چرا برخی انسان‌ها از دین خشمگین می‌شوند؟

در مباحث مرتبط با «دین» و «جامعه» واژه‌هایی چون «فرهنگ»، «تمدن» و «تبلیغ» فراوان مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ اما در بسیاری موارد مقصود گوینده یا نویسنده از این واژه‌ها چندان مشخص نیست. در بررسی مقوله خشم به آموزه‌های دین نیز باید به این تفاوت عنایتی ویژه داشت. استقصاء همه عوامل تأثیرگذار در خشم از دین تحقیق و درنگی طولانی می‌طلبد اما با نظر ابتدایی می‌توان آن‌ها را تحت این عناوین معرفی نمود:

 

چرا برخی انسان‌ها از دین خشمگین می‌شوند؟

 

حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد مروارید

 

در مباحث مرتبط با «دین» و «جامعه» واژه‌هایی چون «فرهنگ»، «تمدن» و «تبلیغ» فراوان مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ اما در بسیاری موارد مقصود گوینده یا نویسنده از این واژه‌ها چندان مشخص نیست. عدم تبیین واژهایی که دارای چندمعنا ـ در چند سطح مختلف ـ هستند، در مباحثی که حتی گاه مبنای تصمیم‌گیری‌های کلان نیز قرار می‌گیرند، بسیار آسیب‌زاست. واژه «دین‌داری» نمونه‌ای روشن در این باب است. تا مقصود از «دین‌داری» و «میزان دین‌داری» را مشخص نسازیم و در پرتو آن معنای اقبال و رویگردانی از دین را روشن نکنیم، نخواهیم توانست تحت عنوان «عوامل اقبال و ادبار به دین» سخنی قابل درنگ و راهگشا در این باره عرضه کنیم.

میزان دین‌داری یک انسان گاه به مقدار باور وی به آموزه‌های دین اطلاق می‌شود. گاه به پایبندی عملی او به قوانین شرعی. مقدار باور به آموزه‌های دینی نیز ازنظر عمق و گستره متفاوت است. به این معنا که ممکن است برخی از انسان‌ها در مقایسه با برخی دیگر، نسبت به تعداد آموزه‌های کمتری اعتقاد داشته باشند هرچند باور آنان به همان تعداد، دارای شدت و عمق زیادی باشد. این دسته افراد در مقایسه با دیگر افراد به بخش کوچکی از آموزه‌ها باوری عمیق و به بخشی وسیع تردید یا حتی انکار دارند (:تفاوت در گستره) و ممکن است برخی به همه آنچه آموزه‌های دینی خوانده می‌شود اعتقاد دارند اما این باور نسبت به افراد دیگر دارای عمقی کمتر باشد. (:تفاوت در عمق)

در بررسی مقوله خشم به آموزه‌های دین نیز باید به این تفاوت عنایتی ویژه داشت. پیامد خشم به دین گاهی ابراز تردید یا انکار برخی آموزه‌هاست؛ و گاه عدم پایبندی به قوانین شرعی با درجات مختلف. این پدیده منحصر به زمان و مکانی ویژه نیست؛ و در همه اعصار و در همه نقاط مختلف دنیا وجود داشته است. گرچه در برخی موارد ممکن است جلوه روشن‌تری پیدا کند. استقصاء همه عوامل تأثیرگذار در خشم از دین تحقیق و درنگی طولانی می‌طلبد اما با نظر ابتدایی می‌توان آن‌ها را تحت این عناوین معرفی نمود:

 

1. ایجاد محدودیت از سوی دین

انسان به‌مقتضای خلقت خود تمایل به آن دارد که پیش روی او باز باشد و هر عملی که دوست دارد، انجام دهد؛ اما التزام به هر آیینی در پی دارنده رعایت یک سری قوانین و تحمل برخی محدودیت‌هاست. طبیعتی است انسان‌هایی که هیچ محدودیتی را برنمی‌تابند، از الزامات شرعی خشمگین باشند. البته این ناخرسندی در جلوه‌های گوناگونی رخ می‌نماید. از آن جمله است اظهار این جمله غضب‌آلود که: «الزامات شرعی از منبع الهی سرچشمه نگرفته است و ره‌آورد اعمال نظرات شخصی متولیان امور دینی است»!

