چهارشنبه ٠١ آذر ١٣٩٦


مقالات

سید یحیی موسوی - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
سیطره‌ی دراز آهنگ و فراخ‌دامن سکولاریسم به‌مثابه‌ی یکی از اندیشه‌های بنیادین مدرنیسم بر جهان، با تجربه‌های گوناگون و پیامدهایی که در تاریخ سیاسی و اجتماعی ملت‌ها از خود برجای گذارد، آنتی‌تز بنیادگرایی را نیز در درون خود پروراند. بنیادگرایی فرزند نامشروع سکولاریسم و نتیجه‌ی پیوند نامبارک دو ایده‌ی متضاد و پاشاندن بذر سکولاریسم در کشتزار مذهب مؤمنان است. ازاین‌رو، باید گفت که هم از منظر تئوریک و هم به لحاظ عملی، نطفه‌ی بنیادگرایی در دامن دولت‌های سکولار بسته شده است. پرسش جستار حاضر این است که اصطلاح نسبتاً مشهور «بنیادگرایی» به چه معناست و ویژگی‌ها و مصادیق آن کدام است. این نوشته در دو بخش مفهوم‌شناسی و ویژگی‌ها تقسیم شده است. در بخش نخست به مبحث مفهوم‌شناسی می‌پردازیم و در بخش دوم ویژگی‌ها و مؤلفه‌های اساسی بنیادگرایی را توضیح خواهیم داد.

مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
موسسه زبان و فرهنگ شناسی در نظر دارد همایش بین المللی با عنوان «همایش جریان شناسی فرهنگی در عرصه بین الملل» را در اسفندماه سال جاری برگزار نماید.

گزارش نشست گروه پژوهشی گفتگوی ادیان
به همت گروه گفتگوی ادیان مرکز پژوهشی مشهد، نشست تخصصی با عنوان «از دین تا ادیان؛ تبیین مفهوم دین جهانی» در تاریخ سوم آبان ماه در محل تالار محققان مرکز پژوهشی با حضور ارزشمند دکتر بشیر سعده؛ پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه استرلینگ برگزار گردید. در طی این نشست مقایسه تطبیقی میان مفهوم دین و Religion ارائه گردید.

حجت الاسلام احمد مروارید - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
به گزارش روابط عمومی جامعه المصطفی، حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد مروارید، پژوهشگر مرکز پژوهشی مشهد و استاد حوزه علمیه مشهد، در این نشست که در مدرسه عالی خواهران جامعه المصطفی مشهد مقدس برگزار شد، به بررسی اصول روان‌شناسی از منظر فقه اسلامی پرداخت. وی به موضوع تداعی آزاد و تقابل آن با فقه اسلامی اشاره و اظهار کرد: یک عنصر محوری در روان‌کاوی تداعی آزاد است. تداعی آزاد به این معناست که کسی که مراجعه به روان‌کاو می‌کند و در جلسه روان‌کاوی هر آنچه از ذهن او می‌گذرد، بیان می‌کند. ...

دکتر سید حسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی
به گزارش روابط عمومی جامعه المصطفی مشهد، سید حسین همایون مصباح، امروز در نشست «تأثیر انسان¬گرایی نوین و سکولار بر سبک زندگی دینی» که در مدرسه عالی خواهران جامعه المصطفی مشهد برگزار شد به مؤلفه‌های انسان‌گرایی نوین و تأثیر آن بر سبک زندگی دینی پرداخت. استاد الهیات جامعه المصطفی مشهد با اشاره به اینکه سبک زندگی، بنیاد کلیدی تمدن اسلامی است، گفت: پیشرفت جهان اسلام در گرو بازسازی سبک زندگی بر اساس آموزه‌های دین است. وی اظهار کرد: بدون تردید در جهانی زندگی می‌کنیم که برخی به آن جهان مدرن می‌گویند و برخی از جهت فکری و فرهنگی به آن جهان پسا مدرن می‌گویند.





