تأثیر اعتقادات بر عملکردهای اجتماعی- بخش اول

دين يعني روش زندگي الهي، آدرسی از خاك تا افلاک که به انسان بينش برهانی، روش عقلانی و كوشش اعتدالی می‌دهد؛ امّا ايمان عبارت است از جای‌گیر شدن اعتقاد در قلب. اگر ایمان بر اساس اصول و مبانی صحیح و براهین مطابق باعقل و نص شکل بگیرد، انسان را در مسیر شریعت قرار می‌دهد و رفتارها و عملکردهای اجتماعی او را مدیریت می‌کند.

 

تأثیر اعتقادات بر عملکردهای اجتماعی (1)

سید علی حسینی- پژوهشگر مطالعات اسلامی مرکز پژوهشی مشهد


دين، ملت و شریعت اصولاً به يك معني می‌باشند؛ زيرا شريعت را به اين لحاظ كه از آن پيروي می‌شود دين گويند و بدین‌جهت كه گردآورنده و جامع نفوس است ملت خوانند و ازاین‌رو كه محل رجوع همگان است مذهب نامند. در واقع دین و شریعت جز راه، روش و سبک زندگی چیزی نیست.

دين يعني روش زندگي الهي، آدرسی از خاك تا افلاک که به انسان بينش برهانی، روش عقلانی و كوشش اعتدالی می‌دهد؛ امّا ايمان عبارت است از جای‌گیر شدن اعتقاد در قلب. اگر ایمان بر اساس اصول و مبانی صحیح و براهین مطابق باعقل و نص شکل بگیرد، انسان را در مسیر شریعت قرار می‌دهد و رفتارها و عملکردهای اجتماعی او را مدیریت می‌کند.

ایمان و اعتقاد دارای مراتب بسياری است؛ گاهى به خود یک شیء، گاهى به پاره‏اى لوازم آن و گاهى به همه لوازم آن تعلق می‌گیرد و در نتیجه به کمال می‌رسد. بسيار رخ می‌دهد که انسان نسبت به چیزی ايمان دارد و هيچ شكى در آن ندارد؛ اما پاره‏اى از لوازم آن را فراموش مى‏كند، مثل فردی که درصحنه درگیری به نیرو و قدرت بدنی خود در برابر فرد ضعیف ایمان دارد؛ ولی لوازم و پیامدهای آن را در یک‌لحظه از یاد می‌برد و دست به انجام جنایت می‌زند. انسان مؤمن نیز زمانی که از لوازم ایمان غافل ‌شود، عملى منافى با ایمانش انجام می‌دهد. حال اگر ایمان به درجه‌ای رسید که همه لوازم آن را درک کرد و نتایج آن را پذیرفت، ديگر با فراموشى نمی‌سازد و ممکن نيست انسان عالم و مؤمن که همواره آن روزی را که به‌حساب كوچك و بزرگ اعمالش مى‏رسند، در نظر داشته باشد و درعین‌حال پاره‏اى گناهان را مرتكب شود. چنين كسى نه‌تنها مرتكب گناه نمی‌شود؛ بلكه به گناه نزديك هم نمى‏گردد و در چنین شرایطی است که آثار ایمان و اعتقاد در جامعه ظاهر می‌گردد.

جایگاه باور دینی

v قوانين بشري تنها ناظر به اعمال ظاهري بشر است و به صفات دروني و احساسات باطني افراد توجه ندارد؛ درحالی‌که سرچشمه بسياري از مفاسد اجتماعي، صفات دروني است. آنچه رفتارهای ما را مطابق با واقع شریعت مدیریت می‌کند، ایمان و اعتقاد است. مثل دو فردی که پشت چراغ‌قرمز توقف می‌کنند. یکی به دلیل ترس از پلیس یکی به خاطر مراعات حق‌الناس. اولی با نبود دوربین و پلیس چراغ را رد می‌کند؛ اما دومی به خاطر ایمان به لوازم آن، توقف می‌کند؛ زیرا خدا را ناظر اعمال خود می‌داند: «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ‏؛ و هر جا باشيد او با شما است.‏» (حديد/ 4) اين احساس كه او همه‌جا با ما است، از یک‌سو به انسان عظمت و شكوه مى‏بخشد و از سوى ديگر اطمينان و اعتمادبه‌نفس مى‏دهد و شجاعت و شهامت در ما مى‏آفريند و از سوى سوم احساس مسئوليت شديد مى‏بخشد؛ چراکه او همه‌جا حاضر و ناظر و مراقب است. اين بزرگ‌ترین درس تربيتی است که ريشه اصلى آن تقوا، پاكى و درستكارى انسان است.

