واقعه غدیر در منابع حدیثی اهل سنت

احادیث مربوط به غدیر خم در متون حدیثی اهل سنت، فراوان آمده و از طریق صحابه های جلیل القدری رسول خدا ص، روایت شده است. احادیثی که در آن واقعه ی غدیر خم ذکر شده، می تواند شبهاتِ زیادی را جواب دهد.

 

واقعه غدیر در منابع حدیثی اهل سنت

علی ظفر یوسفی؛ پژوهشگر مطالعات اسلامی

 

 

 

درآمد
غدیر اقیانوس ناپیداست که نمی توان آن را به یک محدوده ی خاصی ربط داد؛ غدیر خم مقطع تاریخی نیست، بلکه کلِ تاریخ به غدیر و غدیریان وابسته است. غدیر همان مشعل فروزانی است که می تواند تاریخ سیاه را روشن سازد و کجی ها و اعوجاج مدعیان رهبری امت را نیز نمایان سازد. غدیر صفحه ی زرین از ورق هایی تاریخ اسلام است که در هر سالِ که میگذرد خوانندگانِ این ورق ها بیشتر می شوند و بیش از پیش به عظمت غدیر پی می برند و تا ظهور مهدی (عج) خوانندگان و هوا داران غدیر رو به افزایش است... غدیر از آن جا سربلند و سرافراز است که امام آن علی ابن ابیطالب است، تربیت شده ی دامان پیامبر، کسی که از برکه ی غدیر از اقیانوس بیکران غدیر، علم و معرفت و دانایی و بینایی آموخته و ندای «سلونی قبل ان تفقدونی» اش هنوز نوازش گر گوش هایی شنواست. غدیریان و رهروان واقعی مکتب غدیر، هر سال با شکوه فراوان در سراسر دنیا، از غدیر و امام غدیر تجلیل می کنند، برای این مامول، از هیچ نوع همکاری دریغ نمی ورزند چون نیک می دانند و از عمق دل شان به این باور رسیده اند که هر نوع مساعدت برای زنده نگه داشتن غدیر، پاداش عظیم دارد... غدیریان در هر سال که غدیر نزدیک می گردد، آمادگی ها را برای بزرگداشت آن می گیرند؛ غدیر را با تحایف و بخشش و دادن گل ها و عیدی ها بزرگ می دارند به سخنان مبلغین غدیر گوش می دهند. و بدون شک، غدیر بزرگترین ارزش دینی برای پیروان مکتب ولایت است زیرا همه ی ارزش های حیاتی مذهبی، به غدیر وابسته است.
در این نوشتار از باب این که «خوشتر آن باشد که سر دلبران/گفته آید در حدیث دیگران» خواستیم واقعه غدیر را از کتب حدیثی اهل سنت جمع آوری کنیم و البته با توجه به محدودیت منابع و امکانات، طبیعی است که ادا کردن حق مطلب، زمان بسیار، تلاش بی وقفه و امکانات و منابع می خواهد.

 

1 - غدیر؛ احتجاج و حق خواهی امام علی علیه السلام
بر همگان هویداست که طرحِ خلع امام علی ع از خلافت، توسط سران انصار و مهاجر در سقیفه بنی ساعده صورت گرفت و با اجماع چند نفر محدود، اجرا شد و در این میان در جمع این چند نفر، حضرت امام علی ع حضور نداشت و بزرگانی از صحابه نیز حضور نداشتند و اینها از مسلمات تاریخی است؛ آن چه که قابل تامل است، همکاری امام علی ع با خلفاست که مخالفین شیعه، از همین همکاری و همیاری علی ع با خلفاء، کوشش می کنند به حکومتِ خلفا مهر مشروعیت بزنند به این معنی که حضرت علی ع چون با خلفاء مساعدت میکرد، بناء از حکومتِ شیخین راضی بوده وقتی امام خودش راضی باشد، برای ما نوبت نمیرسد که حکومت شان را غاصبانه بنامیم. در احادیثِ که ذیلا نقل خواهیم کرد، نشان می دهد که امام بارها مردم را قسم داده براین که آنها شاهد واقعه ی غدیر بوده و بعدا منکر شده اند. علاوه بر این که مستندات بی شمار تاریخی و حدیثی از متون شیعی موجود است. همه اینها برهان قاطعی است برای آنهایی که در این مورد دچار تردید هستند. همکاری امام علی ع با خلفاء بر فرض این که بپذیریم، برای خوش خدمتی اشخاص و افراد نبود و امام برای دین و خدا می اندیشید؛ این که اشتباهات شیخین را تذکر می داد به معنی راضی بودن نیست، دلیل واضحی بر خودگذری برای اسلام است.
یکی دیگر از ایرادات و شبهات که هرساله از طرف وهابیت مطرح می گردد این است که گفته می شود اصلا حضرت علی ع با پیامبر ص در مکه نبوده، بلکه پیامبر ص، برای کاری او را در یمن فرستاده بود. این گونه شبهات ریشه تاریخی دارد؛ در همان اوایل صدر اسلام، برای اختفای واقعه ی غدیر، هر نوع شبهات را مطرح می کردند تا اذهان مردم را منحرف کنند... در احادیث ذیل، اگر دقت صورت گیرد، هر دو شبهه برطرف می گردد:


