نشست تخصصی جایگاه کلام جدید در مباحث دین پژوهی در غرب

بایسته های دین پژوهی در جهان معاصر: آشنایی با متون شیعی و منابع اهل سنت در کنار آشنایی با زبانهای بین المللی

نشست تخصصی «جایگاه کلام جدید در مباحث دین پژوهی در غرب»

 

به گزارش دبیر خبری پژوهشکده بین المللی امام رضا علیه السلام، نشست تخصصی با موضوع جایگاه کلام جدید در مباحث دین پژوهی در غذب، با حضور ارزشمند دکتر اخلاق و تعداد زیادی از پژوهشگران مقاطع ارشد و دکتری در محل تالار محققان پژوهشکده برگزار گردید. دکتر اخلاق دین پژوه و استاد دانشگاه مریلند با ذکر مقدمه ای کوتاه در اهمیت و نقش کلام جدید در جهان غرب و آمریکا به صورت خاص، نکاتی را خاطر نشان ساختند:

 

1- کلام جدید عنوان گسترده‌ای است که یک قرن تلاش را در برمی‌گیرد و در غرب هم استعمال می‌شود. در آمریکا نسبت به اروپا دغدغه بیشتری به دین احساس می‌شود و ...؛ لذا برای شناخت جامعه اروپا فلسفه بیشتر به درد می‌خورد؛ اما برای شناخت جامعه آمریکا، از نگاه دین و کلام جدید می‌توان بهره برد تا فلسفه. چراکه آن‌ها روح پراگماتیستی دارند و بر فرهنگ آنها حاکم است.

 

برای شناخت جامعه آمریکا، از دیدگاه کلام جدید و الهیات می‌توان بهره برد.

 

2- در تفکر الهیات نوین، سیستم کاپیتالیسمی، در جامعه نهادینه شده است و آحاد جامعه از این اندیشه‌ها سخن می‌گویند؛ اما متأسفانه ما نسبت به تنوع این اندیشه‌ها غافلیم.

 

 

 

بنده در یک همایش به‌عنوان صدسالگی رونمایی از سندی که نسبت به اسلام تا حدی دیدگاه‌ها را مثبت ساخت، شرکت داشتم. در آن همایش فهمیدم که سی هزار فرقه در مسیحیت وجود دارد که اختلافات عمده‌ای با هم دارند. از گرایش‌های تندرو مسیحی و  انحصارگرا تا اجتماعی و لیبرال! برای آشنایی با این فرقه‌ها و نحله‌ها بد نیست به سایت آکادمی دین رجوع کنند. نتیجه آنکه کلام جدید در جامعه آمریکا نهادینه شده است و سیستم زندگی ایجاد کرده است که الا و لابد مردم در آن سیستم تأثیر می‌پذیرند. این چالش برای حقیر هنوز هم وجود دارد که اگر نبود آن 30درصد فعالیت‌های مذهبی، تحت تأثیر قرار می‌گرفتم.

سیستم کاپیتالیسمی، در جامعه نهادینه شده است و آحاد جامعه از این اندیشه‌ها سخن می‌گویند.

در سیستم کاپیتالیسم از وجود رقیب هم نمی‌ترسند و در جامعه خود آن‌قدر قوی وارد شده‌اند که دیگران را درون خود هضم می‌کنند. درحالی‌که در جهان سوم، به علت عدم خودباوری و عدم اعتمادبه‌نفس از ورود افکار مخالف می‌ترسند. چرا؟ به نظر می‌رسد که ریشه‌های اعتقادی آن‌قدر شکننده است که با چند تئوری کلامی و فلسفی یک‌باره دچار لرزه می‌شود. به نظر می‌رسد آگاهی عمیق داشتن مؤلفه مهمی است در پذیرش افکار متغایر. بنابراین هر چه آگاهی و معرفت مبتنی بر متون اصلی بیشتر باشد، انسان بهتر می‌تواند با فلسفه غربی ارتباط برقرار کند و بالعکس هرچه استیلای بر متون ضعیف‌تر باشد، نمی‌تواند تعامل خوبی و صحیح برقراری کند. در حیطه کلام، ظرفیت‌های خواجه طوسی، علامه، شیخ مفید، سید مرتضی و ... را داریم که نسبت به فلسفه ظرفیت ارتباط مناسب‌تری برای ارتباط با جهان مدرن غرب دارد. اگر مشکلی است در درک ما برای به دست آوردن این ظرفیت‌هاست برای روبرو شدن با شبهات جدیدی که مطرح است.