 

2. نامعقول یافتن برخی مطالب منقول در منابع دینی

یکی از وظایف مهم آنان که دستی در تبلیغ دین‌دارند این است که در انتخاب مطالبی که منتسب به دین است، دقتی فراوان به خرج دهند. انتشار احادیثی که محتوای آن با یافته‌های بشری ناسازگار است اتفاقی نادر نیست. به دنبال این انتخاب نادرست احادیث دارای ویژگی پیش‌گفته مستمسک کسانی قرار می‌گیرد که اصرار بر بی‌پایه بودن همه اعتقادات دینی دارند.

 

3. عملکرد نادرست نخستین کسانی که برای نخستین بار آموزه‌های دینی را به انسان انتقال داده‌اند

مراقبان نخستین تأثیری سرنوشت‌ساز در همه شوؤن زندگی یک فرد دارند. به باور برخی اندیشمندان اولین دریافت‌های کودک از محیط خود به‌منزله نوشته شدن داستانی یک‌خطی است که تا آخر عمر او تکرار می‌شود. عملکرد ناصواب مراقبان نخستین گاه کودک را به ورطه نگون‌بختی تا آخر عمر می‌کشاند؛ و در نقطه مقابل رفتار مدبرانه آنان نخستین آینده‌ای روشن را برای کودک رقم می‌زند. در این وضعیت اگر این افراد آگاهانه یا ناآگاهانه آتش خشم در کودک را نسبت به خودشان شعله‌ور سازند، کودک در آینده‌ای نزدیک یا دور، از تعالیم دینی که به او انتقال داده‌اند نیز خشمگین خواهد شد.

 

4. خشم از کسانی که نماد یا تبلیغ‌کننده باور دینی هستند

انسان‌ها در تعامل و زندگی در کنار یکدیگر احساسات گوناگونی را تجربه می‌کنند. تاریخچه روانی هر فرد مجموعه‌ای از این تجربه‌هاست و این مقتضای زندگی اجتماعی است که انسان‌ها در موقعیت‌های گوناگون از یکدیگر رنجیده‌خاطر شوند و حتی ممکن است از این رهگذر زخم‌هایی عمیق را در روان خویش احساس کنند. اگر این افراد که باعث رنجش انسان شده‌اند عنوان «مذهبی» «متدین» «متشرع» «روحانی» و...را یدک کشند، خشم از این افراد به آموزه‌های دینی آنان نیز سرایت می‌کند. هرچند بخش خودآگاه عقل می‌تواند کارهای شخصی یک فرد را از باورهای دینی او جدا کند؛ اما هیجانات انسان همیشه ـ و بلکه شاید در بیشتر موارد ـ تابع درک آگاهانه انسان نیست.

 

5. سوءاستفاده برخی افراد از آموزه‌های دینی در راه منافع مادی

در تمامی مجموعه‌های انسانی، همواره هستند کسانی که در راه رسیدن به اهداف مادی خود بی‌اعتنا به موازین اخلاقی و انسانی از تمامی ابزارها استفاده می‌کنند. این عده گاه برای پیشبرد مطامع خود از عناوین مقدس دینی هم سوءاستفاده می‌کنند. چنین عملکردی از سوی آنان جدا از آسیب‌های جدی که در شئون گوناگون ساکنان آن جامعه می‌گذارد، می‌تواند زمینه‌ساز خشم و رویگردانی ساکنان آن جامعه از همان مفاهیم و ارزش‌های دینی که این افراد از آن دم می‌زنند، شود.

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در پنج شنبه, 12 بهمن 1396 11:06
  • اندازه قلم