تعریف و خاستگاه جریان نو معتزله

نومعتزله یکی از تأثیرگذارترین جریانهای معاصر است که فضا و حجم سنگینی از مباحثات در حوزه ی فلسفه ی دین و کلام جدید را به خود اختصاص داده است. این کلان‌جریانِ عقل‌بنیادِ اسلامی که خود به جریانات و نحله های فکری متنوعی تقسیم می شود، از شبه قاره ی هند تا کشورهای عربی سنی مانند مصر و تونس و کشور شیعی مانند جمهوری اسلامی ایران ریشه دوانیده و به گفتمانی بسیار مهم تبدیل شده است. در این یادداشت به تعریف و خاستگاه این جریان اشاره می کنیم و در شماره های بعد به ویژگی های آن خواهیم پرداخت.

 

تعریف و خاستگاه جریان نو معتزله

سید یحیی موسوی

  

مقدمه

 

بی تردید، نومعتزله یکی از تأثیرگذارترین جریانهای معاصر است که فضا و حجم سنگینی از مباحثات در حوزه ی فلسفه ی دین و کلام جدید را به خود اختصاص داده است. این کلان‌جریانِ عقل‌بنیادِ اسلامی که خود به جریانات و نحله های فکری متنوعی تقسیم می شود، از شبه قاره ی هند تا کشورهای عربی سنی مانند مصر و تونس و کشور شیعی مانند جمهوری اسلامی ایران ریشه دوانیده و به گفتمانی بسیار مهم تبدیل شده است. در این یادداشت به تعریف و خاستگاه این جریان اشاره می کنیم و در شماره های بعد به ویژگی های آن خواهیم پرداخت. 

نومعتزله، در یک تعریف کلی، به جریانی کلان اطلاق می شود که برای تعیین نسبت میان سنت و مدرنیته، کارکردهای اندیشه ی دینی در عصر کنونی و تبیین مؤلفه های جدید از درون سنت، به گفتمان انتقادی در حوزه ی کلام و فلسفه‌ی دین پرداخته و برای یافتن مفاهیمی همسو و همنوا با مدرنیته، به سنت های فراموش شده ی معتزلیانِ کهن روی آورده است. کاراکترهای این جریان را نوعاً روشنفکران مسلمانی تشکیل می دهند که بیشتر بر روی مفهوم روشنفکری تأکید می کنند تا مسلمانی. جریان نومعتزله به منظور صورت‌بندی جدید از دین، غالباً در پی تحمیلِ گفتمان روشنفکری بر هرگونه تفسیر دینی است.

عنوان «نو معتزله» از سوی دو طیف مخالف و با دو معنای کاملاً متضاد به کار رفته است. طیف سنت گرا در میان متفکران اهل سنت عنوان نو معتزله را به منظور نکوهش و تخطئه ی جریانی به کار برده اند که از نظر آنها به نقل و نص پشت کرده است. سنت گرایان، به دلیل دشمنی و کینه توزیِ تاریخی که با معتزله دارند، عنوان نومعتزله را به این گروه نسبت می دهند تا از این طریق بار دیگر همان اتهام ها و نکوهشهای دیرینه را علیه آنها تکرار نموده و راه تکفیر و تفسیق آنها را هموار نمایند. نوگرایان، اما از سر ستایش و در مخالفت با جریان سنت گرا، که معتقدند بقایا و اخلاف همان سنت اشعری است، به دلیل کینه ها و دشمنی های تاریخی، و به منظور اینکه راه خود را از جماعت اشعری جدا کنند، خود را نومعتزلی می خوانند. از دید نومعتزلیان، پندار اشاعره آن بود که «امر انسانی» در تعارض با «امر الهی» است. اشاعره انسان را در تقابل با خداوند می انگارند.

