سه شنبه ٠٤ مهر ١٣٩٦


مقالات

پژوهش مدرسه عالی خواهران با همکاری مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
اداره پژوهش مدرسه عالی خواهران، نشست «آشنایی با مرکز پژوهشی جامعه المصطفی العالمیه مشهد و فعالیت‌های این مرکز» را با حضور حجت‌الاسلام‌والمسلمین عصارزاده؛ رئیس مرکز پژوهشی برگزار کرد. در این نشست که روز سه‌شنبه 31 شهریور 1396 برگزار شد، حجت‌الاسلام‌والمسلمین عصارزاده ابتدا ضمن گرامیداشت ایام محرم‌الحرام و ایام سوگواری سیدالشهدا علیه‌السلام، برای جمیع مسلمین طلب عنایت و معرفت داشت و در ادامه به تشریح کارها، دستاوردها و نحوه همکاری‌ها پرداخت.

سیدعلی واعظ زاده- مرکز پژوهشی جامعة المصطفی مشهد
میل به پرش از ارتفاع، حرکت با سرعت زیاد، تماشای صحنه‌های دل‌خراش و ترسناک، خودآزاری و دیگرآزاری، انجام بازی‌های خشن در محیط واقعی و مجازی، تن دادن به چالش های خطرناک و در سطوح بالاتر هنجارشکنی‌های اجتماعی و ارتکاب جرائم، همگی نمودهایی از رفتارهایی است که غالباً هیجان‌های منفی در فرد ایجاد می‌کند. از گذشته تاکنون برخی افراد با پایه‌گذاری روش‌ها و شیوه‌های ایجاد هیجان منفی توانسته‌اند در عرصه اجتماع افراد به‌ویژه جوانان را دچار تنش‌های روانی کنند که تعدادی از آنها هنوز هم کمابیش بروز و ظهور دارند که در عصر حاضر با گسترش وسایل ارتباطی و رسانه‌های مجازی، با روش‌های جدید و استفاده از بسترهای نوپدید پا به عرصه گذاشته‌اند. در این یادداشت سعی می کنیم تا با رویکرد روانشناختی، نگاهی گذرا به جزئیات برخی بازی‌های هیجانی داشته باشیم و آثار منفی بلند مدت آنها را بررسی کنیم.

مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس
مرکز پژوهشی جامعه المصطفی(ص)العالمیه مشهد مقدس به منظور حمایت از آثار و تحقیقات علمی طلاب محترم المصطفی، در نظر دارد یادداشت های پژوهشی ایشان را در سایت مرکز پژوهشی انتشار دهد. محققان و پژوهشگران ارجمند می توانند یادداشت های علمی خود(حداکثر هزار کلمه) را در چهار محور کلی: 1- منویات مقام معظم رهبری، ریاست مکرم المصطفی و مباحث راهبردی روز 2- مطالعات اسلامی و آینده پژوهی 3- گفتگوی ادیان( اسلام، مسیحیت، یهودیت و ...) 4- جریان شناسی فکری و معرفتی جهان اسلام به صورت حضوری یا از طریق کانال تلگرامی به جناب آقای واعظ زاده ارسال فرمایند.

روح الله موحدی - گفت و گوی ادیان
تمرکز این نوشتار بر چالش معرفت شناختی ای است که اختلاف نظر دینی به وجود می آورد: آیا آگاه شدن از ماهیت و میزان اختلاف نظر دینی موجب می شود که اعتقاد قطعی به دیدگاه های دینی یا دیدگاه های صریحاً غیردینی برای ما نامعقول شود؟ در این نوشتار به دو دیدگاه مصالحه گری پرداخته می شود.

