توان گفت این است که جدای از خصوصیات شخصیتی این افراد- که بروز این نوع رفتار در برخی از ایشان، شاید ناشی از مشکلات و بیماریهای روحی و روانی­شان باشد،[1] - اما نباید از موضوع بسیار مهم و آتش زیرخاکستر نزاع فرقه­ای غافل شد. آتشی که هم اکنون عراق و سوریه را تبدیل به سرزمینی سوخته نموده و اثرات ناخوشایند آن می­رود تا دیگر مناطق جهان اسلام را هم در چتر سیاه خود داخل کند. 

نکته جالب توجه تشابه یادداشت­های این افراد با یادداشت­ها و نوشته­ هایی است که برخی از کاربران عرب زبان در ذیل اخبار مربوط به کشتار شیعیان در عراق و سوریه در سایت­ها و خبرگزاری­های دنیای عرب نظیر الجزیره و العربیه می­نویسند. این تشابه دیدگاه و نظرات از همدلی خطرناکی میان ایشان حکایت دارد و از نگاهی دیگر علامت هشداری برای گسترش نزاع فرقه ­ای در میان جوامع مسلمان است.

در خبرهای مربوط به حادثه جنبش روشنایی آمده که مسئولیت آن را داعش برعهده گرفته است. همچنین در یکی از خبرگزاری­های فارسی زبان خبری با عنوان  «داعش، شیعیان هزاره افغانستان را تهدید به حمله تروریستی کرد» منتشر شده و در آن از قول فرمانده داعش در افغانستان آمده است: حمله انتحاری به تظاهرات کنندگان در کابل، انتقام حمایت جوانان هزاره از دولت «بشار اسد» در سوریه بود.[2]

چه در صحت این خبر شک و ایرادی وارد کنیم و یا آن را بپذیریم[3] پر واضح است که داعش پدیده­ای است که در عراق متولد شد و در سوریه به بلوغ زودرس رسید و هم اکنون با توجه به تضعیف موقعیت آن در سوریه و عراق به دنبال پایگاه­هایی در دیگر مناطق جهان اسلام خواهد بود و چه جایی بهتر از کشورهایی نظیر افغانستان، لیبی و سودان که دولت مرکزی در آنها ضعیف­اند. در این میان با توجه به تجربه حضور القاعده و جنگجویان عرب در افغانستان، این کشور ظرفیت بالقوه­ای برای مرکزیت فعالیت­های این گروه در مناطق شرقی خلافت خودخوانده­شان  –و بر طبق آنچه داعش ادعا می کند: ولایت خراسان –را دارد.

اما در مورد افغانستان نکاتی وجود دارد که داعش نمی­تواند در افغانستان همانند عراق و سوریه در آنجا جولان دهد. به عنوان نمونه یکی از مهمترین عوامل گسترش داعش در عراق و سوریه، سوء استفاده از مقوله مذهب بود. اما در افغانستان نزاع مذهبی آنگونه که در سوریه و عراق مشهود است، وجود ندارد. لذا داعش نمی­تواند در افغانستان آنگونه که در سوریه و عراق شاهدش بودیم رشد کند.

طالبان جریان تکفیری است یا خیر؟

نگارش این یادداشت همزمان شده با سالگرد قتل و عام شیعیان در مزار شریف بدست طالبان در سال 1377. یکی از نکاتی که به نظر می­رسد در مورد طالبان بیش از اندازه اغراق شده است این است که طالبان به دنبال حذف پیروان دیگر مذاهب هستند، اما شاید نتوان این موضوع را به طور کامل به طالبان بار نمود. در مورد حادثه مزارشریف نیز گرچه بیشتر کسانی که جان خود را از دست دادند از شیعیان این شهر بودند اما در این حادثه دو نکته نباید فراموش شود: اول اینکه این کشتار در تلافی شکست سنگین طالبان در سال پیش از آن بود که در آن نیروهای حزب وحدت نقشی مهم داشتند و دوم اینکه نیروهای خط شکن در تصرف شهر مزارشریف آنگونه که گزارش شده اعضای خارجی طالبان بودند که نسبت به پیروان سایر مذاهب بسیار خشن رفتار می­کردند که بخشی از آنها هم اکنون در صفوف اول داعش در عراق و سوریه در حال نبرد هستند.

