نشست تخصصی «از دین تا ادیان؛ تبیین مفهوم دین جهانی»

نوشته شده توسط مدير پشتيباني. Posted in بدون مجموعه

اگرچه امروزه دین با مفهوم ایمان عجین شده است ولیکن فارابی در این کتاب کلماتی مثل ایمان، یا دین را خیلی بکار نبرده است و در مقابل وی از مفهوم ریاست خیلی استفاده کرده است؛ بنابراین باید ببینیم چه ارتباطی است میان ریاست و ایمان و دین.

گزارش نشست گروه پژوهشی گفتگوی ادیان

نشست تخصصی «از دین تا ادیان؛ تبیین مفهوم دین جهانی» (مفهوم‌شناسی تطبیقی مفهوم دین)

دکتر بشیر سعده- پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه استرلینگ
 

خیرمقدم توسط دکتر مروارید؛ مدیر گروه گفتگوی ادیان مرکز پژوهشی

در خدمت آقای دکتر بشیر سعده هستیم. ایشان استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه استرلینگ هستند و حوزه تخصصی ایشان درباره فارابی است. صحبت امروز ایشان مقایسه‌ای میان دو مفهوم دینکه در آثار فارابی و نگاه فلسفه سیاسی اسلام آمده است و ریلیجن (Religion) که در غرب مطرح است، می‌باشد. گروه گفتگوی ادیان مرکز پژوهشی مشهد از ایشان دعوت کرده است تا دراین‌باره نظرات خود را ایراد نمایند و در انتهای نشست، پرسش و پاسخ حاضرین را خواهیم داشت. دعوت می‌کنم از ایشان تا شروع بفرمایند.
سخنرانی دکتر بشیر سعده (ترجمه توسط حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمدی)

بسم‌الله الرحمن الرحیم.  بسیار خوشحالم که از سوی این مرکز به کشور ایران و شهر مقدس مشهد دعوت شدم و اینجا هستم. امیدوارم بتوانم حاصل تحقیقاتم را در مدت زمان معین شده، ارائه دهم. همچنین از حضار گرانقدر عذر خواهم بابت این تصدیع وقت؛ چه‌بسا بسیاری از عزیزان از حیث علم و فضل بالاتر باشند.

موضوع بحث بنده درباره Word religionاست. یک بخش از سخنان بنده درباره ریشه لغوی و سیر تطور تاریخی این مفهوم است.در این بخش باید ببینیم که این اصطلاح چه وقت پدید آمده است و اساساً ضرورت و کاربرد چنین بحثی در دنیای امروز چیست؟

این واژه در اروپا از حدود قرن 17 شکل گرفت و تا قبل از آن اصطلاحاتی همچون اسلام، مسیحیت و ... وجود داشت؛ اما چیزی بنام دین جهانی تا قبل از آن وجود نیافته بود. دین یا Religionریشه‌اش برمی‌گردد به کلمه لاتین Religioیعنی شخصی که به سنت‌های عملی خاصی وابسته است و درنتیجه روش زندگی خاصی را اتخاذ کرده است؛ مثلاً فرد مسیحی با نوع زندگی، شرایط و روش زندگی‌اش مصداق یافته است.

در ابتدا اروپاییان مسلمانان را به اسم مسلمان نمی‌شناختند؛ بلکه اسامی مختلفی مانند مهاجران، محمدیان و ... را استفاده می‌کردند؛ ولی این بدین معنا نبود که گروه‌های مختلف مسلمان که در نقاط مختلفی ساکن شده بودند، نماینده یک دین واحدی باشند؛ بلکه هرکدام نماینده گروه خود بودند. در قرن 19 و با شروع دوران استعمار این مفهوم به سمت جهانی‌شدن رفت.

بنابراین مفهوم دین جهانی را اروپاییان ایجاد نکردند؛ بلکه آن را شکل خاصی دادند. بعدازاینکه این مفهوم از افراد و گروه‌های کوچک به کلیت مسلمانان رشد و تعمیم یافت، به دیگر گروه‌ها هم رسید. با بروز مدرنیته و افزایش ارتباطات، این بحث آغاز شد که مفهوم دین چه فایده و ضرورتی دارد؟ به‌عبارت‌دیگر چه فرقی است میان مسلمان و مسیحی؟

با شروع جنگ جهانی دوم و به قدرت رسیدن یهودیان، این مفهوم دین جهانی خیلی پررنگ‌تر شد؛ چراکه قدرت حاکم به پشتیبانی یک دین آمده و مفهوم دین از فرد به سمت ملت سیر کرد. ازآنجاکه این مفهوم باید همه را زیر پرچم یک کشور جمع می‌نمود؛ لاجرم بحث‌های داغی روی این مفهوم درگرفت تا با تعریف خاصی از آن بتوانند یکپارچگی ملی خود را حفظ نمایند.