رضا اکبری - گفت‌و گوی ادیان
مناسک زیارت با هرچه فاصله گرفتن زمانی از تاریخ صدر اسلام به‌ویژه در جوامع معاصر از مبانی و اصول و اهداف خود نیز دور گردیده و همراه با دیگر پدیده¬ها، اندک‌اندک صورتی دنیایی (سکولار) به خود گرفته است. برای مثال تمایل به جنبه¬ی گردشگری و توریستی و کم¬رنگ شدن جنبه¬ی معنوی، زیارتی و قدسی آن را می‌توان از مصادیق بارز آن دانست. بر این اساس در نوشتار حاضر تلاش می‌شود به مشترکات و تمایزات این دو و اینکه چگونه این پدیده تغییر می‌یابد، تأمل شود.





  چاپ        ارسال به دوست

مترجم: هادی قربانیار

خدای نسل هزاره

هنگامی که از دینِ نسل هزاره- افرادی که بین سال های 1980 و 2000 میلادی متولد شده اند- سخن به میان می آید، به نکاتی عجیب برخورد می‌کنیم. از یک سو تعدادی بی سابقه از این نسل ادیان سازمان یافته را ترک می کنند، و از سوی دیگر آنها دقیقا بدون دین نیستند.

بر اساس نظر سنجی که در سال 2014 توسط موسسه ی پیو انجام شد، گروه سنی 18 تا 29 سال با عنوان "بدون هیچ دین خاصی" شناخته میشدند: این یعنی بخشی از یک گروه دینی خاص نبوده ولی در عین حال ملحد و شکاک نیز نیستند. بیشتر نسل هزاره با نوعی از یقین به خدا اعتقاد دارند. اما این نظر سنجی مشخص نمی کند که منظور ایشان از الهه و پروردگار چیست، و اینکه چگونه آنها خدایی را که به او اعتقاد دارند"تجربه" میکنند.

این پازل با دو روایت بزرگتری که اغلب در مورد نسل هزاره نقل میشود، مرتبط است. اولین روایت مدعی است که به دلیل امتیازات بی شمار این نسل، آنها خود متمرکز و نابالغ بوده و از اینکه تعهدات مستحکم را بپذیرند هراس دارند.

مفروض روایت دیگر اینست که بلاتکلیفی اقتصادی و نابرابری روز افزون، نسل هزاره را خود اندیش، از نظر معنوی هم کوک و بی میل برای توافق بر ارزش های اصلی خود کامرواسازی کرده است. خروج از ادیان سازمان یافته بطور کلی با روایت اول سازگار است: نسل هزاره فردگرایان معنوی هستند که از تعهّدات دینی اجتناب میکنند. اعتقاد ماندگار به خداوند با روایت دوم سازگاری دارد: نسل هزاره طالبان سیر ناشدنی روح هستند، که شیفته ی عالم غیب و غیر علمی میباشند. آنها علاقه دارند که سوالات بزرگ و مهم را بپرسند در حالیکه پاسخ های ساده را منکر میشوند.

اما چه میشود اگر بتوان این روایت های متناقض را بوسیله ی نگاهی نزدیکتر به الگوهای معنویشان، تلفیق کرد؟ چه اتفاقی می افتد اگر نسل هزاره کمتر متدیّن به نظر برسند چرا که آنها با دسته بندی های اعتقادی که برای نسل های گذشته معنا دار بوده است، همراه نیستند؟

بعنوان نمونه مساله ی وجود خداوند را در نظر بگیرید. در تحقیقاتی که در دانشگاه نوتردام انجام گرفت، گروهی از جوانان بین 24 تا 29 سال دیدگاه خود را در مورد خدا ارائه کردند. دسته بندی که توسط محققین صورت گرفت شامل " موجودی شخصی که در زندگی مردم امروز دخالت دارد"؛کسیکه "جهان را آفرید اما دیگر در آن دخالتی نمیکند"؛ و چیزی که "شخصی نیست بلکه چیزی شبیه به نیروی حیات کیهانی است." میشود. به مانند تحقیقات موسسه ی پیو، در حدود یک سوم از شرکت کنندگان، خود را "غیر دینی" معرفی کردند؛ اما در بین آنها، 16 درصد معتقد به یک خدای شخصی شده و 27 درصد دیگر هم تمامی این دیدگاه ها را منکر شدند ولی با این حال ملحد یا شاکّ بودن را هم نپذیرفتند.