در حملات انتحاری که منجر به شهادت شیعیان شده هیچگاه طالبان مسئولیت آن را بر عهده نگرفتند به عنوان نمونه در حادثه خونبار عاشورای کابل در سال 1390 یک گروه تندروی پاکستانی مسئولیت آن را پذیرفت و نیز در حادثه جنبش روشنایی طالبان در همان ساعات اولیه پس از حادثه بمبگذاری با انتشار بیانیه ای به طور رسمی این اقدام را محکوم کرده و آن را به عواملی که قصد اختلاف افکنی مذهبی دارند نسبت دادند. در همین رابطه یکی از مسئولان بلند پایه طالبان افغانستان به نام مولوی مخدوم عبدالسلام، عضو کمیسیون جلب و جذب طالبان در شرق افغانستان، در رابطه با گروه داعش و اقدامات انجام شده توسط آنان گفته است:

«ظهور گروه داعش در منطقه برای مسلمانان مضر است؛ این دیدگاه که در کشورهای اسلامی بتوان به وسیله جنگ و درگیری و کشتار سایر مذهب را از بین برد خیال باطلی است، هیچ گاه جریانی موفق نخواهد شد که جریان دیگر اسلامی را حذف کند به عنوان مثال هیچ وقت امکان ندارد که جریان تشیع در تمامی کشورهای اسلامی توسط نیروهای تندروی اهل سنت به طور کامل از بین برود و یا جریانات تند اهل تشیع بتوانند، اهل سنت را به طور کامل از بین ببرند. تنها چیزی که دشمنان اسلام و کفار و غربی ها به دنبال آن هستند این است که مسلمانان نه تنها در کشورهای اسلامی بلکه در سراسر دنیا با یکدیگر درگیر شده و مذهب و فرق مختلف مسلمانان علیه همدیگر دست به سلاح ببرند و در صدد کشتار همدیگر برآیند که متاسفانه گروه داعش در این مسیر قرار گرفته است و در حال تامین منافع کشورهای غربی می باشند.»[4]

به هر حال یکی از اختلافات جدی طالبان با داعش در موضوع نزاع مذهبی است، امری که داعش به شدت به دنبال آن است و حتی دو شماره از نشریه رسمی خود را «دابق» به ذکر دلایل جایز بودن قتل شیعیان اختصاص داده است.[5] در همین موضوع اختلافی میان رهبری داعش و رهبری القاعده وجود دارد، زیرا البغدادی معتقد به کافر بودن شیعیان است اما ایمن الظواهری رهبر القاعده قائل به این است که شیعیان در زمره مسلمانان به حساب می­آیند و حکم کافر بر آنها بار نمی­شود.[6]

درگیری و دشمنی میان طالبان و داعش دلایل دیگری نیز دارد که به طور خلاصه این موارد را می­توان اشاره کرد:

تقابل خلافت و امارت

 از نظر طالبان داعش گروه متمردی است که از اطاعت امیرالمونین سرباز زده و از سوی دیگر از دید داعش طالبان گروهی است که با خلیفه البغدادی بیعت نکرده و بر طبق یک قانون هرکه با خلیفه بیعت نکند دشمن قلمداد می­شود. این امر در نامه پراکنی­های میان طالبان و داعش نیز مشهود است به عنوان نمونه طالبان در نامه خود به البغدادی هشدار دادند که پای داعش را به افغانستان باز نکند و الا مسئولیت عواقب آن بر عهده او خواهد بود و از سوی دیگر شاخه­ی داعش در افغانستان با انتشار نامه ای به چهار زبان این ادعا را کرده که تمام نیروهای مجاهد باید تحت یک پرچم و یک فرمانده جمع شوند و وجود نیروی طالبان ضروری نیست.[7]

رقابت بر سر تصاحب منابع ثروت (معدن، جنگل و ...)

