تمایزات معتزله ی قدیم و جدید

نومعتزله یکی از تأثیرگذارترین جریانهای معاصر است که فضا و حجم سنگینی از مباحثات در حوزه ی فلسفه ی دین و کلام جدید را به خود اختصاص داده است. این کلان‌جریانِ عقل‌بنیادِ اسلامی که خود به جریانات و نحله های فکری متنوعی تقسیم می شود. بنظر می رسد در موضوعاتی همچون میزان عقل گرایی، امکان تعلیق برخی از گزاره های دینی، زمانمندی احکام الهی و میزان تاثیر پذیری از فلسفه غرب با معتزلیان قدیم تفاوت دارند.

 

تمایزات معتزله‌ی قدیم و جدید

سید یحیی موسوی

  


1. تمایز در عقل‌گرایی

این وجه تمایز دارای شقوق و سطوح مختلفی است که به آن اشاره می‌شود:


الف) عقل در منظومه ی فکری نومعتزله، به ویژه نومعتزله ی متجدد، عقل عرفی است. در حالی که معتزله ی قدیم در جستجوی عقل قدسی بودند و می خواستند ملاکات و مناطات احکام الهی را کشف کنند و می گفتند عقل ملکه ای قدسی است. هنگامی که نومعتزله از عقل سخن می گویند، منظورشان همان عقل خودبنیاد و مستقل و منقطع از وحی است؛ در حالی که معتزله ی قدیم عقل را در طول وحی به کار می بستند و به انقطاع و استقلال کامل عقل از وحی باور نداشتند. احمد امین، این وجه تمایز را به خوبی بیان کرده است:


«مهمترین افتراق بین آموزه های معتزله ی قدیم و نومعتزله این است که آراء و اندیشه های معتزله ی قدیم براساس دین بود و به عبارتی دین وجه اشتراک همه ی نظریات معتزلیان قدیم بود، اما آراء و اندیشه های جریان نومعتزله صرفاً براساس عقل است . به عبارت دیگر معتزله ی قدیم از منظر دین به مبادی می نگریستند، اما نومعتزله صرفاً از نگاه عقل؛ بنابراین، اینگونه مبادی نزد معتزله ی قدیم ارتباط و پیوند وثیق و ناگسستنی با دین داشت، اما در نهضت نومعتزلیان نه تنها در بسیاری موارد ارتباط با دین وجود ندارد، بلکه در پاره ای موارد خروج از دین است.» (احمد امین، ضحی الاسلام، ج 3، ص 207)


ب) عقل گرایی معتزلیان قدیم اعتدالی و میانه بود، نو معتزلیان، اما از دیدگاه عقل گرایی حداکثری دفاع می کنند. در میان قدمای معتزله عقل به مثابه ی هدیه ای الهی برای بازشناسی مفاهیم الاهیاتی به کار گرفته می شد و هدف از کاربست عقل در منظومه ی فکری آنها تبیین الهیاتی از باورهای اسلامی بود. در گفتمان نومعتزلی، اما هدف نهایی عقلِ ابزاری کشف مقصود شریعت و مفاهیم الاهیاتی نیست، بلکه تبیینی کاملاً انسانی از باورهای الهیاتی- اسلامی است.


ج) خدامحوری ویژگی اساسی عقل گرایی معتزله ی قدیم و انسان محوری خصلتِ بنیادین خردگرایی جریان نومعتزلی است. عقل گرایی معتزله ی قدیم در برابر شریعت خاضع بود، ولی نومعتزله ناقد شریعت است و کانونی ترین رسالت عقل خودبنیاد را نقادی دین می داند.


د) مقصود از عقل گرایی در معتزله ی قدیم بازجست حقیقت امر دینی بود، در نومعتزله اما حقیقت در برابر امر انضمامی و روزمره وجه المصالحه قرار می گیرد. به عبارت دیگر، هدف معتزله ی قدیم از کاربست عقل قدسی حقیقت گرایی بود، ولی هدف نومعتزله از کاربست عقل ابزاری، تحت تأثیر فلسفه های پراگماتیسم، صرفاً عمل گرایی است؛ یعنی به دنبال رفع و رجوع امور روزمره ی آدمی هستند و کمتر به تبیین نسبت میان امر واقع و حقیقت می پردازند.