  چاپ        ارسال به دوست

سیدحسین همایون مصباح - مطالعات اسلامی و آینده پژوهی

اسلام خواهی و راهبرد استکبار غربی ( بخش اول )

درآمد

هرچند دامنه وپیشینه اسلام هراسی و اسلام ستیزی به گذشته های دور می رسد ولیکن در سه دهه اخیر وبه خصوص پس از فروپاشی نظام کمونیستی- مارکسیستی اتحاد جماهیر شوروی در دهه آخر قرن بیستم، و هم چنین رویداد طراحی شده 11سپتامبر سال 2001م درآمریکا، به صورت پروژه سازمان یافته ودر قالب یک راهبرد درازمدت در راستای سلطه وحاکمیت استکبار غربی بر جهان، آغاز و دنبال شده و می شود. روشن است که استقرار و استمرار زندگی بین المللی به صورت عادلانه و انسانی و نیز رشد و پیشرفت و تعالی و توسعه پایدار همه ملت ها ودولت ها، نه در سایه رقابت و قاعده بقای اقویا و زورمندان فراهم می آید، بلکه به شدت درگرو همیاری و همپایه نگری انسان ها و ملت ها است. برای این مهم به اخلاق، حقوق و ارزش های متعالی و انسانی نیازمندیم و ادیان به ویژه ادیان الهی و بزرگ  می تواند به عنوان یکی از منابع و مراجع در این زمینه عمل نماید.استکبار غربی بر عکس به جای اصلِ همیاری و همپایه نگری از قاعده  خطرناک بقای اقوی جهت اثبات سلطه خویش استفاده کرده واسلام هراسی وترسناک نشان دادن آنرا درشرایط کنونی بمثابه راهبرد انتخاب نموده است. طبعا این قاعده بازی خطر ها وآسیب های فراوانی را درعرصه روابط و مناسبات وزندگی بین المللی بین ملت ها به وجود می آورد مثل برتر و فروتر نگری نسبت به انسان ها، غارت امکانات و منابع ملت ها، جنگ و قتل و نسل کشی، فقر ونابرابری اجتماعی، زیستی، آموزشی، اقتصادی وسیاسی. تبعیض و بردگی جنسی، نژادی وفرهنگی. تنش های دینی و... . بنابراین آگاهی وشناسایی اهداف پیدا وپنهان استکبار غرب و به خصوص راهبرد آن در تحریک احساسات جوانان غربی در برابر اسلام خواهی لازم وضروری می نماید.ازاین رو در نوشتار پیش روی به اختصار راهبرد استکبار درتحریک احساسات جوانان غربی در برابر اسلام خواهی ارزیابی و تبیین می گردد.

اسلام خواهی

 واقعیت هایی که نمی توان آنها را نادیده گرفت :

 یک- این که تمدن و فرهنگ اسلامی از یکسو و تمدن غربی از سوی دیگر در میان تمدنهای زنده کنونی دنیا از شمار تمدن های بزرگ، پویا وتاثیر گذار در جهان معاصر به شمار می آیند که پیروان و باورمندان فراوانی داشته و قلمرو های وسیعی را نیز پوشش داده اند.

دو- هردو تمدن بر بنیاد دین استوار بوده و وامدار آن می باشند.

سه- این که تاریخ ترابط و تعامل این دو تمدن فراز و فرودهای(درگیری وتنش، صلح وآرامش، دوستی ودشمنی، کسالت وتنبلی،پویایی و بالندگی و...) فروانی داشته و دارد، هرچند بازه زمانی، عمر، چگونگی فراز و فرودها یکسان ویکنواخت نبوده است.

چهار- یکی از پدیده هایی که در روانه روابط و تعامل، هم مشهود وهم محکوم فراز و فرودهای نامبرده بوده است، گرایش باورمندان و پیروان این دو تمدن و به بنیادهای آن است. درسالیان اخیر و به خصوص سه دهة آخر، گرایش به اسلام به دلایل گوناگون از جمله افزایش و تسریع وتسهیل مهاجرت مسلمانان به غرب، گسترش و فراگیر شدن فنآوری ها و رسانه های نوین جمعی، که زمینه خوبی را برای تعامل وتفاهم، تهاجم وتخریب، گفتگو وآشنایی مردم دنیا بایکدیگر را فراهم آورده است، نیز ناکامی و ناکارآمدی برخی ازمکاتب فکری و نظام های سیاسی و اجتماعی، هم چنین سیما ومحتوای عقلانی ومعنوی توأمان اسلام...، گرایش به اسلام در قلمرو تمدن غربی سیر صعودی یابیده است. گزارش ها وآمارها، این سیر را به روشنی بازگو می سازد :