درنتیجه به نظر می‌رسد دو عامل در شکل‌گیری مفهوم دین جهانی نقش داشته است:

1- عامل اول استعمارگران بودند که در مواجهه با کشورهای مستعمره، مجبور شدند به چنین مفاهیمی روی بیاورند تا کار را برای خودشان راحت‌تر کنند. به‌عنوان نمونه تمام مردم هندوستان را هندو می‌نامیدند تا بتوانند آنها را تحت یک آداب‌ورسوم جای دهند!

2- عامل دیگر مواجهه درونی فرق، ادیان و مذاهب با یکدیگر بود که با پشتیبانی قدرت حاکمه از یک دین، مفهوم آن عوض شد!

با این مقدمه به سراغ آثار فارابی درباره دین جهانی می‌رویم. فارابی فیلسوف، عارف و از بزرگان دین است. آنچه فارابی را در این عرصه ممتاز می‌سازد، تعاریفی است که وی در آثارش از واژه‌هایی چون ملت، دین، مذهب، سیره و سنت ارائه کرده است. وی علاوه بر تعریف این مفاهیم را در همان معانی بکار می‌برد؛ منتها در جامعه مدرن این مفاهیم به‌هم‌ریخته است. دو کتاب وی بنام الملة و ارائه اهل المدینة الفاضلة می‌باشند. در ادامه قصد داریم تفاوت معنایی این واژگان را در عصر فارابی با معانی که امروزه دارند، بررسی کنیم.

کتاب الملة فارابی به زبان انگلیسی ترجمه شده و عنوان The book of religionبه آن داده شده است. باید ببینیم این کلمه به همان معنای ملتی که فارابی استعمال کرده است بکار رفته یا نه؟

به نظر می‌رسد جواب منفی است و بین مفهوم ملت فارابی و Religion تفاوت وجود دارد و دین خیلی عام‌تر است. ملت به معنای سنت و سیره، پیرو و پیروان گفته می‌شود. در معنای ملت دو مفهوم فرد یا گروه اجتماعی به‌اضافه آموزه‌های دینی آن اجتماع ترکیب شده است.

اگرچه امروزه دین با مفهوم ایمان عجین شده است ولیکن فارابی در این کتاب کلماتی مثل ایمان، یا دین را خیلی بکار نبرده است و در مقابل وی از مفهوم ریاست خیلی استفاده کرده است؛ بنابراین باید ببینیم چه ارتباطی است میان ریاست و ایمان و دین.

یکی از شروح کتاب الملة ادعا می‌کند که کتاب‌های فارابی به علوم سیاسی مربوط است و از همین رو از مفهوم ریاست خیلی استفاده کرده است، حال‌آنکه ما اثبات می‌کنیم درواقع علوم سیاسی فارابی همان دینی است که ما از آن بحث می‌کنیم؛ چراکه در آثار فارابی ریاست به معنای رئیس و حاکم سیاسی صرف نیست؛ بلکه در آن ولایت و حکومت عجین شده‌اند. فارابی ریاست را مختص به روابط اجتماعی خاصی نمی‌کند، بلکه آن را حتی به رابطه بین پدر و پسر و عبد و مولا هم تسری می‌دهد. البته باید خاطرنشان کنیم که این اولیا قدرت مطلق ندارند؛ بلکه دارای مهارت‌ها و تجربیاتی هستند که با استفاده از آنها صلاحیت یافته تا دیگری را کنترل کند. در هرم ولایت، انبیا و رسل در رأس قرار دارند.

اما چرا مفهوم ولایت در کتاب الملة نقطه محوری یافته است؟ در پاسخ باید بگوییم که مفهوم ولایت چیزی است که مقصد است و ازآنجاکه ایمان یک سیره عملی است، فقط با آن سیره عملی می‌توان به آن مراتب ولایی دست یافت. یکی از جملات جالب در کتاب الملة این است: «الملة شبیه به الفلسفة» یعنی ملتی که به علوم اجتماعی برمی‌گردد شبیه به فلسفه است. فلسفه درگذشته یک طریق زندگی بوده است و بعدها کم‌کم تقسیم‌بندی شده و امروزه منحصر در علوم عقلی محض شده است. در اینجا نیز فلسفه صرف علوم عقلی نیست بلکه همان چیزی است که علم اخلاق را هم در خود جای می‌دهد که از یک‌سو به حکمران و از یک‌سو به همه افراد جامعه برمی‌گردد.