سرچشمه‌های جریان نومعتزله را باید در سده ی نوزدهم میلادی پی جست. در این دوره برخی از اندیشمندان مسلمان با تکیه بر پاره ای از آراء و اندیشه های کلامی معتزله، دست به بازسازی و احیاگری آموزه های دینی زدند. سید جمال الدین اسد آبادی یکی از پیشگامان این جریان در جهان اهل سنت عربی است. پس از او شاگردش شیخ محمد عبده جریان نومعتزلی را در مصر گسترش داد. کمی پیشتر از جهان عرب و یا دست‌کم همزمان با پدیدار شدن جریان نومعتزلی در جهان عرب، شبه قاره نیز دستخوش تحولات مشابهی شد و برخی از اندیشمندان تصوف پیشه ی هندی مانند شاه ولی الله دهلوی، شاگردش عبیدالله سندی، محمد شبلی نعمانی، سید امیرعلی هندی و سید احمد خان هندی نیز با ارجاع به برخی از افکار و آراء مکتب اعتزال، صورت بندی جدیدی از دین ارائه کردند. البته این نکته شایان یادآوری است که هرچند این دو جریان ظاهراً به شکلی جداگانه در دو جغرافیای متفاوت و دور از هم پدید آمد، ولی نمی توان تأثیر و تأثر آنها از یکدیگر را نمی توان انکار کرد. به نظر می رسد که وجه مشترک و سرچشمه ی اندیشه های نومعتزلی در هر دو جغرافیا شخصِ سید جمال الدین اسد آبادی است، زیرا وی در هر دو مکان به فعالیت علمی پرداخت و بر آنها تأثیرگذار بود.

در یک نگاه کلی، نو معتزله به دو جریان «مُجَدِّد» و «مُتجَدِّد» قابل تقسیم است. گروه مجدد افرادی مانند محمد اقبال لاهوری و سید جمال الدین اسد آبادی؛ و گروه متجدد افرادی مانند فضل الرحمن پاکستانی، خالص مجید در اندونزی، حسن حنفی و نصر حامد ابوزید از مصر و عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری از ایران را در بر می گیرد. نومعتزلیان مجدد دل در گرو دین داشتند و غالباً اهل احیاگری آموزه های دینی بودند و از همین رو تلاش می کردند تا وجهی عقلانی از دین را که به باور آنها سالیان سال در زیر آوار نقل گرایی اشعری مدفون مانده بود، بازسازی کنند. گروه نو معتزلیان متجدد، اما غالباً دل در گرو مدرنیته دارند، بیشتر اهل تجدید نظر هستند و غالباً گزاره های دینی را به سود مدرنیته تفسیر می کنند و هیچ ابایی از تحمیل مفاهیم مدرنیته بر سنت دینی ندارند.  

گوهر اصلی و بنیان اندیشه های نومعتزلیان عقل گرایی حداکثری یا به تعبیر برخی از اندیشوران عقل گرایی افراطی است. نو معتزله تلاش می کنند عقل را به مثابه ی مرجعی مستقل، در کنار نقل و نص بنشانند و حقیقت و سرشت دین را از زبانِ عقل توضیح دهند. نومعتزلیان بر این باوراند که نقش و تأثیر عقل برای شناخت آموزه های دینی اگر بیش از خود نقل نباشد، کمتر از آن نیست. از این رو، آنها با جریان «نقل گراییِ» صرف مخالف اند و بر این باوراند که «نقل گرایان» به حدی در رفتار خود راه افراط را پیموده اند که حتی «خبر واحد» را حجت شرعی می دانند و با این کار فهم از شریعت را به فضایی «آنارشیک» و هرج و مرج گونه تبدیل کرده اند و در این فضا در جستجوی امیال خود هستند، نه مقاصد شریعت.

 

منابع

1- نو معتزلیان (گفتگوی انتقادی با: نصر حامد ابوزید، عابد الجابری، محمد ارکون، حسن حنفی)، ترجمه‌ی محمد رضا وصفی، تهران: نگاه معاصر، 1387.

2- نو معتزله و اختلاف آنها با قدماء، علی اکبر عبدالاحدی مقدم، قم: مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1396.

3- جریان شناسی و نقد اعتزال نو (مجموعه مقالات)، به کوشش محمد عرب‌صالحی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1393.

4- «جریان شناسی نو معتزله»، جواد گلی، حسن یوسفیان، معرفت کلامی، سال اول، شماره سوم، پاییز 1389.

 

 

 

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « پژوهشکده امام رضا علیه السلام جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در چهارشنبه, 07 آذر 1397 11:00
  • اندازه قلم