به طور سنتی طالبان در مناطق جنوبی و شرقی افغانستان دارای منابع ثروت و قدرت هستند و  ظهور گروه داعش به نوعی کاهش اقتدار طالبان در این مناطق را درپی خواهد داشت و از سوی دیگر داعش به دلیل مسائل مالی و هزینه­های جنگ، گوشه چشمی به منابع معدنی و جنگلی و حتی مواد مخدر شرق افغانستان دارد، امری که به هیچوجه خوشایند طالبان نیست، لذا طالبان به شدت با حضور رقیبی در محدوده تحت تسلط خود مقابله می­کنند.

تفاوت دیدگاه: بین المللی یا منطقه ­ای؟

پیش از این نیز اشاره شد که داعش در فعالیت­های خود رویکردی بین المللی دارد و متاسفانه با شعارهای جذاب و فریبنده­ی خود توانسته است شبکه­ ای از مسلمانان افراطی را در سراسر جهان ایجاد کند. اما این رویکرد با آرمان و هدف طالبان که فقط حوزه فعالیت خود را در افغانستان اعلام کرده­اند و خروج نیروهای خارجی از افغانستان و استقرار امارت اسلامی در افغانستان از اهداف اصلی این گروه بوده است و هیچگاه یک آرمان جهانی و بین المللی مدنظرشان نبوده، تجربه سال­ها حضور طالبان در عرصه سیاسی و نظامی افغانسان، نشان داده که این گروه بیشتر رویکردی قومی (پشتونیزه کردن قدرت) و ملی(بدست گرفتن قدرت در افغانستان) دارد، به همین دلیل است که شاید بیش از 90 درصد اعضای آن را پشتو زبان­ها تشکیل می­دهد.[8]

این نکته نیز نباید از نظر دور داشت که در نزاع­ بر سر منابع قدرت و ثروت در افغانستان بیشتر مقوله قومی و منطقه­ای پررنگ است تا مذهبی. همانگونه که اشاره شد، طالبان از نظر سنتی در میان قبال پشتون نفوذ دارد اما داعش از این جایگاه برخوردار نیست و بیشتر اعضای داعش در افغانستان شامل اعضای سابق طالبان پاکستان هستند که بخاطر سرکوب شدید این گروه در خاک پاکستان[9] اکنون به داعش پیوسته­اند برخی دیگر از اعضای داعش در افغانستان نیز اعضای سابق طالبان افغانستانی هستند که به دلیل اختلافات درون گروهی با دیگر طالبان یا قضایای مالی و یا تاکید بر افراطی گری از نوع داعشی آن به داعش ملحق شده اند و بخش دیگر اعضای داعش شامل برخی قبایل پاکستانی و یا اعضای فراری گروه های افراطی ازبکستانی و تاجیکستانی هستند که در کشور خود تحت تعقیب قرار داند.

در گزارشی ناتو  اعلام کرد که ۷۰ درصد از نیروهای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) که اکنون در افغانستان فعالیت دارند از جنگ‌جویان سابق «تحریک طالبان پاکستان» موسوم به طالبان پاکستانی هستند که پیش از این در منطقه قبیله‌ای «اورکزی» در پاکستان بودند. فرمانده کل نیروهای ناتو در افغانستان در همین مورد گفته است که بیشتر اعضای داعش در افغانستان که این گروه آنرا «ولایت خراسان» می‌نامد قبلا مربوط به طالبان پاکستان بودند که با آغاز عملیات توسط دولت پاکستان علیه این گروه آنها پاکستان را ترک کرده و به عضویت داعش در افغانستان درآمده‌‌اند[10]. این فرمانده ناتو تصریح کرد که اعضای «جنبش اسلامی ازبکستان» که در افغانستان حضور دارند نیز به عضویت «گروه تروریستی داعش» درآمده‌اند.[11]