1 - 1) روى ابو الطفيل واثلة بن الاسقع قال: جمع الناس علي بن ابي طالب في الرحبة فقال: انشد بالله عز وجل كل امرء سمع رسول الله صلى الله عليه و سلم يوم غدير خم يقول ما سمع فقام اناس من الناس فشهدوا ان رسول الله صلى الله عليه و سلم قال يوم غدير خم: «الستم تعلمون اني اولى بالمؤمنين من انفسهم و هو قائم؟» ثم اخذ بيد علي فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، قال ابو الطفيل: فخرجت و في نفسي منه شيء فلقيت زيد بن ارقم فاخبرته فقال: و ما تتهم انا سمعته من رسول الله صلى الله عليه و سلم لا يلتفت الى من انكر خروج علي الى الحج مع النبي صلى الله عليه و سلم و مروره في طريقه بغدير خم و قال: قدم علي من اليمن بالبدن لانه و ان لم يكن معه في خروجه الى الحج فكان معه في رجوعه على طريقه الذي كان مروره به بغدير خم يحتمل انه كان هذا الكلام في الرجعة يؤيده الحديث الصحيح انه كان هذا القول من رسول الله صلى الله عليه و سلم بغدير خم في رجوعه الى المدينة من حجه.
ابو طفیل واثله ابن اسقع روایت کرده که گفت: مردم علی ابن ابی طالب (ع) را در رحبه (میدان کوفه) جمع کرد و گفت کسانی را که از پیامبر(ص) در روز غدیر خم بوده بگویند آن چه را که شنیده اند، بعد از آن جمعی از بین مردم بر خاستند شهادت دادند آن چه را که از رسول خدا شنیده بودند که رسول خدا در روز غدیر خم فرمود: آیا من به مومنین از خودشان اولی نیستم؟ در حالیکه ایستاده بود و سپس دست علی(ع) را گرفت و فرمود: هرکه را من که مولای او بودم پس از من علی (ع) مولای او است بار خدایا دوست بدار کسانی را که علی را دوست بدارند و دشمن بدار کسانی را که علی را دشمن بدارند. ابوطفیل گفت که بیرون شدم چیزهایی در باره این قضیه در دلم بود و زید ابن ارقم را خبردار کردم او گفت چرا متهم می کنی؟ من آن را از رسول خدا شنیدم ابن ارقم به این توجه نداشت که کسانی هم منکر خروج علی (ع) با رسول خدا (ص) در حج بودند، به این معنی که علی ابن ابی طالب (ع) در راه غدیر خم هنگام باز گشت به رسول خدا (ص) یک جا شد. احتمال می رود که این کلام که رسول خدا در باره علی (ع) فرموده هنگام باز گشت علی ابن ابی طالب بوده این احتمال را حدیث صحیح که درهنگام رجوع رسول خدا ازحج آمده تایید می کند.


1 –2) عن ا ابو نعيم و يحيى بن آدم قالا: حدثنا فطر بن خليفة: عن ابي الطفيل قال: قال علي ع: انشد الله كل امرء سمع رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول يوم غديرخم لما قام فقام اناس فشهدوا انهم سمعوه يقول: الستم تعلمون اني اولى الناس بالمؤمنين من انفسهم؟ قالوا: بلى يارسول الله قال: من كنت مولاه فان هذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فخرجت و في نفسي من ذلك شيء فلقيت زيد بن ارقم فذكرت ذلك له فقال: قد سمعناه من رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول ذلك له .
ابی طفیل روایت کرده که امام علی (ع) فرمود هر کسی را که از رسول خدا شنیده قضیه روز غدیرخم را من قسم میدهم باید بایستد و شهادت دهد، سپس مردانی برخاستند و شهادت دادند که قضیه روز غدیر خم را از رسول خدا (ص) شنیده اندکه فرمود: آیا من نسبت به مومنین از خودشان اولی نیستم؟ گفتند بلی یا رسول الله، بعد فرمود: کسی را که من مولای او بودم بعد از من علی مولای او است خدایا کسی را که علی را دوست دارد دوست بدار و دشمن علی را دشمن بدار.