نتیجه آنکه ملت در کتاب الملة فارابی یک عنوان خاص امروزی نیست؛ بلکه برمی‌گردد به ولایت که انتها و مقصد علم اخلاق است که فرد بایستی آن را در ارتباط با خود و دیگران پیاده‌سازی نماید.

در کتاب الملة فارابی ملت را به معانی متفاوتی مانند قوم، شهر، ملت و حتی ابر ملت آورده است و در کتاب المدینة الفاضلة معنای خانواده را هم به آن اضافه می‌کند؛ به این دلیل که از کوچک‌ترین عنصر مصداق ملت به‌سوی بزرگ‌ترین مصداق آن پیش می‌رود. کامل‌ترین مصداق ملت، شهر است! نه کوچک‌تر و نه بزرگ‌تر! که در آن هر شهر ولایت و اولیای خود را دارد که این اولیا باهم در ارتباط‌اند.

واژه دیگری که باید بحث نمود Nation State(دولت-ملت) است که زیرمجموعه آن شهر یاCity  می‌باشد که قوانین خاص خود را دارد، ولی زیر نظر آن دولت-ملت قرار می‌گیرند. این مفهوم اگرچه در آثار فارابی مستقیماً بکار نرفته است؛ اما می‌بینیم که امروزه بسیاری خود را با این عنوان معرفی می‌کنند، مانند ایرانی ، فرانسوی و ... حال‌آنکه درگذشته افراد خود را بر اساس حرفه‌ای که داشتند متمایز می‌کردند.

نتیجه آنکه در آثار فارابی مفهوم دین با کلمه ملت بکار رفته است که تأکید بر ولایت‌پذیری دارد و از سوی دیگر مدینه هم در زبان عربی از دنی گرفته‌شده است که بسیار نزدیک به معنای ولایت‌پذیری است و در آن تبعیت لحاظ شده است. با این تفاسیر درمی‌یابیم که مفاهیمی چون ملت و امت در گذشته معانی دقیق‌تری داشته‌اند. حال اگر کسی بپرسد که امپراتوری‌های مانند ایران، روم و ... آیا ملت نبوده‌اند؟ در پاسخ خواهیم گفت خیر؛ زیرا ولایت آن‌چنانی نداشته‌اند و فقط در محدوده گرفتن مالیات و حفظ از آن سرزمین در برابر دشمنان ولایت داشته‌اند؛ درحالی‌که ما ولایت را در تمام سطوح پیاده می‌کنیم. برای نمونه در امپراتوری عثمانی به کردها ملت کرد گفته می‌شد تا همه آنها را به‌عنوان شخص واحد در نظر بگیرند، سوای دین و مذهب آنها!

بنا به سیری که تاکنون داشته‌ایم، مشخص شد که چگونه از یک ملت واحد (ملة ابراهیم) به ادیان جهانی رسیدیم. در ابتدا همه یکدیگر را قبول داشتند! ولی کم‌کم اختلافات سبب شد تا آداب‌ورسوم ملت‌های مختلف خودش را به‌عنوان هویت افراد جا بزند! بنابراین چون اینها هویت شد، یک مسلمان با خود گفت من به‌عنوان مسلمان اختلافاتی ا در آداب‌ورسوم باید داشته باشم و نمی‌توانم تحت یک مفهوم واحد با مسیحی قرار گیرم. نهایتاً این اختلافات به تکثرگرایی دینی منجر شد و هر یک موجودیت مستقلی یافتند. از حاضرین محترم تشکر می‌کنم بابت حوصله‌ای که به خرج دادند و پاسخگوی سؤالاتشان خواهم بود.
پرسش و پاسخ پایانی

استاد شیبانی: حضرتعالی بیان نمودید که Religionاز ریشه Religioمشتق شده و کلیه مذاهب و ادیان را در برمی‌گیرد که بعدها تقسیم شدند و امروزه به تکثر رسیدند. آیا می‌توانیم بگوییم دین جهانی همان شیوه زیستن است؟ و سؤال دیگر اینکه آیا چنین دین جهانی در خارج وجود دارد؟

پاسخ: آری، در واقع معنای شیوه زندگی برای دین جهانی همان چیزی است که من می‌خواهم بگویم؛ اما درباره وجود خارجی؛ اگرچه افرادی هستند که معتقد باشند ولی هنوز به‌صورت یک هویت مشخص درنیامده‌اند. مجددا از حضار محترم و به ویژه جناب آقای دکتر مروارید تشکر می‌کنم که چنین فرصتی را در اختیار من قرار دادند.

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.