چاپ کردن این صفحه

تأملی بر پروژه ی ناامن سازی شمال افغانستان

شمال افغانستان از موقعیت ژئوپلیتیک و مهمی در افغانستان برخوردار است.  اما چندی است که ناآرامی‌های جنوب افغانستان به سمت شمال افغانستان کشیده شده است. در یادداشت فعلی به برخی از دلایل این امر به‌صورت فهرست‌وار اشاره می‌شود.

 

تأملی بر پروژه ی ناامن سازی شمال افغانستان 

 

دکتر غلام احیا حسینی

حمله تروریستی یازده سپتامبر 2001 میلادی، گروه طالبان را با یک مشکل جدید روبرو ساخت. آمریکا اسامه بن‌لادن رهبر القاعده را مسئول این حملات عنوان کرد و از گروه طالبان خواست تا وی را به آمریکا تحویل دهد، اما طالبان حاضر به تحویل اسامه بن‌لادن به آمریکا نشدند. درنتیجه در تاریخ 16/7/1380 حمله سنگین موشکی و هوایی آمریکا و بریتانیا به افغانستان آغاز شد و شهر کابل با فرار طالبان در تاریخ 23/8/1380 سقوط کرد. طالبان پس از جنگ‌وگریزهایی پراکنده به سمت جنوب کشور- زادگاه خود رفتند و پس‌ازآنکه در آنجا نیز با فشار مواجه شدند در مناطق قبایلی پاکستان پناه گرفتند. در آن ایام، جنوب افغانستان برای مدت کوتاهی در آرامش بود اما به‌تدریج جنوب افغانستان تبدیل به منطقه جنگی میان طالبان مسلح و گروه‌های اسلامی مستقر در پاکستان ازیک‌طرف و نیروهای خارجی و افغان از طرف دیگر شد. جنگ برای سال‌ها در جنوب متمرکز بود و نیروهای خارجی و دولت افغانستان در سایر مناطق مشکلات جدی در خصوص طالبان نداشتند. این وضعیت به نفع نیروهای ائتلاف و دولت افغانستان و به ضرر طالبان و سایر گروه‌های مسلح مخالف بود. به دلایل فراوان برای اینکه از فشار نظامی در جنوب کاسته شود، طالبان و حامیان ایشان محدوده‌ی مناطق عملیاتی خود را گسترش دادند و به شمال کشور رساندند. مناطق شمال کشور و به‌خصوص دو شهر جوزجان و مزار شریف در طول سالهای گذشته از رشد چشمگیری برخوردار شد به‌گونه‌ای که هم‌اکنون امنیت و پیشرفت اقتصادی مزار شریف در تمام افغانستان به‌صورت یک نمونه موفق مثال زده می‌شود.

اما چندی است که ناآرامی‌های جنوب به سمت شمال کشیده شده است. سقوط شهر کندوز به دست طالبان، شهری در 170 کیلومتری مزار شریف، حمله به یکی از قوی‌ترین پایگاه‌های ارتش افغانستان در شمال، پایگاه شاهین، دلیل روشنی است از تصمیم جدی بر عملی نمودن پروژه‌ی ناامن سازی شمال افغانستان.

شمال افغانستان از موقعیت ژئوپلیتیک و مهمی در افغانستان برخوردار است. به‌عنوان نمونه ولایت بدخشان با سه کشور پاکستان، چین و تاجیکستان دارای مرز مشترک است. افغانستان از طریق مرزهای شمالی خود با کشورهای آسیای میانه مرز مشترک داشته و برای انجام امور تجاری خود دارای چندین گذرگاه و بندر تجاری است. همچنین خط آهن آسیای میانه از به مزار شریف متصل است.

