کارگاه تخصصی آینده پژوهی: روش شناسی جریان شناسی

به همت گروه پژوهشی آینده پژوهی فکری و فرهنگی جهان؛ پژوهشکده بین المللی امام رضا علیه السلام، کارگاه تخصصی «روش شناسی جریان شناسی» با حضور ارزشمند حجت الاسلام و المسلمین محمدی هوشیار  نویسنده و پژوهشگر حوزه جریان شناسی با حضور پر شور اساتید و پژوهشگران در تالار محققان این پژوهشکده برگزار شد.

کارگاه تخصصی «روش شناسی جریان شناسی»
 

 در آغاز نشست که در روز چهارشنبه از ساعت 8 تا 12 برگزار گردید، پس از تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید، حجت الاسلام و المسلمین دکتر واعظ زاده؛ مسئول گروه آینده پژوهی فکری و فرهنگی پژوهشکده بین المللی امام رضا علیه السلام، با عرض خیر مقدم به میهمانان، اساتید و حاضران، به معرفی کوتاهی از کارشناس محترم  نشست پرداخته  و توضیحاتی را درباره موضوع جریان شناسی به حاضران ارائه کردند. در ادامه حجت الاسلام و المسلمین هوشیار به تبیین مطالب خود پرداختند.

 

بیانات حجت الاسلام و المسلمین هوشیار

 

خدمت سروران گرامی عرض سلام و ادب دارم و ان‌شاءالله سعی خواهیم کرد در کمترین زمان خلاصه‌ای از بحث روش‌شناسی جریان شناسی را عرض کنیم.

ضرورت جریان شناسی

جریان شناسی یک بحث بسیار مهم است در شناخت جریان‌ها و اولین گامی که شما می‌خواهید بردارید برای چه مقابله با یک جریانی و چه اینکه بخواهید از یک جریان دفاع بکنید، در هر دو صورت لازم است. حتماً این‌طور نیست که ما با همه جریان‌ها مخالفت بکنیم و ممکن است بعضی از جریان‌ها را به خاطر صحت و سلامتشان دفاع هم بکنیم. لازمه‌ی این، شناسایی جریان است و ما باید جریان را به‌خوبی بشناسیم و همه زوایای جریان را هم بشناسیم که خواهیم زوایای مختلف جریان چیست.

جریان شناسی مبتنی بر روش است.

اما برای همین جریان شناسی ما یک روش‌شناسی نیاز داریم. ما با چه روشی باید جریان را بشناسیم؟ یعنی روش‌شناسی جریان شناسی چیست؟ صفر تا صد جریان چگونه برای ما قابل‌تشخیص است.

من معمولاً می‌بینیم و شما هم حتماً دیده‌اید که بعضی از افرادی که خواسته‌اند جریان شناسی بکنند، این‌ها به‌صرف جمع‌آوری یکسری اطلاعات بسنده می‌کنند. نام بنیان‌گذار جریان چیست؟ نام پدرش چیست و کجا متولد شده است و شغلش چه بوده است و نهایتاً اگر تخلفی داشته است را جمع می‌کنند و می‌گویند ما جریان شناسی کرده‌ایم. خیر به این جریان شناسی نمی‌گویند. شما نهایتاً توانسته‌اید این جریان محقَّق را توصیف بکنید. پس یک بخش از پازل را شاید توانسته‌اید پر بکنید و بعد ادعا دارید که ما توانسته‌ایم کل پازل را به تصویر بکشیم.

پس جریان شناسی یک مسئله بسیار عام‌تر است و زوایای مختلف و لایه‌های مختلف و علت‌های مختلف را باید ببینید و بسنجید و یک کار تخصصی بسیار مهمی است. پس تمام چیزهایی که در ذهن ما در مورد جریان شناسی بوده است را امروز کنار بگذاریم و این بحث را بشنویم و اگر این بحث ما مناسب بود، این را پی بگیریم و الا که همان مدل جریان شناسی سابق را داریم. پس بحث ما در مورد روش‌شناسی جریان شناسی است.

معنای جریان شناسی

اولین کاری که ما باید انجام بدهیم معناشناسی است. ابتدا باید خود جریان تعریف بشود تا جریان شناسی هم برای ما مشخص بشود. یعنی گام اول خود معنای جریان را بدانیم و اینکه جریان چیست و ما با چه چیزی مواجه هستیم. تعریف‌های مختلفی را ممکن است دوستان ارائه بکنند و چون زمان نیست من خودم تعریف می‌کنم.