ﻫ) عقل در معتزله ی قدیم گرچه از یک استقلال نسبی برخوردار است، ولی در کنار این استقلال از ویژگی کاشفیت نیز برخوردار است؛ کاشفیت یعنی مواردی از احکام دین را کشف می کند. در اعتزال جدید، اما عقل، مرجعیت و استقلال مطلق دارد و به جای کشف احکام دینی، خود به شکل مستقل احکامی را به نام دین صادر می کند. بنابراین، در اعتزال جدید، ویژگی کاشفیت عقل جای خود را به اعتبار و صدور احکام می دهد.


2. تعلیق برخی از آموزه های دینی

در معتزله ی قدیم هیچگاه به تعلیق و یا تعطیل آموزه های دینی رأی داده نشد. در معتزله ی جدید، اما برخی از احکام و گزاره های دینی تعلیق و پاره ای از این احکام در آستانه ی تعطیل قرار می گیرند و مختص زمان نزول انگاشته می شوند. نومعتزله می گویند، اگر ما با همین عقل عرفی به فهم و درک نص و نقل و آیه و روایت نرسیدیم ناگزیر باید آن نقل ها را کنار بگذاریم.


3. تاریخمندی احکام الهی

معتزله ی قدیم بر این باور بودند که مخاطب احکام الهی اعم از کسانی است که مشافهتاً در زمان پیامبر اسلام بودند و کسانی که بعدها به خانواده ی بزرگ اسلامی پیوستند. بنابراین، از نظر آنها احکام قرآن شامل نسل های پس از نزول نیز می شود. به عبارتی دیگر احکام الهی دامنه ای گسترده و عام دارد و فرازمانی و فرامکانی است. معتزله ی جدید، اما معتقداند که اساساً دین و گزاره های دینی دارای ویژگی تاریخمندی است و این ویژگی می تواند بسیاری از احکام الهی را از مدار تأثیرگذاری و عمل خارج کند.


4. اتکای به فلسفه مدرن

گرچه معتزله ی قدیم از سنت فلسفه ی یونان سود جسته است، ولی هیچ گاه سرسپردگی به این فلسفه نداشت و از نقد آن بازنایستاد. نومعتزله، اما جریانی است که آبشخور آن فلسفه های مدرن غربی است و با این ابزار به نقد دین می پردازند و کمتر خود این فلسفه های غربی را مورد نقادی قرار داده اند. به طور آشکار، گروهی از نومعتزله مانند نصر حامد ابوزید در نقد شریعت از هرمنوتیک، زبان شناسی و نشانه شناسی استفاده می کنند. دسته ای از آنها مانند محمد آرکون نیز در نقد تاریخ و شریعت اسلامی تحت تأثیر روش تحلیل گفتمان فوکو قرار دارند. شماری دیگر، مانند طه عبدالرحمن، نیز در چارچوب فکری خود متأثر از هایدگر هستند. یعنی نقد آنها به دین اسلام برگرفته از هستی شناسی هایدگر است.

 

منابع

نو معتزلیان (گفتگوی انتقادی با: نصر حامد ابوزید، عابد الجابری، محمد ارکون، حسن حنفی)، ترجمه‌ی محمد رضا وصفی، تهران: نگاه معاصر، 1387.

نو معتزله و اختلاف آنها با قدماء، علی اکبر عبدالاحدی مقدم، قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1396.

جریان شناسی و نقد اعتزال نو (مجموعه مقالات)، به کوشش محمد عرب‌صالحی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1393.

«جریان شناسی نو معتزله»، جواد گلی، حسن یوسفیان، معرفت کلامی، سال اول، شماره سوم، پاییز 1389.

  

 نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « پژوهشکده امام رضا علیه السلام جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 18 فروردين 1398 10:39
  • اندازه قلم