«هر روز به جامعه ی نزدیک به دو میلیونی مسلمانان در انگلیس افزوده می‌شود.مسلمانان انگلیس موفق شده‌اند 5 کرسی را در شورای واردات به‌ دست آورند، بررسی‌ها و پژوهش‌هایی که اخیراً در مورد اسلام به عمل آمده است نشان می‌دهد که این دین به طور گسترده در بین جامعه ی انگلیس گسترش یافته است به طوری که در چند سال اخیر بیش از 14 هزار انگلیسی به دین اسلام روی آورده‌اند. و بنابر گزارش هفته‌نامه ی ساندی تایمز تاکنون نزدیک به 77 هزار زن انگلیسی به اسلام گرویده‌اند. اغلب تازه مسلمانان از کتاب اسلام و منزلت انسان اثر چارلز لوجای ایتون، دیپلمات برجسته ی خارجی انگلیسی تاثیر پذیرفته‌اند. مسلمان شدن افراد مشهوری مانند یوسف اسلام ستاره ی سابق آهنگ‌های پاپ، ایما کلارک نوه ی هربرت اسکات نخست‌وزیر سابق انگلیس و جانانات برت پسر شاهزاده برت، رئیس سابق شبکه ی بی‌بی‌سی نیز در گرویدن انگلیسی‌ها به دین اسلام تاثیر زیادی داشته است. شواهد نشان می‌دهند که اسلام به طور رسمی، پذیرشی عام از سوی همگان پیدا کرده است. تعداد مسلمانان در سویس نیز ظرف 5 سال گذشته از 100 هزار نفر به 400 هزار نفر رسیده است. هم‌اکنون اسلام در بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله آلمان، انگلستان و فرانسه به عنوان دین دوم محسوب می‌شود. فرانسه با بیش از 5 میلیون مسلمان، آلمان با 3 میلیون، انگلستان با 2 میلیون، به ترتیب بیشترین جمعیت مسلمان در میان کشورهای اروپایی هستند.

 در سایت تالار گفتگو بیداری اندیشه،  بخش موج اسلام خواهی درغرب ص 3، مورخه23 آبان سال 1391 به نقل از روزنامه آلمانی فرانکفورترآلگمانیه آمده است: در میان ملت آلمان، تعداد گروندگان به اسلام رشد چشم‌گیری داشته و با چنین شتابی به نظر می‌رسد که آلمان در پایان این قرن تبدیل به بزرگترین کشور مسلمان‌نشین گردد. روزنامه ی آلمانی فرانکفورتر آلگماینه در یکی از گزارشات خود نوشته است که در سال 2040 اشتوتگارت شهری با اکثریت مسلمان و در پایان همین قرن آلمان یک کشور مسلمان‌نشین در اروپا خواهد شد. آلمانی‌ها روز به‌ روز بیشتر به اسلام می‌گروند. بسیاری از آنها حتی با ریشه‌های خود قطع رابطه و پل‌های پشت سر را خراب کرده‌اند. این اشخاص در اجتماعات و مساجد و سازما‌ن‌های اسلامی فعالانه شرکت می‌کنند، به تحصیل و یا تعلیم علوم اسلامی مشغولند، انتشارات یا کتاب‌فروشی اسلامی بنیان‌گذاری می‌کنند. این‌ها آلمانی‌هایی هستند که به اسلام گرویده‌اند.

کارل الیس یکی از محققان برجستة امور ادیان در آمریکا می‌گوید : 

«اگر درصد رشد جمعیت مسلمانان در آمریکا در حد فعلی باقی بماند تا 17 سال دیگر در چندین شهر بزرگ آمریکا جمعیت مسلمانان بیشتر از جمعیت مسیحیان خواهد شداو در گفتگو با آخرین شماره ی هفته‌ نامه ی آمریکایی بی‌پی نیوز گفت: جمعیت مسلمانان در آمریکا سالانه رشد 6 درصدی دارد و 80 درصد از این رشد مربوط به افرادی است که از مسیحیت به اسلام می‌گروند و تنها 20 درصد مربوط به مسلمانان مهاجر است. نویسنده ی کتاب اسلام در آمریکا در ادامه می‌افزاید: درصد گرایش به اسلام در بین دانشجویان و زندانیان سیاه‌پوست و هم‌چنین در شهرهای بزرگ بیشتر است. زمانی بود که هیچ‌کس حتی فکر نمی‌کرد آسیای صغیر یا شمال آفریقا مسلمان شوند زیرا این مناطق از مراکز مهم مسیحیت بودند، به همین ترتیب این‌که آمریکا روزی به کشوری مسلمان تبدیل شود دور از انتظار نیست.»1