جریان، یک حرکتی است سیال و ایدئولوژیک و ساختارمند که در بستر اجتماعی متولد می‌شود و با استفاده از ابزارهای متناسب به دنبال اهداف از پیش تعیین‌شده است.


1- اول
اینکه جریان، یک حرکت است و ایستا نیست و مثل یک رود است و اینکه سیال است و سیال بودن به معنای جاری بودن است و اصلاً توقف ندارد و اگر متوقف شود دیگر جریان نیست.

2- دوم اینکه ایدئولوژیک است. دو تعریف را برای ایدئولوژی گفته‌اند. یا گفته‌اند که ایدئولوژی مجموعه‌ای از اندیشه‌هایی است که آن اندیشه‌ها کاذب است و مرام‌نامه دنیایی دارد و به شما این‌طور وانمود می‌کند که شما فکر می‌کنید با یک‌چیز اساسی معرفتی و با مبنا مواجه هستید و حال اینکه یک ایدئولوژی است و برای فریب است. پس یک تعریف ایدئولوژی مبتنی بر فریب است که اندیشه‌های کاذب آمده‌اند بر اساس مرام‌نامه دنیایی به شما یک فریب را القا می‌کنند. تعریف دوم ایدئولوژی به معنای مجموعه اندیشه‌هایی است که مبتنی بر معرفت است و شمارا با یک مرام‌نامه دینی آشنا می‌کند.

در تعریف جریان انحرافی می‌گوییم: حرکتی سیال و ایدئولوژیک به این تعریف است. منحصر کردن راه در اندیشه‌های کاذب با مرام‌نامه دنیایی.

3- سوم: ساختارمند. توجه بشود که جریان حتماً ساختارمند است یعنی ایدئولوگ دارد، معاون دارد، حلقه‌های مختلف دارد، مخاطبین خاص دارد، مخاطبین خاصش حتماً دارای سمت و جایگاه هستند و این سمت‌ها و جایگاه‌ها هستند که این‌ها را نگاه می‌دارند. اما اگر بگوییم یک جریان است. انقلاب اسلامی یک جریان بود و یک جریان است. انقلاب اسلامی شروع شده است و دارد حرکت می‌کند. اما وقتی‌که داریم یک جریان غیر انحرافی را تعریف می‌کنیم، ایدئولوژی را به معنای دوم باید بگیریم. یعنی منحصر کردن راه در اندیشه‌های معرفتی با مرام‌نامه دینی.

پس جریان انحرافی، فقط در ایدئولوژیک بودن، تعریفش را تغییر می‌دهیم. اگر انحرافی باشد، ایدئولوژیک بودنش را با عنوان منحصر کردن راه در اندیشه‌های کاذب با مرام‌نامه دنیایی می‌گیریم. اگر یک جریان انحرافی نباشد و مثل انقلاب اسلامی باشد، اینجا می‌گوییم ایدئولوژیک همان منحصر کردن راه در اندیشه‌های معرفتی با مرام‌نامه دنیایی است و ساختارمند و مشخص.

4- سناریو داشتن. جریان در بستر اجتماعی متولد شده است و با ابزار متناسب با خودش کارهایش را پیش می‌برد و دنبال اهداف از پیش تعیین‌شده خودش است. یعنی سناریو هم دارد. حتماً در کنار ایدئولوژی سناریوی پیشران دارد. ابزارهای متناسب هم مانده به آن هدفشان است. یعنی ابزارها بر اساس آن اهداف تعیین می‌شود.

ممکن است این‌ها بخواهند یک جریان انحرافی را راه‌اندازی بکنند با عنوان جریان احمد اسماعیل بصری و از آنجا که می‌خواهند در بین شیعه این جریان را کاملاً بگسترانند. ابزارها حتماً اعتقادی است. پس این‌طور بگوییم: احمد الحسن یک جریانی است که در بستر اجتماعی متولد شده است و با ابزارهای اعتقادی پیش می‌رود و دنبال اهداف سیاسی است. این اهداف سیاسی هم از پیش تعیین‌شده است. شما هر جریان را می‌توانید به این منطبق بکنید؛ الا اینکه ابزارهای متناسب آن را تغییر بدهید. ممکن است یک جریان ابزار اعتقادی داشته باشد و یک جریان ابزار مالی داشته باشد و یک جریان مثل مسیحیت تبشیری ابزارهای تبلیغی جنسی استفاده می‌کند. می‌توانید ابزارهای متغیر هم بگویید یعنی هم متناسب با خود آن اهداف است و ممکن است متغیر هم باشد. چون جریان‌ها مخصوصاً جریان‌های انحرافی این قابلیت را دارند که 180 درجه انحراف پیدا بکنند. تا الآن چیزی می‌گفتند و یک‌لحظه ممکن است چیز دیگری بگویند. برای نمونه جریان احمد بصری، تا دیروز می‌گفتند قانون حاکمیت الله. یک‌باره که دیدند از جامعه عقب ماندند، درخواست کرسی نماینده در مجلس عراق را دادند!