1 – 3) عن عبد الرحمن بن ابي ليلى قال: شهدت عليا في الرحبة يناشد الناس: انشد الله من سمع رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول في يوم غدير خم: من كنت مولاه فعلي مولاه لما قام فشهد قال عبد الرحمن: فقام اثنا عشر بدريا كاني انظر إلى احدهم عليه سراويل فقالوا: نشهد انا سمعنا رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول يوم غدير خم: الست اولى بالمؤمنين من انفسهم و ازواجي امهاتهم؟ قلنا: بلى يا رسول الله قال: فمن كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.
عبدالرحمن ابن ابی لیلی روایت کرده که من در رحبه (میدان کوفه) شاهد بودم که امام علی(ع) مردم را قسم می داد کسانی را که قضیه و حدیث غدیرخم را شنیده اند که روز غدیرخم پیامبر ص فرمود: هرکه را که من مولای او بودم بعد از این علی مولای او است.... عبدالرحمن میگوید که دوازده نفر بر خاستند شهادت دادند که همه از اصحاب بدر بودند... گفتند که ما شهادت می دهیم که شنیدیم که رسول خدا روز غدیرخم فرمود: آیا من به مومنین از خود شان اولی نیستم؟ و همسران من امهات مومنینن نیستند؟ ما همه گفتیم بلی یا رسول الله، فرمود پس کسی را که من مولای او بودم علی مولای اواست...


1 – 4) عن ابي عبد الرحيم الكندي عن زاذان بن عمر قال سمعت عليا: في الرحبة و هو ينشد الناس من شهد رسول الله صلى الله عليه و سلم يوم غدير خم و هو يقول ما قال فقام ثلاثة عشر رجلا فشهدوا انهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه و سلم و هو يقول من كنت مولاه فعلي مولاه .
ابی عبدالرحیم از زادان بن عمر روایت که زادان گفت: از علی (ع) که در رحبه موقعیت داشت شنیدم در حالی که مردمی را که با رسول خدا (ص) در غدیر خم بودند قسم می داد پس سیزده نفر برخاستند و گواهی دادند که از رسول خدا (ص) شنیدند که می فرمود: هر که را که من مولای او بودم بعد از این علی (ع) مولای اوست.
این حدیث (من کنت مولاه فعلی مولاه) را ابن مغازلی در مناقب، از عمر ابن خطاب نقل کرده است . ابن کثیر دمشقی و سلیمان هیثمی آن را از رباح ابن حارث نقل کرده اند. اسماعیل بن جعفر متوفی 180 ق، آن را از سعید بن عبدالعزیر از مکحول روایت کرده است. از همه مهمتر، حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین آن را نقل کرده و نوشته است سند آن درست است اما شیخین (بخاری و مسلم) آن را تخریج نکرده اند.
این حدیث (من کنت مولاه فعلی مولاه) را ابن مغازلی در مناقب، از عمر ابن خطاب نقل کرده است . ابن کثیر دمشقی و سلیمان هیثمی آن را از رباح ابن حارث نقل کرده اند. اسماعیل بن جعفر متوفی 180 ق، آن را از سعید بن عبدالعزیر از مکحول روایت کرده است. از همه مهمتر، حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین آن را نقل کرده و نوشته است سند آن درست است اما شیخین (بخاری و مسلم) آن را تخریج نکرده اند.


1- 5) عن عبد الرحمن بن ابي ليلى، عن علي: سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم في يوم غدير خم يقول: اللهم من كنت مولاه؟ قال: فقام اثنا عشر رجلا كلهم من اهل بدر، فمنهم زيد بن ارقم، فشهدوا انهم سمعوا رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول يوم غديرخم: من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه.
عبدالرحمن ابن ابی لیلی از امام علی (ع) روایت کرده است که فرمود از رسول خدا در روز غدیرخم شنیدم که می فرمود: اللهم من کنت مولاه؟ دوازده نفرکه همه از اهل بدر بودند و برخاستند که از جمله زید ابن ارقم بود، شهادت دادند که از رسول خدا این مطلب را روز غدیرخم شنیده اند: کسی را که من مولای او بودم پس علی (ع) مولای او است، خدایا دوست بدار کسی را که او را دوست دارد و دشمن بدار کسی را که او را دشمن دارد.


2 – ولایت و جانشینی
بدون تردید، حادثه غدیر، واقعه ی عادی نیست و روی این جهت، علمای اهل سنت، چاره ی جز پذیرشِ آن را ندارند و اما هر وقت که بحث غدیر به میان آید یا سوالاتِ از این دست متوجه شان شود، دست به توجیه و تاویل می زنند؛ می گویند درست است که این واقعه اتفاق افتاده ولی نه برای این که پیامبر ص، علی ع را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کند. فقط برای این بوده که علی ع را دوست بدارید و «ولیِ» به معنی دوستی آمده نه سرپرستی امور مسلمین. سالهاست برای عوام الناس این طوری تبلیغ کرده اند.
آن چه که ما در جواب خواهیم گفت، فقط ارجاع به احادیثی است که ذیلا نقل خواهیم کرد، یعنی ما تنها در متون حدیثی، لفظ «ولی» را نداریم؛ مستندات حدیثی است که پیامبر ص گرامی اسلام از مردم، بیعت گرفته است و معقول نیست برای ولایت از مردم بیعت بگیرند. از طرفی دیگر شیخین، بیعت کرده اند و تبریکی داده اند.