«طبقبسياری از تحقیقات انجام شده در بین ادیان جهان دین اسلام سریع ترین رشد را تجربه می‌کند. طبق تحقیقات موسسه پیو جمعیت مسلمانان جهان در 20 سال گذشته 35 درصد افزایش یافته است. جمعیت مسلمانان جهان نسبت به غیر مسلمانان از رشد دو برابری برخوردار است و تا سال 2030 بیش از 26 درصد جمعیت جهان را مسلمانان تشکیل خواهند. حدود دو سوم از مسلمانان در ایالات متحده (٪64.5) از  مهاجران نسل اول (خارجی تبار) هستند و اين در حالی است که کمی بیش از یک سوم (35.5٪) مسلمانان بومی هستند. بر همين اساس تا سال 2030 از هر ده نفر مسلمان در آمریکا چهار نفر و یا به عبارتی  (44.9٪)  مسلمان بومی این کشور خواهند بود. 

بر خلاف بعضی از مذاهب دیگر که دارای اجتماعات محلی محدود هستند مسلمانان در بیشتر مناطق آمریکا پراکنده‌اند، هر چند تمرکزشان در برخی از شهرهای عمده نظیر نیویورک، شیکاگو و لس‌آنجلس بیشتر به چشم می خورد. تعداد مساجد آمریکایی نیز در شهرهای بزرگ بیش از جاهای دیگر است. حدود پنجاه درصد از مساجد در شش ایالت آمریکا قرار دارند. برای مثال 257 مسجد در نیویورک، 264 مسجد در کالیفرنیا و 118 مسجد در فلوریدا قرار دارد. هرچند آمار دقیقی از تعداد افرادی که به دین اسلام ایمان می‌آورند وجود ندارد ولی تحلیلگران معتقدند که سالانه 100000 نفر در آمریکا به اسلام ایمان می‌آورند. در بین گروه‌های قومی سیاهپوستان آفریقایی تبار بیشترین تعداد مسلمانان تازه به اسلام گرویده را تشکیل می‌دهند.

پاتریک دی باون Patrick D Bowen  کارشناس ارشد مطالعات مذهبی از دانشگاه دنور در تحقیقی جامع به دلایل استقبال مردم آمریکا از دین اسلام پرداخته است. او در این تحققیق با 13 نفر تازه مسلمان شده که 9 نفر از آنها بعد از ماجرای 11 سپتامبر به اسلام ایمان آورده‌اند مصاحبه کرده و به نتایج ارزشمندی رسیده است.»2

روزنامه پر تيراژ «سيدني مرنينگ هرالد» نيز مي نويسد: اسلام از مرزهاي جغرافيايي عبور مي كند، مكتب هاي سياسي و رژيم هاي ملّي را پشت سر مي گذارد و كشورهاي گوناگون، شاهد تحرّك سياسي و رشد پاينده اسلام خواهند بود.

 بالاخره روند گرایش به اسلام در  غرب  به معنای عامش طوری شدت و سرعت گرفته است کهبرخی از اندیشمندان غربی از مسلمان شدن اروپا تا پایان این قرن خبر می دهند. روبرت اسپنسر به نقل از برنارد لویس  می گوید :

«در پایان این قرن- قرن21- اروپا مسلمان خواهد شد»3

همو ـ برنارد لوئیسـ  نیز در دو کتابش : «تهدید های درون اروپا» و «وقتی اروپا خواب بود»  می نویسد که اروپا تا پایان این قرن به اسلام گراییده و بخشی از غرب عربی یا مغرب خواهدشد. «برگر» از دیگر اندیشمندان بنام غرب اذعان دارد که خیزش اسلامی قلمرو وسیعی را دربرگرفته است وهر روز طرفداران بیشتری را بخش های مختلف جهان به ویژه غرب پیدا می کند.4

البته گرایش به اسلام و یا اسلام خواهی صورت های گوناگون و متنوع دارد. این تنوع یک بار از ناحیه خود دین  شکل می گیرد؛ به این معنا که دین اسلام لایه ها وسطوح چندگانه اعتقادی، معرفتی، حقوقی، اخلاقی، عرفانی، رفتاری و مناسکی دارد و طبعا گرایش به هریک از این  سطوح از سوی گروه های سِنی، شغلی، جنسی و اجتماعی همسان و متوازن نیست. این واقعیتی است که تحقیقات وآمار هم در کشور های اسلامی و هم در کشور های غربی نشان داده و اثبات نموده است.

