اسلام سیاسی: مفهوم و ویژگی‌ها

مسلمانان تا پیش از دوران استعمار و رویارویی با غرب هرگز چنین باوری را برنمی‌تافتند که اسلام یک‌چیز است و سیاست چیزی دیگر. ازاین‌رو، در حیات مسلمانی ذات دیانت اسلامی با سرشتِ سیاست آکنده و درهم‌تنیده بود و هرگز شائبه‌ی جدایی این دو به ذهن نمی‌رسید.

 

  اسلام سیاسی: مفهوم و ویژگی‌ها

سید یحیی موسوی

  

مقدمه

 

اسلام سیاسی گرچه از حیث نظری و مفهومی، اصطلاحی نو است که از دلِ تحلیل‌های شرق شناسان و اسلام شناسان غربی پدید آمده است. از حیث محتوا، اما پیشینه‌ی عملی و تاریخی آن به دوران صدر اسلام بازمی‌گردد. اگر از منظری اسلامی به قضیه نگاه کنیم، مسلمانان تا پیش از دوران استعمار و رویارویی با غرب، و پیش از تحلیل کسانی مانند ارنست رنان  هرگز چنین باوری را برنمی‌تافتند که اسلام یک‌چیز است و سیاست چیزی دیگر. ازاین‌رو، در حیات مسلمانی ذات دیانت اسلامی با سرشتِ سیاست آکنده و درهم‌تنیده بود و هرگز شائبه‌ی جدایی این دو به ذهن نمی‌رسید. بااین‌وجود، اما براثر تحلیل‌ها و تحمیل‌های شرق شناسان و اسلام شناسان غربی، این تلقی به وجود آمد که اسلام در آغاز ظهور خود از هرگونه وجه سیاسی مبری بود و تنها در دنیای مدرن و دقیقاً پس از مواجهه با نوگرایی، برخی از اندیشمندان مسلمان، اسلام را وارد  کارزار سیاست کردند.

الف) مفهوم اسلام سیاسی

اسلام سیاسی به گفتمانی اطلاق می‌شود که بر این باور است اسلام در سرشت خود دارای نظریه و تزی آشکار و مشخص در باب سیاست است. از این منظر، اندیشمندان مسلمان اسلام سیاسی را بدیلی مناسب و پاسخی قطعی برای ناکامیِ ایدئولوژی‌هایی مانند کمونیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم، ناسیونالیسم و سرمایه‌داری تلقی می‌کنند. اسلام سیاسی در دنیای معاصر نمونه‌ی آشکار و درعین‌حال بی پیشینه از خودآگاهی اسلامی است که می‌توان از آن به‌مثابه‌ی نوزایش سیاسی تعبیر کرد. گفتمان اسلام سیاسی از یکسو در پاسخ به استبداد داخلی و از سویی دیگر در واکنش به استعمار سیاسی، فکری و فرهنگی غرب و در مواجهه‌ی جوامع اسلامی با نوگرایی و به‌ویژه سکولاریسم، پدید آمد.  

ب) ویژگی‌های اسلام سیاسی 

  1. دگرگونی در مفاهیم: اسلام سیاسی همواره تلاش می‌کند تا مفاهیم مذهبی را به مفاهیم سیاسی و مفاهیم سیاسی را به مفاهیم مذهبی تبدیل کند. به دیگر سخن، اسلام سیاسی در پی آن است تا میان مفاهیم صرفاً سیاسی و مفاهیم صرفاً مذهبی پیوند و ارتباط ایجاد نموده و آنها را به یکدیگر گره بزند و از دلِ آن نظریه‌ای در باب سیاست اسلامی تدوین کند. برای نمونه؛ مفاهیمی مانند شورا، جهاد و شهادت، مفاهیمی هستند که هرچند از منظر شرق شناسان بار معنایی صرفاً دینی و اخلاقی دارند. اسلام‌گرایان، اما تلاش می‌کنند تا دامنه‌ی این مفاهیم را به سپهر سیاست گسترش داده و از دل آنها مفاهیمی سیاسی ابداع کنند.
  2. ذات‌گرایی سیاسی: این اصطلاح ازنظر جستار حاضر دست‌کم دو معنی می‌تواند داشته باشد: یکی اینکه همه‌ی ذات اسلام صرفاً سیاست است؛ و دیگر اینکه سرشتِ سیاست در ذات اسلام وجود دارد. بدون شک، معنی نخست تفسیری آشکارا خطا و نادرست است و به دلایل بی‌شماری، که جای طرح آن در این کوتاهه جستار نیست، نمی‌توان آن را پذیرفت و معنی دوم ذات‌گرایی سیاسی مورد نظر ماست.

