تاریخ [حضرت] آدم در دیدگاه مسیحی

منتقدان [کتاب مقدس] عموماً فصول نخستین سِفر آفرینش را اسطوره قلمداد میکنند. با وجود این، کتاب مقدس آدم و حوا را انسانهای حقیقی معرفی میکند که دارای فرزندان حقیقی بوده اند و نسل انسانها به فرزندان وی منتهی میشوند.

تاریخ [حضرت] آدم در دیدگاه مسیحی[1]

نوشته نورمن ال. گیسلر

ترجمه روح الله موحدی

منتقدان [کتاب مقدس] عموماً فصول نخستین سِفر آفرینش را اسطوره قلمداد میکنند. آنان به امور زیر تمسک میجویند: ماهیت شعرگونه متن این فصول، مشابهت فصول نخستین سِفر آفرینش با دیگر اساطیر باستان، مخالفت ظاهری متن این فصول با نظریه تکامل، و تعارض تاریخ متأخر ذکر شده برای آدم در کتاب مقدس (حدود ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد) با تاریخگذاری علمی که قدمت بسیار طولانیتری برای انسانهای نخستین قائل است. آنان همه این امور را شاهدی بر اسطوره بودن داستان آدم و حوا در نظر میگیرند. با وجود این، کتاب مقدس آدم و حوا را انسانهای حقیقی معرفی میکند که دارای فرزندان حقیقی بوده اند و نسل انسانها به فرزندان وی منتهی میشوند (مقایسه شود با: سِفرآفرینش، ۱:۵).

 

آدم و حوای تاریخی

شواهد خوبی وجود دارد که نشان میدهند آدم و حوا اشخاص تاریخی بوده اند. اول آنکه بخشهای ۱ و ۲ سِفر آفرینش آن دو را اشخاص حقیقی معرفی میکند و حتی رویدادهای مهم زندگی آن ها را برمیشمرد. دوم آنکه آنان دارای فرزندان حقیقی بوده اند و فرزندانشان نیز به همین شکل دارای فرزندان حقیقی بوده اند (سِفرآفرینش، ۴-۵). سوم آنکه عین عبارت («این تاریخِ») که برای شرح تاریخ پس از خلقت در سِفر آفرینش به کار رفته است (برای نمونه، ۹:۶؛ ۱:۱۰؛ ۱۰:۱۱، ۲۷؛ ۱۲:۲۵، ۱۹) در حکایت خلقت (۴:۲) و درباره آدم و حوا و فرزندانشان (سِفرآفرینش، ۱:۵) به کار رفته است. چهارم آنکه وقایع نگاران متأخر عهد عتیق، آدم را در رأس سلسله [وقایع تاریخی] ذکر میکنند (سِفرآفرینش، ۱:۵؛ کتاب اول تواریخ ایام، ۱:۱). پنجم آنکه عهد جدید آدم را نخستین نیای عیسی معرفی میکند (لوقا، ۳۸:۳). ششم آنکه عیسی از آدم و حوا به مثابه نخستین «زن و مرد» به معنای حقیقی کلمه، یاد کرده و اتحاد فیزیکی آن دو را مبنای ازدواج قرار میدهد (متی، ۴:۱۹). هفتم آنکه کتاب رومیان اعلان میکند که مرگ حقیقی در این جهان با [مرگِ] یک انسان حقیقی یعنی آدم به وجود آمد (رومیان، ۱۲:۵، ۱۴). هشتم آنکه مقایسه آدم («نخستین آدم») با مسیح («آخرین آدم») در کتاب قرنطیان اول ۴۵:۱۵ بیانگر این است که آدم شخصیت حقیقی و تاریخی قلمداد میشده است. نُهُم آنکه اظهار پولس قدیس مبنی بر اینکه «ابتدا آدم خلق شد و سپس حوا» گویای این است که او درباره اشخاص حقیقی صحبت میکند (تیموتائوس اول، ۱۳:۲-۱۴). دهم آنکه منطقاً باید مجموعه ای از انسانهای اولیه، زن و مرد وجود داشته باشد، چه در غیر این صورت، امکان نداشت نسل آدمی آغاز شود. کتاب مقدس این زوج حقیقی را «آدم و حوا» مینامد و دلیلی وجود ندارد که در وجود واقعی آن دو شک کنیم.

 

اشکالات به تاریخی دانستن آدم و حوا

۱. [اِشکال از طریق] ماهیت شعرگونه سِفر آفرینش۱. برخلاف فرض شایع موجود در این باره و به رغم زبان زیبای بخشهای ۱ و ۲ سِفر آفرینش، حکایت خلقت شعر نیست. با اینکه شباهتهای پذیرفتنی بین ایده های سه روز اول و سه روز آخر وجود دارد، اینها مانند شکل معمول اشعار عبری که دارای ابیاتی با شکل مشابه هستند، نیست. مقایسه سِفر آفرینش با کتاب مزامیر و غزلهای سلیمان تفاوت آنها را نشان میدهد. بخش ۲ سِفر آفرینش به هیچ وجه، دارای ساخت همگون شعری نیست. برعکس، حکایت خلقت شبیه روایتهای تاریخی دیگر عهد عتیق است. این حکایت همچون حکایات تاریخی دیگر سِفر آفرینش، با این عبارت آغاز میشود: «این است تاریخِ ...» (سِفرآفرینش، ۴:۲؛ ۱:۵). عیسی و نویسندگان عهد جدید از رویدادهای خلقت به مثابه رویدادهای تاریخی یاد میکنند (مقایسه شود با: متی، ۴:۱۹، رومیان، ۱۴:۵، قرنطیان اول، ۴۵:۱۵، تیموتائوس اول، ۱۳:۲-۱۴). غیر از شواهد کتاب مقدس، کتیبه های شهر ابلا نیز شاهدی دیگری به دست داده است برای مدعای ادیان توحیدی درباره خلق از عدم.