حال با تعریف جریان که بیان کردیم، از واژه‌های مشابه حزب، فرقه، جنبش داخل می‌شود؛ ولی نحله نمی‌شود. چون نحله اصلاً تشکیلات ندارد. نحله حرکت دارد و ایدئولوژیک هست ولی ساختارمند نیست. یک شخصی مثل آقای پائولوکوئیلیو در آمریکا تفکر انحرافی خودش را در قالب رمان‌ها منتشر می‌کند. این دیگر ساختارمند نیست و چون یک‌تکه از این پازل را ندارد کنارش می‌گذاریم.

گروهک جریان نیست، اما در موقعیتی است که می‌تواند تبدیل به گروه بشود و بعد می‌تواند ساختارهای خودش را بسازد و متوقف نشود. خب ما گروهک‌های مختلفی را از بعد انقلاب دیده‌ایم که متولدشده‌اند و بعد از مدتی تمام شده‌اند.

طیف، صنف، قشر، جناح این‌ها واژه‌های مشابه هستند که برخی از این‌ها داخل جریان قرار می‌گیرند و برخی قرار نمی‌گیرند. مثلاً شما به فرقه و جنبش می‌توانید جریان بگویید.

ما به فرقه می‌گوییم: کوشش جمعی برای رسیدن به یک هدف مشترک. به جنبش هم همین را می‌گوییم. چه فرقی بین جنبش و فرقه است؟ فرقه‌ها لزوماً از ادیان شاخه می‌گیرند؛ اما جنبش‌ها از ادیان شاخه نمی‌گیرند. ممکن است ده تا مسلمان جمع بشوند و یک جنبش اجتماعی یا سیاسی راه بیندازند. از دین جدا نشده‌اند و اسلام خودشان را دارند و یک کار سیاسی یا اجتماعی متمایز انجام می‌دهند. اما وقتی‌که شاخه‌ای در فاز دینی زدند و گفتند که ما از امروز مثلاً وضوی مان را این‌طور می‌گیریم، این دیگر جنبش نیست و فرقه است. هم جنبش و هم فرقه، هر دو داخل در جریان هستند. لذا هرجایی که نتوانستیم تشخیص بدهیم که مثلاً بهائیت فرقه است یا جنبش است یا چیز دیگری؟ به او جریان می‌گوییم چون بهائیت، شاخصه‌های جریان را حتماً دارد. پس‌واژه‌های مشابه را هم دارد.

 

جریان‌های موجود در ایران

درباره جریان‌های موجود که ناظر به فضای ایران است جریان ها عبارتند از : فرهنگی، اعتقادی، فکری – فلسفی و سیاسی. این چهار شاخه است که لذا ما یک شابلون دست دوستان می‌دهیم که اگر خواستند هرکدام از این جریان‌ها را بشناسند با همین مدل می‌توانند بشناسند الا اینکه فقط اسامی تغییر پیدا می‌کند و سؤال‌ها و مدل‌ها غالب خاص خودش را دارد.