بار دیگر عامل تنوع بر میگردد به چگونگی حضور وکارکرد دین در عینیت زندگی اجتماعی مردم وگزینش و رویکرد آنها نسبت به دین در قلمرو های زیستی. از این منظر و در این ساحت اسلام خواهی به گونه های زیر می تواند نمود و بروز پیدا بکند :

1-    اسلام به مثابه سبک زندگی و فرهنگ عمومی وحرکت تمدن ساز مطالبه گردد و درآید.

2-    اسلام درمقام فرهنگ خصوصی و خواست های فردی در کنار دیگر فرهنگ ها و خواست ها دنبال گردد.

3-    اسلام به عنوان نظام از ارزش های متعالی، مفاهیم و معارف هویت بخش استقبال گردد و نمود عینی بیابد.

4-    اسلام در مقام بنیاد مشروعیت نظام سیاسی مطلوب باشد.

5-    اسلام چونان راهی بسوی حقیقت باور و عمل گردد.

اینک درغرب کدام صورت وسیرت از اسلام خواهی حضور وظهوردارد نیازمند پژوهش های میدانی وسیع و پیوسته است. از این روی داوری قطعی در این باب دشوار و غیر منطقی می نماید؛ اما این واقعیت را نمی توان انکار کرد که تمامی صورت های اسلام خواهی با شدت وضعف و تفاوتهایی درگروه های مختلف مشهود است. 

طبعا وضعیت موج گونة یادشده نیازمند طرح وتدبیر است. از این روی سیاست مداران، مدیران کلان و کسانی که مسئولیت مهندسی فرهنگی و اجتماعی را در غرب به عهده دارند، وارد میدان شده وتدابیری را اتخاذ و طراحی نموده اندکه در یک دسته بندی بزرگ می توان آنها را به دو شاخه یا رویکرد تقسیم نمود :

ـ رویکرد فرصت پنداری و خوش بینانه.

ـ رویکرد تهدیدی و بد بینانه.

متاسفانه رویکرد دوم یعنی تهدید پنداری و بد بینانه در فضای رسانه ای و سیاسی  بیشتر نشان داده شده است که آن را تحلیل و بررسی می کنیم. 

راهبرد

بر بنیاد رویکرد تهدید پنداری، سیاست پیشگان و مدیران ارشد جوامع غربی رویارویی فعال با اسلام خواهی را به عنوان یک هدف معرفی کرده اند، و برای  دستیابی به این هدف، یک سری فعالیت ها و اقداماتی لازم شمرده اند که باید به گونه هماهنگ و سازمانه یافته انجام بگیرد. این هماهنگی وقتی عینیت می یابد که در قالب یک برنامه و طرح عملیاتی دنبال و اجرایی گردد. مجموعه بهم پیوسته این عوامل و مراحل ( هدف، اقدامات هماهنگ، برنامه و طرح عملیاتی) راهبرد و استراتیژی را شکل می دهد. بنابر این غرب در مقابله با ایستار یاد شده راهبردی دارد و ارزیابی این راهبرد راهگشا و ضروری می نماید.

راهبرد استکبار در مبارزه با اسلام گرایی گرچه چند وجهی است، اما یکی از مهمترین آنها تمرکز بر تحریک احساسات جوانان علیه اسلام در کشورهای غربی است. کلیدی ترین ویژگی های این راهبرد به شرح زیر می باشد :

1-یکی از عوامل ودلایل پرقدرت گرایش به اموری که نزد دیگران است )باور، ارزش، اندیشه، دین، نظام اجتماعی و... (و رها نمودن داشته های خود، این است که انسان احساس کند  و یا در سطحی بالاتر به این شناخت برسد که  اندوخته ها و داشته های خودش معیوب، ناقص و ناکارآمد است و نمی تواند پاسخ گوی مطالبات و خواست های انسانی او باشد. در مقابل آن چه که نزد دیگران است از جامعیت ،کمال و کارآمدی بیشتر در برآوردن خواست ها و نیازهای انسانی بر خوردار است؛ یعنی چنین احساس و ذهنیت و یا شناختی نسبت به میراث و داشته های دیگران در او بوجود آید. در واقع این حالت که نتیجه خصوصیت و فطرت تعالی جویی انسان است، اندیشه و انگیزه جذب و دفع را توأمان در او تقویت می نماید ودر مقام عمل به برگزیدن و رها نمودن می انجامد.