رقابت پاکستان و افغانستان

از نظر تاریخی رابطه­ ی پاکستان و افغانستان چندان دوستانه نبوده و این این مساله به وضوح در مسائل سیاسی این دو کشور دیده می­شود. استنادات فراوانی وجود دارد که طالبان توسط پاکستان سازماندهی و  حمایت می­شده است[12] و اکنون بنا به دلایلی این حمایت­ها کمرنگ شده و به نظر می­رسد پاکستان از حضور داعش در افغانستان ناراضی نیست. برای دستگاه قدرتمند اطلاعاتی پاکستان نفوذ به کادر رهبری این گروه –با توجه به پاکستانی بودن بسیاری از آنها –چندان سخت نیست و از این گروه می­تواند به راحتی به عنوان اهرم فشاری بر افغانستان و رقبای منطقه­ای خود نظیر هند و ایران استفاده کند. حمایت­های پیدا و پنهان پاکستان از گروه­های تکفیری و تروریستی باعث شده حتی صدای اعتراض آمریکا نیز برخیزد و در کنگره آمریکا موضوع قطع کمک­های مالی و نظامی آمریکا به پاکستان به بحث و بررسی گذاشته شود.[13]

به هر حال این گروه مانند هر گروه تروریستی دیگر برای ادامه حیات و جلب و جذب نیرو و انجام فعالیتهای خرابکارانه خود نیازمند حمایتهای مالی است، پرسشی که مطرح می­شود این است که منبع یا منابع مالی گروه داعش در افغانستان چه سازمانها یا کشورهایی است؟

یکی از نتایج جالب توجه رقابت میان طالبان و داعش این است که این نزاع و دشمنی باعث شده که حضور افغان­ها در مقایسه با اعضای داعش از کشورهای دیگر، تعدادشان اندک باشد. به نظر می­رسد بیشتر افغانستانی­هایی نیز که در صفوف داعش حضور دارند از طریق شبکه­های جذب نیرو در اروپا به این گروه ملحق شده­اند. به عنوان نمونه بر طبق گزارش پلیس فدرال آلمان از میان بیش از ششصد نفری که از آلمان جذب گروه­های افراطی شده­اند 3% آن را افغانستانی­هایی تشکیل می­دهند که در آلمان زندگی می­کردند.[14]

به نظر می­رسد شاخه­ی داعش در افغانستان همان سیاست ایجاد ارعاب و ترس را در حال پیگیری است اما با توجه به موارد پیش گفته و اینکه هم طالبان و هم دولت افغانستان ظهور این گروه را تهدیدی برای خود می­دانند، دشوار است که بتوان آینده­ی روشنی برای این گروه در افغانستان تصور نمود.

از سوی دیگر برای داعش دشوار است تا بتواند از اهرم نفاق مذهبی –همچون عراق و سوریه –در افغانستان بهره ببرد. شاید با توجه به فعالیت­های سلفی ها و مبلغان وهابی این موضوع در سالهای اخیر جای پای خود را در برخی مناطق باز نموده باشد اما به نظر دشوار می­رسد که داعش بتواند از این حربه در افغانستان استفاده کند. اما به هر حال نباید از حرکت­های مرموز و خزنده که تلاش در جهت ایجاد نزاع مذهبی در افغانستان و کشورهای منطقه دارند غافل بود.

 


[1]-  وجود بیماری های روانی ناشی از سالها جنگ داخلی در افغانستان را نباید نادیده گرفت. رک:

http://dw.com/p/GpZz (دسترسی 8/8/2016)

[2]- خبرگزاری مهر، چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵

[3]- خبرگزاری مهر این خبر را از قول رویترز نقل قول کرده است اما نگارنده این سطور با وجود تلاش برای رسیدن به اصل خبر نتوانست که منبع اصلی این خبر را در خبرگزاری رویترز بیابد.