اما سؤال جدی این خواهد بود که چه دلایلی را می‌توان برای این امر برشمرد، در سطرهای آتی به برخی از این دلایل به‌صورت فهرست‌وار اشاره می‌شود:

  • شاید مهم‌ترین دلیل برای انجام پروژه ناامن سازی شمال افغانستان را باید در کاستن از فشار بر طالبان در جبهه جنوب دانست.
  • ازآنجایی‌که دولت پاکستان به‌عنوان یکی از حامیان گروه‌های تروریستی در منطقه شناخته می‌شود و بیشتر گروه‌های جنگجو در مرزهای پاکستان مستقر هستند، سازمان اطلاعات پاکستان از اینکه درگیری و ناامنی به‌سوی مرزهای متحدیم روسیه در شمال افغانستان کشیده شود، ناراضی نخواهد بود. ناامن سازی شمال می‌تواند در قدم بعدی منجر به ناامنی آسیای میانه و ناامنی روسیه شود. امری که انگشت اتهام را به‌سوی آمریکا نشانه خواهد برد. همچنین چین از ناامنی‌ها در شمال و گسترش افراط‌گرایی اسلامی آسیب خواهد دید. هم‌اکنون تعداد قابل‌توجهی از مسلمانان افراطی اویغور چینی در صفوف داعش می‌جنگند با توجه به اشراف و تسلط نظامی پلیس و سازمان امنیت چین بر مناطق اویغور نشینی احتمال اینکه با تضعیف داعش در عراق و سوریه این جنگجویان به دنبال پناهگاهانی در افغانستان در نزدیکی مرز چین باشند، دور از ذهن نخواهد بود. شاید گفته‌ی چندی پیش ژنرال دوستم، معاون اول ریاست جمهوری افغانستان که خبر از انتقال هفت هزار داعشی به شمال افغانستان می‌داد،[i] ناشی از همین نگرانی باشد.
  • تسلط بر منابع اقتصادی: شمال افغانستان دارای معادن سنگ‌های قیمتی به‌خصوص لاجورد است که تسلط بر آن باعث درآمدهای هنگفت و منبع مالی قوی برای تداوم حیات گروه‌های تروریستی نظیر داعش و طالبان خواهد شد. خبرگزار آلمان در گزارشی تأکید کرده است که دومین منبع اقتصادی طالبان در شمال از طریق استخراج و فروش سنگ‌های قیمتی همین معادن به دست می‌آید. یک سازمان نظارتی مستقر در لندن گفته است که ثروت معدنی افغانستان در شعله‌ور کردن منازعه درازمدت این کشور کمک کرده و گروه‌های ضد حکومتی به شمول طالبان سالانه تا 20 میلیون دلار از اخراج غیرقانونی این معادن سود می‌برند.[ii]
  • علاوه بر معادن شمال افغانستان، این منطقه برای مافیای مواد مخدر نیز مهم است، چه اینکه شمال معبری کوتاه، کم‌هزینه و سهل‌الوصول برای قاچاق مواد مخدر افغانستان به بازارهای آسیای میانه، روسیه و اروپا می‌باشد. به همین دلیل این منطقه نه‌تنها برای طالبان ارزش استراتژیک دارد بلکه برای مافیای مواد مخدر و مافیای قدرت در درون دولت نیز از اهمیت قابل‌توجهی برخوردار است. چنانچه تسلط نیروهای دولتی در این منطقه تضعیف شود، شاید حتی شاهد رقابت و درگیری میان گروه‌های طالبان و داعش در این منطقه باشیم؛ – همچنان که در برخی از مناطق شرقی افغانستان این درگیری‌های به وجود آمده است. -

به‌هرروی ضعف دولت مرکزی افغانستان، ضعف دستگاه اطلاعاتی این کشور و رقابت‌های پنهان سیاسی میان برخی از سیاستمداران صاحب نفوذ، تسهیل‌کننده این پروژه خواهد بود، در صورت ادامه این روند، در آینده نزدیک احتمال اینکه اخبار ناگوار دیگری از این منطقه شنیده شود، دور از ذهن نخواهد بود.

 

[i] - Al-Alam News Network, General Abdul Rashid Dostum: ISIS to Sends 7,000 Terrorists in North of Afghanistan, 15 October 2016, http://en.alalam.ir/news/1872627

[ii] - Rosie Childs, Afghanistan's famous lapis mines funding the Taliban and armed groups. www.globalwitness.org 

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « پژوهشکده بین المللی امام رضا علیه السلام » بلامانع است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 23 مهر 1397 09:12
  • اندازه قلم
آقای غلام احیا حسینی

آخرین‌ها از آقای غلام احیا حسینی

موارد مرتبط