2 – 1) معمر، عن على بن زيد بن جدعان، عن عدي بن ثابت، عن البراء بن عازب قال خرجنا مع رسول الله حتى نزلنا غدير خم بعث مناديا ينادي فلما اجتمعنا قال الست اولى بكم من انفسكم قلنا بلى يا رسول الله بكم قال الست من امهاتكم قلنا بلى يا رسول الله قال الست اولى بكم من آبائكم قلنا بلى قال من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه فقال عمر بن الخطاب رض هنيئا لك يا ابن ابي طالب اصبحت اليوم ولي كل مؤمن.
و هم چنان عبدالله شافعی در تاریخ مدینه دمشق، حدیث فوق را از زبان براء بن عازب نقل کرده؛ ابن مغازلی در مناقب، حدیث فوق را با کمی تفاوت از ابوهریره روایت کرده است.


2 - 2) براء بن عازب می گوید که با رسول خدا (ص) می رفتیم تا اینکه به غدیر خم رسیدیم یک ندا کننده صدا کرد، همه جمع شدیم بعد رسول خدا فرمود آیا من نسبت به خود شما اولی نیستم؟ ما گفتیم بلی یا رسول الله گفت آیا من نیستم سه مرتبه... گفتیم بلی ای رسول خدا (ص) فرمود آیا من از آبا و اجداد شما اولی نیستم؟ما گفتیم بلی، فرمود هر که را من مولایش بودم بعد از من علی مولا و آقایش است عمر بن خطاب به امام علی (ع)گفت ای ابوالحسن گوارایت باد که مولای هر مومن شدی.


2 – 3) عن سعد رضي الله عنه قال كنا مع رسول الله صلى الله عليه و سلم بطريق مكة و هو متوجه اليها فلما بلغ غدير خم وقف الناس ثم رد من مضى و لحقه من تخلف فلما اجتمع الناس اليه قال ايها الناس هل بلغت قالوا نعم قال اللهم اشهد ثلاث مرات يقوله ثم قال ايها الناس من وليكم قالوا: الله و رسوله صلى الله عليه و سلم ثلاثا، ثم اخذ بيد علي رضي الله عنه فاقامه ثم قال من كان الله و رسوله وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.
دختر سعد از سعد روایت کرده که سعد گفت ما با رسول خدا (ص) در راه مکه بودیم در حالیکه پیامبر متوجه راه بود وقتی که به غدیر خم رسید مردم را ایستاده کرد کسانی را که گذشته بودند بر گرداند و کسانی را که نیامده بودند ملحق ساخت (منتظر ماند) وقتی که مردم جمع شد، فرمود: آی مردم آیا تبلیغ رسالت کردم؟ مردم گفتند بلی، فرمود بار خدایا گواهی می دهم، سه مرتبه تکرار کرد، بعد فرمود: ای مردم ولی شما کیست؟ مردم گفتند خدا و رسول خدا ولی ما است، بعد دست علی ابن ابی طالب را به دستش گرفت و بالا کرد و فرمود: کسی را که خدا و رسول خدا ولی او بود این (علی) ولی او است خدایا کسی را که علی را دوست بدارد دوست بدار و کسی که علی را دشمن بدارد دشمن بدار.


2 – 4) عن ابو مريم و رجل من جلساء على عن على رضي الله عنه ان النبي صلى الله عليه و سلم قال يوم غدير خم : من كنت مولاه فعلى مولاه قال فزاد الناس بعد وال من والاه و عاد من عاداه.
ابو مریم و مردی از هم نشین های حضرت علی (ع) از امام علی (ع) روایت کرده که رسول خدا (ص) در روز غدیرخم فرمود: کسی را که من مولای او بودم بعد از این علی مولای اوست، بعد از آن مردم به این حدیث عمل نکردند...


2 – 5) عن جرير البجلي قال : شهدنا الموسم في حجة مع رسول الله صلى الله عليه و سلم و هي حجة الوداع فبلغنا مكانا يقال له (غديرخم) فنادى: الصلاة جامعة فاجتمعنا المهاجرون و الانصار فقام رسول الله صلى الله عليه و سلم وسطنا فقال: ايها الناس بم تشهدون؟ قالوا: نشهد ان لا اله الا الله قال: ثم مه؟ قالوا: و ان محمدا عبده و رسوله قال: فمن وليكم؟ قالوا: الله و رسوله مولانا، قال: من وليكم؟ ثم ضرب بيده الى عضد علي فاقامه فنزع عضده فاخذ بذراعيه فقال: من يكن الله و رسوله مولاه فان هذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه اللهم من احبه من الناس فكن له حبيبا و من ابغضه فكن له مبغضا...
جریر بجلی روایت کرده که ما موسم حج را با رسول خدا (ص) شاهد بودیم و آن سال حجة الوداع بود [بعد از بر گشت] به مکانی رسیدیم که به آن «غدیر خم» گفته می شد، رسول خدا (ص) ندا داد: الصلاة جامعة ما مهاجرین و انصار را جمع کردیم رسول خدا در بین ما ایستاد و فرمود: آی مردم به چه شهادت می دهید؟ گفتندکه گواهی می دهیم که خدای جز خدای یگانه نیست، بعد فرمود دیگر چه؟ گفتند: اینکه محمد (ص) بنده و فرستاده خداوند است، فرمود پس ولی شما کیست؟ گفتند: خدا و رسولش مولای ما است، بعد شانه حضرت امام علی (ع) را گرفت بلند کرد... فرمود: کسی را که خدا و رسول مولای او است علی (ع) مولای او است خدایا دوست بدار کسانی را که علی مولای او است و دشمن بدار کسانی را که علی دشمن آنان است.