قبل از اینکه ما بدانیم که ما با چند دسته جریان مواجه هستیم و این‌ها چه هستند، موضوع شناسی هرکدام هم مهم است. یعنی من می‌خواهم جریان سیاسی را شناسایی بکنم. پس یک‌لحظه فارغ از کار می‌شوم و موضوع شناسی آن جریان را انجام می‌دهم. می‌خواهم جریان شناسی بکنم احمد الحسن را. پس اول باید خود جریان را بشناسم که این احمد چه می‌گوید؟ این احمد را من باید از سه بعد بشناسم: اول باید حتماً مصداق‌شناسی بکنم جریان احمد را و محتوا را بگیرم. دوم منبع شناسی بکنم که چه منابعی در اختیار دارد و این منابع متکی به چه منابع پیشین است که این خیلی اهمیت دارد. و سوم هستی‌شناسی این جریان که چه سیاسی باشد و چه فرهنگی و چه اعتقادی و چه فکری، همه این‌ها مهم است. پس من می‌خواهم یک جریان را بشناسم که مثلاً سیاسی است. قبل از اینکه سراغ ابزارها یا روش‌ها که خواهیم گفت من بروم، ابتدا باید بیایم و این سه مورد را دربیاورم. این جریان سیاسی، باید منبع شناسی بشود، مصداق‌شناسی و هستی‌شناسی بشود که اگر زمان بود برمی‌گردم و این‌ها را بیشتر توضیح خواهم داد.

مثلاً ما جریان‌های فکری را می‌توانیم سه دسته بکنیم: یک جریان نص گرا را بگویید مثل اخباری گری و مکتب تفکیک یا جریان نوگرا را بگویید مثل سروش و ملکیان. یا جریان فکری غربی را بگویید که این را من دوشاخه کرده‌ام: متافیزیک و پسامتافیزیکی. که متافیزیکی، هگل و کانت بیشتر در فضای متافیزیکی صحبت می‌کنند. نیچه و هگل نیز در طیف و فضای پسامتافیزیکی صحبت می‌کنند.

پس اگر ما الآن می‌خواهیم یک جریان فکری را بشناسیم، اول بدانیم که جریان فکری چه چیزهایی هستند و خود این‌ها را باید موضوع شناسی و تقسیم‌بندی کنیم و بعد بیاییم و ببینیم که آیا این‌ها از همدیگر هم متأثر شده‌اند یا نشده‌اند؟ یعنی جریان نص گرا آیا در درون خودش اخباری گری با مکتب تفکیک ارتباط دارد یا ندارد؟ افتراق دارد یا ندارد؟ پیشینه بحثشان چه بوده است؟ آیا نص گرا با نوگرا ارتباطی دارد یا ندارد؟ رابطه نسبت بین نص گرا با نوگرا چیست؟

اگر بخواهیم جریان شناس خوب اعتقادی باشیم، حتماً باید جریان شناس اعتقادی و فرهنگی و فکری و فلسفی هم باشیم. چون این‌ها در جامعه از هم متأثر می‌شوند.

رویکرد جریان شناسی

آن چیزی که خیلی مهم است در جریان شناسی، رویکرد است. رویکرد ما در جریان شناسی به شکل خاص چطور باید باشد؟

  1. باید حتماً ابزار شناس باشیم.
  2. باید حتماً هدف شناس باشیم.
  3. باید حتماً بستر شناس باشیم.

همان‌طور که عرض کردم، جریان‌ها در بستر اجتماعی متولد می‌شوند و با ابزار متناسب خودشان پیش می‌روند و دنبال هدف از پیش تعیین‌شده خودشان هستند. می‌خواهیم یک روش‌شناسی را در جریان شناسی خدمت دوستان عزیز ترسیم بکنیم.  ترسیم الگوی چرخه جریان شناسی اینجا خودش را نشان می‌دهد. ما چهار الگو را بیان خواهیم کرد.

1- پویش محیطی

اولین الگویی که اینجا مطرح می‌شود و بسیار اهمیت دارد، بحث پویش محیطی است. در پویش محیطی دغدغه ما چیست؟ ما سه علت را دنبالش می‌گردیم:

  1. علل پیدایش جریان چیست؟
  2. علل گسترش و رشد جریان چیست؟
  3. علل گرایش به جریان خاص چیست؟ چه جاذبه‌ای داشته که توانسته عده‌ای را به خودش جذب کند.