 

3- ما فلسفه و کلام غرب را انتزاعی می‌دانیم و چنین القا می‌کنیم که فهم فلسفه غرب کلی توانمندی می‌خواهد؛ درحالی‌که خود غربی‌ها چنین سخنی را قبول ندارند و به‌راحتی با آن رودررو می‌شوند و به‌راحتی نقد می‌کنند. به عبارتی آن‌چنان تقدسی که ما برای آنها قائلیم، خود غربی‌ها برای وی قائل نیستند. در جامعه غربی به‌راحتی می‌توان بحث از پلورالیسم کرد، بدون آنکه از جان هیک چیزی گفت. یکی از این مسائل هرمنوتیک است که برای غربی‌ها کاملاً جا افتاده است و به آن به‌عنوان یک ابزار می‌نگرند؛ اما ما آن‌قدر شیفته این ابزار می‌شویم که اصل آن را فراموش می‌کنیم. یک مقاله‌ای را در سایت آکادمی دین دیدم با عنوان استفاده داعش از هرمنوتیک! نتیجه آنکه اگر استیلای علمی داشتیم راه مناسبی است برای ایجاد ارتباط با جهان غرب.

4- غالباً هنگام مواجهه غالباً به سمت نظر می‌رویم و فکر می‌کنیم مواجهه ما باید ذهنی و نظری و برهانی باشد؛ حال‌آنکه جامعه غرب با واقعیات جامعه سروکار دارد. ازجمله مسائل مهم قابل پژوهش در حیطه کلام جدید و جالب‌توجه برای جهان غرب، نوع نگاه اسلام به بدن و سلامتی و طهارت آن است که در مسیحیت توجه چندانی به آن نشده است یا مسئله جنسیت و رابطه تناسلی که مسیحیت موضع منفی به آن دارند؛ درحالی‌که اسلام نگاه بسیار زیبایی به آن دارد و از این زاویه به رابطه انسان با خدا می‌پردازد.

مسئله نهاد روحانیت نه در سطح کلان سیستماتیک، بلکه به معنای رابطه روحانی با مردم مخصوصاً در جامعه خارج از ایران، خیلی مهم است یا درباره حقوق زن، مسئله جهاد، الله‌اکبر گفتن هنگام ذبح، یا ... که اهل سنت کارکرده‌اند و ما کارنکرده‌ایم، یا رابطه الهیات با محیط‌ زیست با استفاده از حکمت متعالیه و عرفان اسلامی و حتی ضامن آهو بودن امام رضا یا بحث حلال و غذاهای حلال یا از بین رفتن حریم شخصی و ... که همه این‌ها جای کار فراوان دارد.

 

پیشنهاد

عضو آکادمی دین آمریکا در نهایت سه پیشنهاد را به حاضران ارائه کردند تا پژوهشگران دین پژوه در سه حیطه متمرکز شوند:

  • اولاً، منابع کلاسیک شیعه را بخوانیم و قوت کلامی بیابیم و از این جنبه مسلط شویم.
  • ثانیاً، استیلای بر منابع اهل سنت بیابیم که ضرورت دارد، خصوصاً در جوامعی که اهل سنت حضور دارند یا جهان غرب که اسلام را از دریچه اهل سنت می‌شناسند. برای نمونه من دریافتم که اگر نتوانم خودم را به‌عنوان یک ابن تیمیه شناس مطرح کنم، به‌عنوان اسلام‌شناس مطرح نخواهم شد؛ چراکه ابن تیمیه آثار بسیار متعدد و عمیقی در موضوعات اسلامی دارد و نماد اسلام اهل سنت می‌باشد و آثار او به زبان‌های متعددی ترجمه شده است. متأسفانه وهابیت در اروپا خیلی فعال‌اند، در حدی که ابن تیمیه به‌عنوان یک فیلسوف شناخته می‌شود.
  • ثالثاً، تسلط و آگاهی به زبان غربی مانند انگلیسی و عربی که امروزه ضرورت دارد و ناچاریم بدان تسلط داشته باشیم تا بتوانیم ارتباط برقرار کنیم.

 

در ادامه جلسه با پرسش حاضران و پاسخ های سخنران محترم پایان یافت.

 

 

 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 18 فروردين 1398 10:38
  • اندازه قلم