استکبار غربی با ارزیابی روانشناسانه و جامعه شناسانه ای که از جوانان غربی دارد تلاش می کند تا هردو محور را با نسخه نویسی های متفاوت درمان بکند. نسخه ای که برای درمان احساس نقص و عیب و ناکارمدی نسبت به میراث و داشته های خودش می پیچد، القاء وایجاد این باور است که فرهنگ وتمدن کنونی غرب،کامل ترین و برترین و انسانی ترین تمدنها و سبک زندگی است. از این روی انسان غربی اصالت و محوریت دارد و بایستی چونان معیار و شاخص به آن نگریسته و عمل بشود و دیگران برای تعالی، رشد، پیشرفت و انسان شدن باید انسان غربی و تمدن او را الگو قرار بدهند. در واقع سعی و کوشش بر این است که کامل و برتر پنداری تمدن، فرهنگ و انسان غربی به خواست و فرهنگ عمومی و جهانی بدل بشود. و این گونه نمایانده شود که تمامی ارزش ها، باورها، دانش و هنر، صنعت و سبک زندگی و در یک کلام تمام آن چه محصول تمدن نوین غرب است جهانی و خواست تمام انسان ها است. 

 بابی سعید به روشنی این نکته را بازگو نموده است : 

«اروپا مداری –Eurocentric- سعی بسیار دارد مرکز بودن غرب و اروپا را در جهان تبیین نماید. اروپا مداری منطق یا تصور رایجی به حساب می آید که غرب خود را بهترین می داند وسرنوشت دنیا را غربی شدن روز افزون تلقی میکند؛ به طور مثال اینکه تاریخ دنیا بر اساس تاریخ اروپا نوشته می شود دلالت برهمین تفکر دارد.»5 براساس تحلیل هانتیگنتون این تصور ویا ایدئولوژی برتر پنداری و معیار بودن غرب ادامه پیدا می کند وغرب خود را متعهد به حفظ، تقویت وگسترش آن می داند.

« غرب تلاش می کند -وتلاش خواهد کرد- تا موقعیت ممتاز خود را حفظ کند و ازمنافع خود که آن را منافع «جامعه جهانی» جلوه می دهد دفاع کند.»6

2-از سوی دیگر فرهنگ، تمدن، جهان بینی، نظام فکری، سیاسی، اجتماعی و سبک زندگی رقیب و بیگانه ای که ذهن وجان جوانان را در کشورهای غربی به خودش معطوف می کند باید تضعیف و تخریب گردد، زیرا برای هستی تمدن و فرهنگ غرب تهدید به شمار می رود. در برهه ای از زمان کمونیسم- مارکسیسم، با مرکزیت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، دشمن و تهدید بود و از آن به تهدید سرخ یاد می شد. در برشی از زمان تهدید رنگ زرد به خود گرفت که منظور آئین کنفوسیوسی و ایدئولوژی کمونیسم- مائویسم چین بود. اما امروز مهم ترین و خطرناک ترین تهدید، به گمان برخی سیاست پیشه گان، مدیران و استراتژیست های غربی، اسلام است که از آن به تهدید سبز یاد می شود. چون به گمان آنها اسلام بقای غرب را نشانه گرفته است : 

«اسلام تنها تمدنی است که بقاء غرب را با تهدید مواجه کرده است ودست کم دوبار در این امر موفق بوده است»7

البته برخی تهدید سبز را تنها در اسلامِ افراطی می بینند و اسلام معتدل را از فهرست تهدید بیرون می کنند؛ اما چهره های شاخص آنها چونان هانتیگتون چنین تفکیکی را تصنعی و غیر واقعی می داند و تصریح می کند که مشکل غرب، خود اسلام می باشد : 