یکی از روش‌های مرسوم و تعریف‌شده که در مورد همین روش کتاب‌هایی هم نوشته‌شده است، تحلیل لایه‌ای علت‌ها است. باید تک‌تک این علت‌ها را تحلیل بکنیم. یعنی کار رفته‌رفته ریزتر می‌شود. پس باید مسئله عینی را پیدا بکنیم در مورد علل پیدایش جریان. باید علل اجتماعی را پیدا بکنیم در مورد علل پیدایش جریان. باید جهان‌بینی قضیه را پیدا بکنیم در مورد علل پیدایش جریان. باید استعاره‌ها و اسطوره‌ها را پیدا بکنیم در مورد علل پیدایش جریان. دوباره همین چهارتا یعنی مسئله عینی، علل اجتماعی، جهان‌بینی، استعاره و اسطوره در مورد علل گسترش و رشد جریان. دوباره مسئله عینی، علل اجتماعی، جهان‌بینی، استعاره و اسطوره در مورد علل گرایش به جریان. یعنی وقتی‌که شما می‌خواهید هرکدام از این سه علت را یعنی علل پیدایش جریان، علل گسترش و رشد جریان و علل گرایش به جریان، هرکدام از این علت‌ها باید تحلیل لایه‌ای علت‌ها بشود. پس آن چهارتا لایه را باید منطبق کنیم به علت یک و بعد به دو و بعد به سه. بعد برای هرکدام باید سؤال دربیاوریم.

برای نمونه همین کار را در مورد جریان احمد الحسن انجام دادم با همین مدل 150 سؤال در مورد احمد اسماعیل درآوردم. تحلیل لایه‌ای علت‌ها اینجا به داد می‌رسد. یعنی شما بر اساس تحلیل لایه‌ای علت‌ها به زوایایی نگاه می‌کنید و عینکی به دست شما می‌آید که آن شخصی که این عینک را ندارد، این سؤالات به ذهنش نمی‌آید. پس شما از همه لحاظ‌ها می‌آیید و سؤال درمی‌آورید و دنبال جواب هستید و این موقع هست که شما یک بخش جریان شناسی را تا اینجا انجام داده‌اید.

2-  دیده‌بانی و رصد

آن‌کسی جریان شناس خوب است که مبتنی به آن چیزهایی که سابق گفتیم و مبتنی به اینکه مسیر شماره یک را انجام داده است، به مرحله دو برسد. باید دیده‌بانی و رصد را انجام دهد. برنامه‌ها و اقدامات جریان را بسنجد. برنامه جریان احمد اسماعیل، چه برنامه‌های دارد؟ چه اقداماتی تابه‌حال داشته؟ چند تا کانال تلگرامی دارد؟ چند صفحه اینستاگرام دارد؟ چند صفحه در فیس‌بوک دارد؟ همه این‌ها باید دربیاید، پس رصد و دیده‌بانی می‌تواند تمامی خوراک کار شمارا فراهم کند. شما می‌توانید منابع مختلفی را هم داشته باشید. فضای مجازی و رسانه یک منبع جمع‌آوری داده است. بحث اسناد است و مطلعین جریان. شما از این سه منبع رصدهایتان را انجام دهید. ضمن اینکه رصدها باید مستمر باشد و اسناد بررسی شود و مصاحبه شود و درنهایت تحلیل نهایی باشد. دو مرحله دیگر هم داریم که اتفاقاً  آن دو مرحله می تواند مقیاس‌ها را به دستتان بدهد که شما بتوانید در مورد آن جریان تصمیم‌گیری بکنید که بدانید این جریان به چه سمتی و با چه سرعتی می‌رود و چه موانعی پیش رویش دارد.

3- تحلیل روند

بحث تحلیل روند جایگاه مهمی دارد. شما باید تحلیل روند بکنید که روند جریان چگونه است؟ چگونه پیش می‌رود و کجا می‌رود و چگونه می‌رود؟ همه این‌ها اهمیت دارد. چه موانعی پیش روی جریان بوده؟

دوم اینکه باید تحلیل تأثیر بر روند را هم دربیاورید. چه چیزهایی بر روند این جریان تأثیر می‌گذارد؟ پس اینجا کار شما می‌شود آینده‌پژوهی.

  1. خود روند را باید احراز و توصیف بکنید.
  2. باید پیشران‌ها و عوامل جلوبرنده را دربیاورید.
  3. محدودسازها و موانع محیطی را باید کشف بکنید.

اگر این‌ها را دربیاورید تحلیل روند شما تکمیل می‌شود.