v قوانين بشري براي جلوگیری از تخلف بیشتر به وضع مجازات و دستگاه قضا متوسل می‌شوند، ولي دين مسئولیت آفرین است و انسان را به‌گونه‌ای تربیت می‌کند كه به ناظر غيبي اعتقاد دارد: «وَ اللّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ؛ و خداوند به آنچه عمل مى‏كنند، احاطه (و آگاهى) دارد»(انفال/ 7)؛ «إِنَّ اللّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً؛ خداوند، مراقب شماست» ‏(نساء/1). رقيب به كسى مي‌گويند كه از مکانی مرتفع به اوضاع نظارت كند؛ چه ظاهری چه معنوی؛ بنابراین خداوند مراقب است یعنی تمام اعمال و حتی نيات را مى‏بيند و می‌داند.

v قوانين بشري خطاهاي فكري انسان را نمی‌سنجد؛ ولي دين گمان بد را هم گناه می‌داند: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيم‏؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمان‌ها بپرهيزيد، چراکه بعضى از گمان‌ها گناه است؛ و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد؛ و هیچ‌یک از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به‌یقین) همه شما از اين امر كراهت داريد؛ تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه پذیر و مهربان است!» (حجرات،12)

v در جامعه‌ای که افراد آن معتقدند که این عالم رب و خالقی دارد که هستی عالم از او و برگشت آن نیز به‌سوی اوست و معتقدند که انسان فناناپذیر است و حیات ابدی دارد که با مرگ پایان ندارد؛ درنتیجه زندگی خود را بر اساس چنین بینشی تنظیم می‌کنند؛ اما در جامعه مادیون که نه به خالق و رب معتقد است و نه برای انسان زندگی جاودانه‌ای را باور دارد؛ زندگی خود را به‌گونه‌ای بنا می‌کند که حداکثر نفع مادی را از زندگی خود ببرد.

v افرادی که باور حداقلی به دین دارند و ایمان به لوازم اعمال خود نداشته و مدام در گفتار و رفتار او شک و تردید دیده می‌شود. درباره ایشان خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى‏ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِين»(حجر،11)

افرادی که خدا را تنها با زبان مى‏پرستند؛ اما ايمان قلبی‌شان بسيار سطحى و ضعيف است، با مختصر تزلزلی از مسير خارج مى‏شوند. قرآن به تشريح تزلزل ايمان آنها پرداخته و مى‏گويد: آنها چنان‌اند كه اگر دنيا به آنها رو كند و نفع و خيرى به آنان برسد حالت اطمينان پیدا می‌کنند! و آن را دليل بر حقانيت اسلام مى‏گيرند؛ اما اگر به‌وسیله گرفتاری، پريشانى و سلب نعمت مورد آزمايش قرار گيرند، دگرگون مى‏شوند و به كفر رو می‌آورند. گویی آنها دين و ايمان را به‌عنوان يك وسيله نيل به ماديات پذيرفته‏اند كه اگر اين هدف تأمین شد دين را حق مى‏دانند وگرنه بی‌اساس می‌خوانند! اين گروه كه در عصر و زمان ما نيز تعدادشان كم نيست و در هر جامعه‏اى وجود دارند، ایمان آنها به‌سلامتی و ازدیاد همسر و فرزند و مال و ثروت و گاو و گوسفند آنها است و بديهى است كه چنين ايمان و اعتقادى جز خسارت آشکار نیست.

یا مسلمان باش یا کافر، دورنگی تا به کی               یا مقیم کعبه شو یا ساکن بت‌خانه باش

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در پنج شنبه, 12 بهمن 1396 11:16
  • اندازه قلم