« مشکل اصلی غرب بنیادگرایی اسلامی نیست، بلکه خود اسلام است؛ تمدنی متفاوت که وابستگان آن به برتری فرهنگی خود اطمینان دارند ودل مشغول ناتوانی های خود هستند.»8

نسخه ای که به این منظور یعنی تضعیف،تخریب و اسلام هراسی نوشته شده است از اقلام گوناگون زیر شکل گرفته است :

2-1. ایجاد فضاء و محیط فرهنگی ای که نفرت و دشمن پنداری و مهم تر از همه بی اعتماد بودن و نا مطمئن دانستن اسلام و مسلمانان به باوری عمومی  تبدیل شود.

2-2. برای ایجاد چنین جوّ و باوری در قلمرو تمدن غربی و به خصوص در میان جوانان غرب، در قدم نخست باید برنامه مدیریت و سازماندهی ذهنی مردم را  با تمرکز بر تغییر ذهنیت و بازسازی  آن در چارچوب اهدافی از قبل طراحی شده - اسلام هراسی- دنبال گردد.

2-3. مهم ترین و اثرگذارترین اقدام در این زمینه ارائه تصویر مبهم، کاریکاتوری و همسو با اهدافشان، از اسلام است؛ یعنی اسلامی که به زایش و رویش تروریسم می انجامد، اسلام جنگ طلب و خون ریز، اسلام خشن وخشونت زا، اسلامی که سعادت، هدایت، حقیقت و رستگاری را تنها و تنها  در همین امور خلاصه نموده و هرکه جزء خود را کافر و گمراه و مستوجب مرگ و نابودی می داند، اسلامی که با حقوق بشر بیگانه است و تنها با زبان تکلیف سخن می گوید، اسلامی که با آزادی اندیشه و بیان و باور مخالف است، اسلامی که دموکراسی، علم، توسعه و پیشرفت را امر شیطانی و پلید می بیند، اسلامی که به نظامی گری وحشیانه و نظام سیاسی فاسد و فاجر مشورعیت می بخشد و... . 

«در سال 1996م بنیاد(Runnymede Trust) کمیته با موضوع مسلمانان بریتانیا و اسلام هراسی به ریاست گوردون کانونی(Gordon Conway) معاون دانشگاه ساسکس(Sussex) تشکیل داد. گزارش این بنیاد با عنوان«اسلام هراسی چالشی برای همهما»(Islamic phobia Challenge for us all) درنوامبر سال 1997 توسط جک استراو وزیر خارجه اسبق انگلیس ارائه گردید که دربرگیرنده هشت مولفه و محور اساسی بود:1) اسلام انعطاف ناپذیر سخت وبی اعتنا به هرگونه تغییر وتحول است.2)اسلام در کل هیچ ارزشی برای دیگر فرهنگ ها قائل نیست و از آنها تاثیر نمی پذیرد وبر آنها اثر هم نمی گذارد. 3) اسلام پست تر از غرب به نظر می آید و وحشی، غیر منطقی، بدوی و طرفدار اعمال تبعیض جنسی است. 4) اسلام خشن، ستیزه جو، تهدید کننده، حامی تروریسم وعامل برخورد تمدنها به حساب می آید. 5) اسلام دارای ایدئولوژی سیاسی است که برای منافع سیاسی یا نظامی از آن استفاده می برد. 6) دشمنی با اسلام باعث می شود که اقدامات تبعیض آمیز و یا محرومیت مسلمانان از وجود در جامعه، جریان وهنجارِ موجه جلوه نماید. 7) منتقدان، غرب را بواسطه اسلام کنار زده وبه بوته نقدکشیده اند. 8) خصومت با مسلمانان طبیعی وعادی به نظر می رسد.»9

همان گونه که مشاهده می کنید این تصویر ساختگی را  به اسلامِ متنی- وحی، قرآن وسیره پیامبر(ص) - نسبت و اسناد می دهند. انگاره جنگ طلبانه وخشونت بار از اسلام را نه مربوط به نگره های آدمیان و فهم نادرست و انحرافی  آنان از دین، بلکه به ذات وجوهر  اسلام مرتبط و مستند می کنند.