[4]- مشرق نیوز، تفاوت طالبان با داعش چیست؟ تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۳۹۳

[5]- رک: شماره های 13 و 14 نشریه دابق –نشریه رسمی داعش-

[6]- The Islamic State’s obsession with al Qaeda and the Taliban, long war journal, January 20, 2016. http://www.longwarjournal.org/archives/2016/01/dabiq-magazine-shows-islamic-state-obsession-qaeda-taliban.php

[7]- Taliban in Afghanistan tells Islamic State to stay out of country, Washington post, June 16, 2015. https://www.washingtonpost.com/world/asia_pacific/taliban-warns-islamic-state-to-stay-out-of-afghanistan/2015/06/16/a88bafb8-1436-11e5-8457-4b431bf7ed4c_story.html

[8]- گرچه اخیرا تحرکاتی از سوی طالبان در مناطق غیر پشتو زبان شمال شرق و شمال افغانستان نیز مشاهده شده و اعضای تاجیک و ازبک طالبان نیز مشاهده شدند. اما به نظر نگارنده این امر بیشتر به خاطر فقر اقتصادی حاکم بر این مناطق است که این افراد را ناگزیر کرده برای گذران زندگی عضو طالبان شده و حقوق بگیر این گروه شوند. اما به هر حال عناصر ایمان و مذهب و نیز نارضایتی از رفتار دولت مرکزی را نیز نمی توان نادیده گرفت.

[9]- پس از چندین حمله تروریستی به مدارس، بیمارستان­ها و اماکن عمومی و گسترش فعالیت طالبان به اسلام آباد –پایتخت پاکستان-، که به نوعی زیرپا گذاشتن خطوط قرمز از سوی طالبان پاکستانی به شمار میرفت، دولت پاکستان ناگزیر شد وارد نبردی جدی علیه این گروه در کشور خود شود که باعث شد بسیاری از اعضای طالبان پاکستانی به خاک افغانستان فرار نموده و در مناطق کوهستانی و جنگلی این کشور پناه گیرند و با ظهور داعش به این گروه ملحق شوند.

[10]- فرمانده ناتو: ۷۰ درصد نیروهای داعش در افغانستان اعضای سابق طالبان پاکستان هستند.

 http://www.bbc.com/persian/afghanistan/2016/08/160801_k05_is_is_ttp_members_

[11]- این گروه مسئول سربریدن دختر نه ساله­ی شیعه ای بود که اعتراضات مردمی علیه این گروه و علیه ناتوانی دولت در کاهش ناامنی را در پی داشت. از آن اعتراضات به نام «جنبش تبسم» یاد می­شود.

[12]- see, Chellaney, Brahma. "The India-Pakistan-China strategic triangle and the role of nuclear weapons." Proliferation Paper, Institut Français des Relations International, France (2002): 15.

Benazir Bhutto: “We made a mistake in supporting (creating) Taliban”, the London post, October 19, 2007

http://thelondonpost.net/2007/10/benazir-bhutto-we-made-a-mistake-in-supporting-creating-taliban/

‘Taliban architect’ Naseerullah Babar passes away, tribune.com, January 11, 2011.

http://tribune.com.pk/story/101748/naseerullah-babar-passes-away/

[13]- Congress Urged to Cut Off Financial and Military Aid to Pakistan - VOA - July 14, 2016

http://www.voanews.com/content/congress-urged-to-cut-off-financial-and-military-aid-to-pakistan/3417755.html

[14]-Analyse der Radikalisierungshintergründe und -verläufe der Personen, die aus islamistischer Motivation aus Deutschland in Richtung Syrien oder Irak ausgereist sind. Fortschreibung 2015.


١٣:٣٤ - پنج شنبه ٤ آذر ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٧٨٠    /    تعداد نمایش : ١٧٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7570
 بازدید امروز : 88
 کل بازدید : 44364
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/7657