نسل هزاره تمایل به ارتباط عمیق باخداوند داشته و تجارب مثبت بیشماری از خداوند دارند. بسیاری از آنها ارتباطی و علقه ای را با خداوند که احساس و تجربه کرده اند، دارند. ارتباطی که شبیه به روابط انسانی نبوده و با هویت  مستحکم دینی یا اعتقادات مذهبی متفاوت است.

این ارتباط چند وجهی است. شواهد حاکی از این است که نسل هزاره بسته به مؤلفه های صمیمیت، ثبات، اضطراب و خشم متفاوت هستند. تجارب صمیمیت و ثبات در بین ایشان رواج بیشتری دارند.این مساله نشان میدهد که بطور کلی تجربه ی خداوند توسط نسل هزاره مولّد احساسات مثبت است. مثلا 72 درصد نمونه های نظر سنجی با عبارت" اینگونه حس میکنم که همیشه میتوانم به خداوند اعتماد کنم" که خود حاکی از ثبات در رابطه است، موافق بودند. 67 درصد نیز با جمله ی"احساس میکنم خداوند همراهی نزدیک برای من در زندگی است" که نشان دهنده ی صمیمیت است، موافق بودند.

همچنین این مؤلفه ها به صورت های جالب توجهی با یکدیگر همراه میشوند. در حالیکه آن دسته از نسل هزاره که رابطه ای با سطح بالای صمیمیت و ثبات با خداوند دارند، شاخص خشم پایینی را دارا هستند اما سطح بالای اضطراب در ایشان نشان دهنده ی این است که رابطه ای مستحکم با خداوند چیزی است که آنها بیشتر درموردش نگران هستند. این مساله از این جهت که ما غالبا از مسائلی که برایمان بیشتر ارزشمند است با دلواپسی حراست میکنیم، معنادار است.

نکته ی آخر اینکه، علقه ی نسل هزاره با خداوند شامل کسانی که هویت دینی ندارند نیز میشود. 13 درصد از افرادی که هیچ وابستگی دینی ندارند، با عبارت "همواره متکی بودن بر خداوند"موافق هستند و 11 درصد از کسانی که هیچ وابستگی دینی ندارند نیز با مفهوم "خداوند همراهی نزدیک برای فرد است"موافق هستند.

لذا آنچه که نسل هزاره در مورد وابستگی و ارتباط خود با خداوند بیان میکنند،تا حدّی این دیدگاه را که آنها به شدّت فرد گرا یا سکولار هستند را از بین میبرد. تشابهات بسیاری در پاسخ های آنها قابل مشاهده است، که نشان دهنده ی این است که ایمان آنها به اندازه ی که انتظار میرفته که "فردگرا" شده باشد، نیست. همچنین ما شاهد بسیاری از تجارب مثبت از خداوند هستیم که حاکی از این است که نسل هزاره از سکولار شدن بصورت کامل دور هستند. مساله ای که باقی می ماند این است که آیا این علقه با خداوند در آینده منجر به گرایش بیشتر به سوی دین سازمانی میشود یا خیر؟ با این حال روشن است که خداوند برای نسل هزاره ی امروزی اهمیت دارد و پروردگار ایشان یک خدای شخصی و مجزّا است.

 

منبع: OUPBLOG

نویسنده:NICOLETTE MANGLOS-WEBER

مترجم:هادی قربانیار

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

 

 


١٧:٠٤ - يکشنبه ٢٤ بهمن ١٣٩٥    /    شماره : ٨٣٢٤٦    /    تعداد نمایش : ٧٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




کانال ارتباطی

کانال تلگرام مرکز پژوهشي جامعه المصطفي

نشر کتب

تازه های نشر المصطفی

پیوندها

اوقات شرعی



آمار بازدید

 بازدید این صفحه : 7570
 بازدید امروز : 88
 کل بازدید : 44364
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0/7657