با توجه به معنی دوم، اسلام سیاسی گفتمانی است که هویت و ذاتِ اسلامی را در کانون عمل سیاسی خود قرار می‌دهد. سرنوشت سیاسی به‌گونه‌ای در کانون توجه اسلام سیاسی است و این گفتمان همواره پیرامون آینده‌ی سیاسی هویت جمعی مسلمانان به تفکر می‌پردازد و شدیداً تأکید می‌کند که آینده‌ی سیاسی مسلمانان در ذاتِ اسلام وجود دارد، نه در ایدئولوژی‌های دیگری مانند لیبرالیسم و سوسیالیسم. ذات‌گرایی سیاسی یک ذهنیت و باور اساسی است که اسلام سیاسی با توسل به آن، دست به تلاشی تمام‌عیار برای بازسازی نظام اندیشه‌ی سیاسی بر اساس و مطابق اصول اسلامی می‌زند. همان‌گونه که غربی‌ها در هنگامه‌ی سخن گفتن و بحث از آرمانهای سیاسی، همواره به شکلی طبیعی هرگونه مسئله و یا بحران سیاسی را به اصول انقلاب فرانسه، انقلاب آمریکا و نخستین قانون اساسی خود ارجاع می‌دهند، اسلام سیاسی نیز در مواجهه با بحران نظم سیاسی و اجتماعی هرگونه پاسخ را به ذاتِ اسلام (قرآن و سنت) حواله می‌دهد.  

  1. ارائه‌ی طرح سیاسی بدیل: اسلام سیاسی دقیقاً طرحی سیاسی برای بازسازی نظم سیاسی و اجتماعی اسلامی ارائه می‌دهد. در این طرح هم ظرفیت بازسازی از راه انقلاب وجود دارد و هم ظرفیت بازسازی سامان سیاسی اسلامی از راه حرکت‌های نرم اجتماعی در آن به چشم می‌خورد. ظرفیت بازسازی انقلابی با هدفِ تصرف قدرت دولتی و براندازی دستگاه حاکمیتِ فاسد به مرحله‌ی اجرا درمی‌آید که در رأس این حرکت انقلابی رهبری کاریزماتیک قرار دارد. انقلاب اسلامی ایران نمونه‌ای معاصر از طرحِ انقلابی اسلام سیاسی است. حرکت اسلامی مودودی در شبه‌قاره‌ی هند را می‌توان به‌عنوان یکی از نمونه‌های بازسازی غیرانقلابی نام برد. در این حرکت آنچه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد کاربست استراتژی «اصلاح فکری- اخلاقی» جامعه، از طریق سازوکارهای گوناگون مانند تبلیغ و تبیین اصول اسلامی و یا مشارکت مدنی برای به دست‌گیری قدرت دولتی، است.
  2. بازسازی ایدئولوژیک در سطح جهانی: اسلام سیاسی همان‌گونه که طرحی برای مبارزه با خودکامگی و استبداد داخلی ارائه می‌دهد، موضعی شدیداً مبارزه‌جویانه علیه استعمار و استکبار خارجی (غرب) نیز به شمار می‌رود. ازاین‌رو، گفتمان اسلام سیاسی همواره در مواجهه با مداخلات و تعدی‌های غرب نسبت به جهان اسلام از خود واکنش نشان داده و در نتیجه موجی از مقاومت‌های دینی- مردمی، ملی و مذهبی و یا دولتی را در برابر توسعه‌طلبی‌های غرب به راه انداخته است. بدون تردید، موضعِ اسلام سیاسی به‌طورکلی در برابر هژمونیِ غرب سرشتی ایدئولوژیک دارد که همواره از سوی اسلام‌گرایان به قرآن و سنت ارجاع داده می‌شود. به‌این‌ترتیب، گفتمان اسلام سیاسی ابزاری در برابر سلطه و توسعه‌طلبی غرب ایجاد می‌کند که با ارجاع به اصول دیانت اسلامی، به توانِ پدید آوردنِ انسجام ایدئولوژیک در میان کشورهای اسلامی دست می‌یابد.

منابع:

  1. السید، رضوان (1383)، اسلام سیاسی معاصر در کشاکش هویت و تجدد، ترجمه مجید مرادی، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.
  2. جرجیس، فواز ای (1382)، آمریکا و اسلام سیاسی، ترجمه محمد کمال سروریان، تهران: پژوهشکده ی مطالعات راهبردی.
  3. سعید، بابی (1379)، هراس بنیادین: اروپا مداری و ظهور اسلام‌گرایی، ترجمه غلامرضا جمشیدیها و موسی عنبری، تهران: دانشگاه تهران.
  4. روآ، الیویه (1378)، تجربه اسلام سیاسی، ترجمه حسین مطیعی امین و محسن مدیر شانه چی، تهران: انتشارات بین المللی الهدی.
  5. عشماوی، محمد سعید (1382)، اسلام گرایی یا اسلام؟ ترجمه امیر رضایی، تهران: قصیده سرا.

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 23 مهر 1397 09:03
  • اندازه قلم