2 - 6) عن ابي اسحاق الهمداني قال: سمعت حبشي بن جنادة يقول: سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول يوم غديرخم: اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واعن من اعانه.
ابی اسحاق همدانی روایت کرده که از حبشی بن جناده شنیدم که می گفت از رسول خدا شنیدم روز غدیرخم فرمود: خدایا کسی را که من مولای او بودم علی (ع) مولای او است، دوست بدار کسی را که او را دوست می دارد و دشمن دارکسی را که او را دشمن دارد.


2 - 7) عن زيد بن ارقم قال: خطب رسول الله صلى الله عليه و سلم يوم غديرخم فقال: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اعن من اعانه.
زید ابن ارقم روایت کرده که: رسول خدا روز غدیرخم خطبه خواند و گفت: کسی را که من مولا و دوست او بودم بعد از من علی (ع) مولا و دوست او است، خدایا دوست بدار کسی را که او را دوست بدارد و یاری کن کسی را که او را یاری کند.


2 - 8) مسمار، عن ابيه، عن عامر بن سعد، عن ابيه قال: اما والله اشهد لقال رسول الله صلى الله عليه و سلم لعلي يوم غديرخم، و اخذ بضبعيه: ايها الناس من مولاكم قالوا: الله و رسوله، قال: و من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه..
عامر بن سعد از پدرش روایت کرده که می گفت قسم بخدا شهادت می دهم که رسول خدا در روز غدیرخم از شانه امام علی (ع) گرفت فرمود: آی مردم مولای شما کیست؟ گفتند: خدا و رسولش مولای ما است، فرمود هر که را من مولایش بودم پس علی(ع) مولای او است، خدایا دوست بدار کسی که علی را دوست دارد و دشمن بدار کسی که علی را دشمن دارد.


3 - غدیر، سند آشکارِ فضیلت امام علی ع
تاریخ زندگانی امام علی ع مشحون از افتخارات و کسب فضایلی است که توسط مجاهدت ها و رشادت هایی است که برای دین اسلام و رضای خدا کسب کرد. انتصاب او از طرفِ خداوند بدون حکمت نبود؛ خداوند میدانست که تنها علی ع است که بعد پیامبر ص، برای اجرای عدالت و احقاق حقوق مسلمین می اندیشد و فقط علی ع است که یاور و یار غریبان و فقراست. این که کثیری از مردم با امام علی ع مخالفت می کردند، خوف از عدالت علی ع داشتند می دانستند که علی در اجرای عدالت، بین افراد جامعه فرق نمی گذارد. اعلان جانشینی او در روز عید غدیر، سند قاطعی است بر این که در آن روزگار، بعد از پیامبر اسلام ص، کسی در فضیلت و شهامت و شجاعت، به پای علی ع نمی رسید. از هر نگاه، امام دارای فضایل و کمالاتی بود که هیچ یکی از صحابه نداشتند و رسول خدا ص، بارها فضایل علی ع را برای مردم رسانیده بود و همه می دانستند و آگاه بودند و اقرار می کردند. انبوهی از روایات در فضیلت او را شیعه و سنی نقل کرده اند و این که پیامبر اسلام ص او را به عنوان جانشین و خلیفه اش انتخاب در برگشت از حجه الوداع اعلان کرد، چیزی نبود که ناگهانی و اتفاقی و بدون دلیل باشد. غدیر سند آشکاری است که نشان میدهد بعد از پیامبر هیچ کسی لیاقت و شایسته ی حکومت بر مردم نداشت... این که نپذیرفتند و غدیر را انکار کردند، چیزی از عظمت علی ع کم نمی کند، زیرا در حدیث ذیل خواهیم خواند که سعد بن مالک که از صحابه بزرگ و از ملازمین پیامبر ص بود ، حسد می ورزد که امام علی ع دارای فضایل سه گانه است یکی از این فضایل، انتخاب او به عنوان جانشین در روز عید غدیر است. و انکار غدیر نیز از عظمت آن نمی کاهد، زیرا غدیر مربوط مقطع تاریخی خاصی نیست، غدیر فرا زمانی و فرا مکانی است. هر زمان که جامعه پذیرش امامت و ولایت را داشتند، غدیر تحقق پیدا می کند فرق نمی کند عصر اول اسلام باشد یا عصر غیبت کبری یا دورانِ نزدیک به ظهور مهدی آخر الزمان عج.
عن خيثمة بن عبد الرحمن قال: سمعت سعد بن مالك، و قال له رجل: ان عليا يقع فيك انك تخلفت عنه، فقال سعد: و الله انه لراي رايته، و اخطا رايي، ان علي بن ابي طالب اعطي ثلاثا لان اكون اعطيت احداهن احب الي من الدنيا و ما فيها... لقد قال له رسول الله صلى الله عليه و سلم يوم غديرخم بعد حمد الله والثناء عليه: هل تعلمون اني اولى بالمؤمنين؟ قلنا: نعم، قال: اللهم من كنت مولاه، فعلي مولاه، وال من والاه، و عاد من عاداه
خیثمه بن عبدالرحمن روایت کرده که از سعد بن مالک شنیدم، برای او مردی گفته بود: تو با علی مخالفت کردی و علی غالب شد، سعد گفت: قسم به خدا این رای و باور تو است و رای من هم خطا است به خاطر که به علی ابن ابی طالب سه چیز عطا شده اگر یکی به من داده می شد از تمام دنیا و آخرت و آن چه در آن ها است برایم محبوب تر بود، یکی همین است که رسول خدا (ص) روز غدیر بعد حمد و ثنای الهی فرمود: آیا می دانید که به مومنین از خودشان اولی و سزاوارم؟ ما گفتیم بلی، فرمود: کسی را که من مولای او بودم علی (ع) مولای او است.