4- تحلیل تأثیر  بر روند

فاز چهارم که خیلی مهم است و باید تیر خلاص را به کار بزند، تحلیل تأثیر بر روند است. در این فاز،

گام اول: شناسایی عوامل محتمل اثرگذار در آینده است. چه چیزهایی احتمال دارد که بر این روند تأثیر بگذارد؟ این‌ها را رشد بدهد یا سرعت آن‌ها را کند بکند؟

گام دوم: شناسایی میزان احتمال وقوع. مثلاً آیا امکان دارد که جریان ایکس بیاید در حوزه علمیه مشهد کرسی تدریس داشته باشد؟ خب بوده است که برخی از جریان‌ها که آن موقع منفور جامعه بوده‌اند. اگر آن موقع جریان شناسی می‌کردند باید این را می‌گفتند که یعنی ممکن است یک روزی در حوزه علمیه و فیضیه تدریس بشود؟ مثلاَ ممکن است جریان بهائیت به‌قدری رشد بکند که در حوزه علمیه مشهد تدریس بشود؟! اگر ما هم این سؤال به ذهنمان بیاید باید فکر کنیم و اگر می‌خواهیم جریان شناس و آینده‌پژوه خوبی باشیم، الآن باید حتی روی سوا لاتی که واقعاً احتمالش به ذهن ما صفر است، حتی به این صفرها هم در جریان شناسی فکر بکنید.

گام سوم: شناسایی میزان تأثیرات بر روند آینده. که این میزان تأثیرات چقدر است. چند درصد ممکن است این عوامل به رشد یا به کند شدنش تأثیر بگذارد و درنهایت تحلیل نهایی می‌کنیم و دوباره سؤالات که با این چهار مدل بعدی شکل گرفت و به‌دست‌آمده است، با مصاحبه و با بررسی اسناد این‌ها را داده‌ها را درمی‌آوریم و تحلیل نهایی می‌کنیم.

5- طرح سؤالات مختص به هر گام برای یک جریان خاص

ما تا الآن چهارتا گام برداشتیم. این چهارتا گام عبارت بودند از پویش محیطی، رصد و دیده‌بانی، تحلیل روند، تحلیل تأثیر بر روند. هرکدام تحلیل نهایی خودش را داشت. دوباره در آخرسر می‌آییم این چهار تحلیل را کنار هم می‌گذاریم که ببینیم این چهارتا تحلیل به هم می‌خورند یا نمی‌خورند؟ چه نسبتی بین این‌ها است؟ ممکن است برخی بگویند من می‌خواهم برای آینده‌پژوهی سه تا مسئله دیگر اضافه کنم و یا دو تا را کم کنم. که این اشکال ندارد. من یک‌چیزی را اینجا ارائه می‌دهم و یک‌چیز تلفیقی را کارکرده‌ام و دیده‌ام که با این‌ها می‌شود و یکسری چیزها را شاید بعضی جامعه شناسان گفته باشند ولی در کار درنیامده است. یعنی وقتی در کار این‌ها را نگاه کرده‌ایم، اجرایش ممکن نبوده است. روی کاغذ خیلی چیزها می‌شود. یعنی یک نظریه‌پرداز و استاد در یک اتاق شیشه‌ای می‌نشیند و یک سری نظریه‌ها را می‌گوید اما وقتی همین‌ها را در جامعه می‌آورد، می‌بیند که هیچ پیچی برای این پیچ‌گوشتی پیدا نمی‌شود. پس به درد نمی‌خورد و باید دور بیندازد. ما آمده‌ایم همین نگاه‌ها را برداشته‌ایم و به جامعه آورده‌ایم و در جریان‌های مختلف بررسی کرده‌ایم و دیده‌ایم آن ابزارهایی که می‌تواند در بحث جریان شناسی به درد ما بخورد، این‌ها هستند لذا شما هم امتحان بکنید و از این مدل استفاده نمایید.

 

 

تا اینجای قضیه فعلاً گزارش‌های کلی داده‌ایم. از این به بعد برای یک جریان خاص  باید سؤالات را طراحی بکنید. سؤال را با دو مدل و با دو نگاه طراحی بکنید: یعنی یک جریان شناس خوب، کسی است که آن جریان خاص را هم با نگاه تهدید و هم با نگاه فرصت بررسی بکند. یعنی سؤالاتی که شما در آن چهار مرحله و هر مرحله باید طراحی کنید، چطور باید باشد.