برخی از اینان مفاهیم اسلامی را وارونه معنا می کنند. برای نمونه برنارد لوئیس می گوید : 

« جهاد نامی که دراسلام عموما به جنگ مقدس درمقابل کفار تعبییر می شود.... معنای جهاد بیشتر رنگ و لعاب نظامی دارد.... غزوه به معنای غارت وچپاول اموال است...»10 

و نیز می گوید : 

«جهاد به معنای درگیری مسلحانه مسلمانان برای دفاع یا به دست آوردن قدرت تعبیر می شود... نظریه تقدس مکان و فضا در اسلام امر محوری بوده... تقدس غزوه در زمان پیامبر شکل گرفت... تصور می شود که اسلام از همان آغاز یک دین جنگ طلب و در واقع دینی نظامی بوده وپیروان آن جنگجویان متعصب اند که با تکیه بر نیروی نظامی در صدد ترویج شریعت خویش هستند.»11

به هر روی استکبار غرب می کوشد دین اسلام را به گونه ای معرفی کند که شنیدن نام اسلام و مسلمان، به لحاظ روانی سبب ترس و تنفر شود و در نتیجه کسی در صدد نزدیک شدن و آشنایی با آن برنیاید. در سال های اولیه بعثت پیامبر(ص)، کفار و مشرکان مکه همین نقشه را به گونه ای دیگر اجرا کردند اما طرفی از آن نبستند؛ آنان با این اتهام که پیامبر ساحر است و هر کس به او نزدیک شود و سخن او را بشنود مسحور او می گردد و دست از آیین نیاکانش برمی دارد، قصد داشتند تا مردمان از پیامبر(ص)  بهراسند و حقایق وحی را نشنوند و جذب او نشوند. ولی خواست خداوند این بود :

«يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ‌« 12

آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!

2-4.پرروشن است که تصاویر مبهم و مه آلود و تحریف شده از اسلام تا زمانی می تواند به حیات وکارکردش ادامه بدهد که منافذ، مجاری و روش های دستیابی مستقیم به منابع ومبانی اصیل و حقیقی اسلام پرهزینه ودشوار و نا آشنا بماند وفرصت و فضای مناسب و باز برای ارائه و عرضه ی سیمای پاک، وپالوده اسلام فراهم نباشد، اما  وقتی دستیابی به منابع و آگاهی های معتبر و مستقیم در دسترس وآسان یاب و کم هزینه باشد، به روشنی وسادگی می توان چهره پردازی ها وتصویر سازی های سالم را از نا سالم، درست را از نادرست، حقیقی را از مجازی، دروغین را از راستین، رحمت را از وحشت، عقلانیت را از عصبیت و جهالت، عدالت را از ستم، صیانت و انسانیت را از ترور وخشونت، واقعیت را از تهمت در مورد اسلام تشخیص داد و به درستی داوری نمود وآنگاه برگزید.

 رهبری جمهوری اسلامی ایران به درستی این طرفند وخلاء را شناسایی نموده و در نامه ای که خطاب به جوانان اروپا وآمریکای شمالی نوشته اند هشیارانه تمرکز بر همین ضرورت نموده اند و از آنان می خواهند که آزادانه وآگاهانه و بطور مستقیم خودشان به منابع و میراث اصیل و معتبراسلامی مثل قرآن و سنت معتبره رسول الله(ص) که موجود هم است مراجعه نمایند و اسلام را با بصیرت بشناسند. آن چه از زبان سیاستمداران، روزنامه نگاران و افرادی که افزون بر غرض ورزی، دانش شان از اسلام درحد اطلاعات عمومی و سطحی است( متاسفانه همین گروه بیشتر درمعرض دیدند وتعدادشان نیز فراوان است ) می شنوند، به حساب اسلام شناسی نگذارند : 

«...سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد... خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش وکاوش کنید 

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید...»13

این مطلب را امام علی(ع) این گونه بیان فرموده است :

«عَقلوُا الدّینَ عقلَ وِعایهٍ و رِعایهٍ لاعقلَ سَماعٍ و رِوایَه»(خطبه/239)

دین را بر اساس فهم و آگاهی خود بشناسید نه با گزارش شنیدن از  دیگران. 

ابزار ها

 


١٢:١٢ - جمعه ١٢ آذر ١٣٩٥    /    شماره : ٧٩٩٨٦    /    تعداد نمایش : ١٤٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7570
 بازدید امروز : 88
 کل بازدید : 44364
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/7657