4 – غدیر؛ محورِ قرآن و عترت
برای تشخیص راه خوب از خراب، ما به یک مراجعی نیاز داریم که برای ما صراط مستقیم را نشان دهد و بدیهی است که اگر یک مسلمان خودش را از این مراجع اصلی، بی نیاز بداند، راهی که می رود نادرست است. پیامبر ص، اسلام برای این که امت خود، قرآن و عترت را معرفی کرده است و تاکید کرده است که قرآن و عترت، هیچ گاهی از هم جدا نمی شوند. جدایی به این معنی که نمی توان یکی را قبول کنیم دیگری را رد. بلکه هردو کنارهم و باهم می توانند مصدر کامل برای مراجعه مردم باشد. از این جهت در جمع عظیمی از مردم این هشدار را داد که کلید قرآن و عترت، از غدیر خم زده می شود. غدیر و جانشینی علی ع برای خلافت، سرآغاز و مخوریت قرآن و عترت است و در حدیثِ ذیل خواهیم خواند که رسول خدا ص، به صراحت آشکار، می فرماید، بعد از خودم، قرآن و عترت را برای شما می گذارم و توصیه می کنم. بعد می فرماید به بینید چگونه با اینها معامله می کنید؟ این مقدمه ی برای اعلان خلافتِ علی ع بود که پیامبر ص بر زبان آورد و فهماند که این نقطه ی آغازی است که حق و باطل را از هم جدا می سازد و اگر راه قرآن را گرفتید و اهل بیت ع را رها کردید و غدیر را انکار کردید، بدانید در گمراهی هستید چون اهل بیت و قرآن که جدا شدنی نیستند.


4 – 1) عن زيد بن ارقم قال: لما رجع رسول الله صلى الله عليه و سلم عن حجة الوداع و نزل غدير خم امر بدوحات فقممن ثم قال كاني قد دعيت فاجبت اني قد تركت فيكم الثقلين احدهما اكبر من الآخر كتاب الله و عترتي اهل بيتي فانظروا كيف تخلفوني فيهما فإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض ثم قال إن الله مولاي و انا ولي كل مؤمن ثم اخذ بيد علي فقال من كنت وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...
زید ابن ارقم روایت کرده وقتی که رسول خدا (ص) از حجة الوداع بر گشت به غدیرخم آمد بعد امر کرد که زیر دوحات غدیرخم (دوحات درخت بزرگي را گويند كه بواسطه زيادي شاخه ها حكم سايبان را دارد؛ و مراد همان پنج درخت سمره است) را پاک کردند، پس از آن فرمود: مثل که من دعوت شدم، و اجابت کردم (فرشته مرگ مرا خوانده است) من در بین شما دو چیز ثقل و سنگین به جا می گذارم، یکی بزرگ تر از دیگری است، و آن ها کتاب الله و عترت من است، پس ببینید که چه قسم جانشین من می سازید آن دو تا را، هر دوی شان از هم متفرق نمی شوند تا بر حوض کوثر بر من وارد شوند، بعد فرمود: خداوند مولای من است و من مولای هر مومن استم، بعد دست علی (ع) را گرفت و فرمود: کسی را که من ولی او بودم این ولی او است خدایا کسی را که علی (ع) را دوست بدارد دوست بدار و دشمن بدار کسی را که علی را دشمن دارد....