یک جریان خاص به ذهن شما آمده است مثلاً جریان احمد اسماعیل. اولاً با نگاه تهدید سؤالات دربیاورید و ثانیاً با نگاه فرصت دربیاورید. ممکن است همین جریان احمد اسماعیل یک فرصتی برای ما باشد. گربه فرصتی است برای از بین بردن موش. این هم باید نگاه شود. پس یک جریان شناس همه‌چیز را در فضای تهدید نباید ببینید. چون ممکن است از یکسری فرصت‌هایی که همین جریان می‌توانست دست ما بدهد ما غافل بشویم، الآن در حال حاضر برخی از جریاناتی که هستند و خودشان هم در نظام درواقع به‌عنوان یک جریان انحرافی شناخته‌شده‌اند، الآن به درد می‌خورند. مثلاً جریان اهل حق. یعنی همیشه یک جریان، تهدید نیست. هم تهدید است و هم فرصت است. هر چیزی که صد در صد خوب نیست. مثلاً شما یک قرص آرام‌بخش می‌خورید و کلی هم عوارض بد دارد.  کسی که پزشک است باید هر دو را بسنجد. هم حالات درمانی را ببیند و هم عوارض را در نظر بگیرد و برای آن‌هم برنامه‌ای داشته باشد. خب تهدید و فرصت را شما می‌توانید در سه بخش ببینید: در فاز عقیدتی، جامعه‌شناختی، سیاسی و امنیتی. آیا این جریان، چالش‌هایش در حوزه عقیدتی چیست؟ چه چالش‌هایی برای شیعه و جامعه دارد؟ مثلاً جریان عرفان حلقه در بعد جامعه‌شناختی‌اش آسیب‌هایی که مطرح و بررسی می‌شود، بحث طلاق است. یعنی از زمانی که عرفان حلقه آمده است، بیشتر مخاطبینش طلاق گرفته‌اند. الآن جریان احمد الحسن هم همین می‌شود. در احمد الحسن میزان طلاق‌هایمان عجیب رشد می‌کند. مرد ایمان آورده است و زن ایمان نیاورده است و مرد زن را طلاق می‌دهد و می‌گوید چون امام ما گفته است شما که مخالف ما هستید نجس هستید و بالعکس. جدا شدن دختر از پدر و مادر، موارد مختلفی هستند که دختران متعددی عضو جریان احمد شده‌اند و بعد به این‌ها مأموریت‌هایی در خوزستان داده‌شده است و این‌ها به خاطر اینکه حرف امامشان را گوش دهند، خانواده را ترک کرده‌اند و به خوزستان رفته‌اند برای تبلیغ، خانواده آن‌ها را طرد کرده است و آن‌ها تنها زندگی می‌کنند با یک اوضاع خاص ویژه‌ای. یک‌چیزی شبیه جهاد نکاح البته نه عین آن‌یک چیزی شبیه به آن تنهایی زندگی می‌کنند. یا در حوزه سیاسی امنیتی هم همچنین. یعنی سوا لاتمان باید حتماً به این شکل ناظر به این سه مسئله اتفاق بیفتد. خب سؤال طراحی می‌شود و مصاحبه انجام می‌شود با آسیب دیدگان، با فعالان نقد، با صاحب‌نظران و اگر مثلاً در یکجایی هستید که به شما اجازه می‌دهند پرونده‌های قضایی آن مسئله را هم ببینید، آن‌ها هم باید بر اساس این سؤالات باشد. یعنی هیچ‌گاه یک پژوهشگر بدون سؤال دنبال پژوهش نمی‌رود. سؤال باید باشد که با پیدا کردن جواب بتوانید یک مسئله‌ای را ترسیم بکنید.

جمع‌بندی

ما تا الآن آمدیم جریان را تعریف کردیم و بعد واژه‌های مشابه را گفتیم و بعد بحث موضوع شناسی را مطرح کردیم که به شکل خاص باید موضوعات شناخته بشود بعد چهار دسته از جریان‌های فعال در ایران را به شکل کلی عرض کردیم و برای هرکدام مصداق‌هایی را گفتیم و گفتیم که ممکن است این‌ها از هم متأثر شوند و بعد چهارتا گام را توضیح دادیم و این چهارتا گام بسیار مهم است و بعد نحوه استخراج سؤال را عرض کردیم و گفتیم روی سؤالات چگونه کار می‌شود و چطور می‌توانیم با این روش سؤال دربیاوریم. خیلی تشکر می‌کنم از حوصله دوستان. به نظرم این بحث باید یک سال تدریس بشود و کارگاهی کار بشود.

والسلام علیکم و رحمت‌الله

 

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « پژوهشکده بین المللی امام رضا علیه السلام- مشهد مقدس» بلامانع است.

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 16 ارديبهشت 1398 17:22
  • اندازه قلم