۲. [اِشکال از طریق] مخالفت با نظریه تکامل. شرحی که سِفر آفرینش از خلقت عرضه میکند با تکامل در سطح موجودات درشت در تعارض است. سِفر آفرینش از خلقت آدم از خاک زمین صحبت میکند نه از تکامل آدم از دیگر حیوانات (سِفرآفرینش، ۷:۲). سِفر آفرینش از خلقت مستقیم آدم با دستور الاهی صحبت می کند نه از فرآیندهای طیبعی طولانی مدت (مقایسه شود با سِفرآفرینش، ۱:۱، ۳، ۶، ۹، ۲۱، ۲۷). حوا از آدم خلق شده است؛ او به صورت جداگانه تکامل نیافته است. آدم [از همان بدو خلقت] موجود هوشمندی بود که میتوانست به زبانی صحبت کند، به تأمل پرداخته و حیوانات را نامگذاری کند، و مشغول فعالیتهایی شود که زندگیش را حفظ کند. او یک نیمه میمون نادان نبود.

با وجود این، حتی اگر بپذیریم که حکایت سِفر آفرینش با تکامل در سطح موجودات درشت در تعارض است، این اِشکال با نادرست دانستن حکایت سِفر آفرینش و درست دانستن نظریه تکامل، مرتکب مصادره به مطلوب میشود. در واقع، شواهد علمی قانع کننده وجود دارد که تکامل در سطح موجودات درشت را بر حسب نکات قوت و ضعفش مورد نقد قرار میدهد.

۳. اِشکال از طریق تاریخ متأخر. تاریخ سنتی ای که کتاب مقدس برای خلقت آدم ذکر میکند (حدود ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد) بسیار متأخرتر از آن است که با شواهد فسیلی به دست آمده از انسانهای نخستین که بین ده تا صد هزار سال هستند، مطابقت کند. مبنای تاریخ متقدم برای انسان ها، تاریخ گذاری علمی و تحلیل قطعه استخوانها است.

اما مفروضات نادرست و مناقشه برانگیزی در این اِشکال وجود دارد. نخست اینکه این اِشکال فرض میگیرد که ما میتوانیم به آسانی با جمع کردن کل تاریخچه های شجره نامه ای سِفر آفرینش ۵ و ۱۱ به تاریخ تقریبی ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد برای خلقت آدم برسیم. اما این فرض مبتنی بر این فرض کاذب است که هیچ شکافی در این جدول وجود ندارد، درحالیکه وجود دارد.

همچنین این اِشکال فرض میگیرد که روش تاریخگذاری یافته های فسیلی انسان مانند، دقیق است. اما این روشهای تاریخگذاری در معرض چندین متغیر قرار دارد، از جمله: تغییر اوضاع جوی، ناخالصی الگو، تغییرات در درجات فساد.

این اِشکال فرض میگیرد که یافته های فسیلی انسان مانند قدیمی همان انسانهای واقعی هستند که به صورت خدا آفریده شده اند. اما این فرض مناقشه برانگیزی است. بسیاری از این یافته ها آنقدر ناقص و پراکنده است که بازسازیشان تا حد فراوانی از روی حدس و گمان است. آنچه به «مرد نبراسکا» معروف شد در واقع دندان یک خوک منقرض شده بود! تعیین هویت آن بر اساس یک دندان صورت گرفته بود. «انسان پیلت داون» نیز یک حقه بازی بود. تعیین هویت موجودات از طریق استخوانها، آن هم از طریق تکه پاره های استخوان، شدیداً توأم با حدس و گمان است.

ممکن است موجودات انسان مانندی وجود داشته اند که به لحاظ ریخت شناسی شبیه انسان بوده اما به صورت خداوند خلق نشده بوده اند. شواهدی که ساخت ابزارهای ساده را نشان میدهند چیزی را اثبات نمیکند، زیرا مشخص شده است که حیوانات (میمونها، فوکها، پرندگان) نیز از ابزارهای ساده استفاده میکنند.

همچنین این اشکال فرض میگیرد که «روزها»یی که سِفر آفرینش از آن ها سخن میگوید روزهای بیست و چهارساعته حاصل از گردش خورشید بوده اند. اما این نکته مشخص نیست، زیرا شش روزی که در سِفر آفرینش آمده، به پایان رسیده است (مقایسه شود با: سِفرآفرینش، ۴:۲). و «روز هفتم» که خداوند در آن استراحت میکند هنوز ادامه دارد، یعنی هزاران سال پس از آن شش روز (مقایسه شود با: عبرانیان، ۴:۴-۶).

اثبات قطعی تاریخی نبودن سِفر آفرینش ممکن نیست. در واقع، با توجه به مفروضات اثبات نشده، تاریخچه تفسیرهای نادرست فسیلهای قدیمی، و این فرض نادرست که هیچ شکافی در شجره نامه های کتاب مقدس که در سِفر آفرینش ۵ و ۱۱ آمده، وجود ندارد، استدلالهایی که علیه تاریخی دانستن آدم و حوا اقامه شده است، ناکام میمانند.

منابع

  1. L. Archer, Jr., An Encyclopedia of Biblical Difficulties
    A. Custance, Genesis and Early Man
    N. L. Geisler and T. Howe, When Critics Ask
    R. C. Newman, Genesis and the Origin of the Earth
    B. Ramm, The Christian View of Science and Scripture

 

[1]. این نوشتار ترجمه ای است از:

Norman L. Geisler, "Historicity of Adam" in Baker Encyclopedia of Christian Apologetics (Grand Rapids, Mich.:Baker Books, 1999).

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 29 بهمن 1396 19:43
  • اندازه قلم