4 – 2) ...خرج من المدینه و الحجة الوداع فصار الی موضع باالقرب الی الجحفة، یقال له غدیر خم لثمانی عشر لیلة خلت من ذی الحجة و قام خطیبا و اخذ بید علی ابن ابی طالب رضی الله عنه فقال: الست اولی باالمومنین من انفسهم؟ قالوا بلی یارسول الله، قال: فمن کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه؛ ثم قال: ایها الناس انّی فرطکم و انتم واردون علی الحوض، و انی سائلکم، حین تردون علیّ، عن الثقلین فانظرونی کیف تخلّفونی فیهما، و قالوا ما الثقلان؟ یارسول الله، قال ثقل الاکبرکتاب الله، سبب طرفه بیدالله و طرف بایدیکم فاستمسکوا فیه و لا تضلوا و لا تبدلوا، و عترتی و اهل بیتی.
رسول خدا (ص) بعد از مراسم حجة الوداع از مدینه خارج شد در موضعی بنام جحفه ر سید که بنام غدیرخم یاد می شد که در آن وقت هجده شب از ماه ذی الحجه گذشته بود، رسول خدا (ص) ایستاد شد و خطبه خواند، دست علی ابن ابی طالب را گرفت فرمود: آی مردم من نسبت به مومنین از خودشان اولی نیستم؟ همه گفتند بلی یا رسول الله، فرمود کسی را که من مولای او بودم بعد از من علی (ع) مولای اوست، خدایا دوست بدار کسی را که علی را دوست دارد و دشمن بدار کسی را که علی را دشمن می دارد، بعد فرمود ای مردم من از بین شما رفتنی هستم شما بر حوض کوثر بر من وارد می شوید هنگام ورود شما بر من از شما سوال خواهم کرد که چه گونه جانشین می سازید بعد از من این دو ثقل را؟ گفتند ثقلان کدام ها اند؟ فرمود ثقل اکبرکتاب الله است تمسک بجویید گمراه نشوید، دیگر آن عترت و اهل بیت (ع) است.


4 – 3) عن يزيد بن حيان قال: انطلقت انا و حصين بن سبرة و عمر بن مسلم الى زيد بن ارقم فلما جلسنا اليه قال له حصين لقد لقيت يا زيد خيرا كثيرا رايت رسول الله صلى الله عليه و سلم و سمعت حديثه و غزوت معه و صليت خلفه لقد لقيت يا زيد خيرا كثيرا حدثنا يا زيد ما سمعت من رسول الله صلى الله عليه و سلم قال يا ابن اخي والله لقد كبرت سني و قدم عهدي و نسيت بعض الذي كنت اعي من رسول الله صلى الله عليه و سلم فما حدثتكم فاقبلوا و ما لا فلا تكلفونيه ثم قال قام رسول الله صلى الله عليه و سلم يوما فينا خطيبا بماء يدعى «خمّا» بين مكة و المدينة فحمد الله و اثنى عليه و وعظ و ذكر ثم قال اما بعد الا ايها الناس فانما انا بشر يوشك ان ياتي رسول ربي فاجيب و انا تارك فيكم ثقلين اولهما كتاب الله فيه الهدى و النور فخذوا بكتاب الله و استمسكوا به فحث على كتاب الله و رغب فيه ثم قال و اهل بيتي اذكركم الله في اهل بيتي اذكركم الله في اهل بيتي اذكركم الله في اهل بيتي... .
یزید ابن حیان روایت کرده که من، حصین بن سبره و عمر بن مسلم به طرف زید ابن ارقم وقت نشستیم حصین به زیدگفت که تو نیکویی های زیادی را نصیب شدی، رسول خدا (ص) را دیدی، احادیث او را شنیدی، با او در غزوات (جنگ ها) شرکت کردی، پشت سرش نماز خواندی، و تو خیر زیادی را نصیب شدی، آن چه را که از رسول خدا شنیدی برای ما حدیث کن، زید گفت این پسر برادر من قسم بخدا سن من زیاد شده زمانم گذشته و بعض چیز ها را فراموش کردم من آن چه را که حدیث (روایت) کردم حفظ می کردم قبول کنید آن چه که روایت کردم آن چه را که روایت نکردم تکلیف نکنید، بعد گفت که رسول خدا بما در جایی که بنام «خم» (غدیرخم) گفته می شد در بین مکه و مدینه خطبه خواند و ثنا و حمد الهی را به جا آورد، موعظه و تذکر داد و بعد فرمود آی مردم من هم بشر مثل شما هستم شاید فرشته خدا بیاید و من هم اجابت کنم (از دنیا بروم) و من نزد شما دو چیز گران بها و سنگین می گذارم، اول آن کتاب خدا که در آن نور و هدایت است پس به کتاب خدا تمسک بجویید، بعد از تشویق و ترغیب به کتاب خدا فرمود: اهل بیت من، سه بار فرمود که شما را در باره اهل بیتم یادآوری می دهم...
حدیث فوق در صحیح مسلم نقل شده است و کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری از صحیح ترین کتاب بعد از قرآن به شمار می رود که در یکی از کتب حدیث شناسی شان چنین آمده است: « اتفق العلماء على ان اصح الكتب بعد القرآن العزيز الصحيحان البخاري و مسلم و تلقتهما الامة بالقبول ...» علما [اهل سنت] اجماع دارند براین که صحیح ترین کتاب ها بعد از قرآن، صحیحین بخاری و مسلم است که امت آن را مورد پذیرش قرار داده اند...
نتیجه
از این همه احادیث که در مورد واقعه غدیرخم آمده، دیگر حرفی برای انکار آن نه می گذارد، از میان این همه احادیث که در کتب فریقین در باره ای غدیرخم نقل شده، نشان می دهد که احادیث غدیرخم يكى از قطعى ترين روايات متواتر است و اگر كسى در تواتر اين روايت شك وترديد كند بايد گفت كه او هيچ روايت متواترى را نمى تواند بپذيرد. احادیث غدیر، از صحابه و روایان مختلف، از طرق گوناگون در کتب حدیثی اهل سنت نقل شده است و از مطالعه کلی احادیث مربوط به غدیر، به این نتیجه میرسیم که حادثه ی غدیر، فراموش نشدنی است؛ با این که در هر مقطع تاریخی تلاش های زیادی صورت گرفته که احادیث واقعه غدیر را تاویل یا انکار کنند، ولی این تلاش ها نتیجه ی نداده است زیرا شهرت و آوازه ی غدیر فراتر و والاتر از آن است که به دست فراموشی سپرده شود.

منابع
1. ابن ابی کثیر، اسماعیل بن جعفر، احادیث اسماعیل بن جعفر، ریاض - سعودی، مکتبه رشد، طبع اول، 1418 ق.
2. ابن حبان، محمد، ابن احمد صحیح ابن حبان، بیروت: دارالرسالة، 1414 قمری.
3. ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر، جامع المسانید و السنن، بیروت - لبنان، دار خضر، طبع دوم، 1419 ق.
4. ابن كثير، اسماعیل بن عمر البدایه و النهایه، بیروت: دارالفکر، 1407 قمری.
5. ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب امیر المومنین علی بن ابیطالب، یمن - صنعا دارالآثار، طبع اول 1424 ق.
6. احمد بن حنبل، ابوعبدالله مسند الامام احمدابن حنبل، بیروت: موسسه الرساله، 1420 ق.
7. حاکم نیسابوری، ابوعبدالله محمد، المستدرک علی الصحیحین، بیروت - لبنان، دارالکتب العلمیه، طبع اول، 1411 ق.
8. ذهبي، شمس الدین محمد تاریخ الاسلام و وفيات المشاهير الاعلام، بیروت: دارالکتب العربی، 1407 قمری-1987م.
9. ذهبي، شمس الدين ابوعبد الله رسالة طرق حديث من كنت مولاه، ب ن، ب ج، 1411 قمری
10. زرکلی، خیر الدین بن محمود، الاعلام، بیروت - لبنان، دار العلم للملایین، طبع پنجم 2002 م.
11. طبراني، سليمان ابن احمد المعجم الکبیر، موصل – عراق، مکتبة العلوم و الحکم، 1404 قمری.
12. طحاوي، ابوجعفر، احمد بن محمد شرح مشکل الاثار، تحقیق: شعیب ارنووط، بیروت: الرساله، 1408 ق – 1987میلادی
13. عبدالله شافعی، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، بیروت - لبنان، دارالفکر 1995 م.
14. قشيري النيسابوري، مسلم بن الحجاج صحیح مسلم، بیروت – لبنان، داراحیاء التراث العربی، 1430 قمری.
15. متقي الهندي، علی ابن حسام الدین کنزالعمال فی سنن والاقوال ج13، ص120، بیروت: الرساله، 1989م.
16. ملطي، یوسف بن موسی المعتصر من المختصر من مشكل الآثار بیروت:عالم الکتب، 1990 م.
17. نسائي، احمد ابن شعيب السنن النسایی الکبری، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1411 قمری.
18. نووی، ابوذکریا یحیی، شرح النووی علی صحیح مسلم، بیروت - لبنان، داراحیاء التراث العربی، طبع سوم، 1393 ق.
19. هیثمی، نور الدین سلیمان، غایه المقصد، فی زوائد المسند، بیروت - لبنان، دارالکتب العلمیه، طبع اول، 1421 ق.
20. هيثمي، نور الدين علي بن ابي بكر مجمع الزواید، بیروت: دارالفکر، 1412 قمری.
21. یعقوبی البغدادی، احمدابن اسحاق تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر، 1379 قمری.

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « پژوهشکده بین المللی امام رضا علیه السلام» بلامانع است .

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در چهارشنبه, 07 شهریور 1397 08:37
  • اندازه قلم