تکامل تئیستی در دیدگاه مسیحی

انواع مختلفی از دیدگاه های تکاملی وجود دارد که می توان گفت برای خداوند نقشی قائل می شوند. در واقع، درباره اینکه خداوند چگونه با تکامل ارتباط پیدا می کند، برداشت های مختلفی وجود دارد.

تکامل تئیستی در دیدگاه مسیحی[1]

نوشته نورمن ال. گیسلر

ترجمه روح الله موحدی

تعریف. اگر به صورت کلی صحبت کنیم، نظریه تکامل تئیستی (خداباورانه دینی) باور به این است که خداوند از تکامل به مثابه ابزاری برای به وجود آوردن اشکال گوناگون زندگی فیزیکی بر روی کره خاکی، از جمله برای به وجود آوردن زندگی انسانی، بهره برده است. با وجود این، انواع مختلفی از دیدگاه های تکاملی وجود دارد که می توان گفت برای خداوند نقشی قائل می شوند. در واقع، درباره اینکه خداوند چگونه با تکامل ارتباط پیدا می کند، برداشت های مختلفی وجود دارد.

انواع دیدگاه های تکاملی که برای خداوند نقشی قائل می شوند.

همه انواع دیدگاه های تکاملی که برای خداوند نقشی قائل می شوند، به لحاظ فنی جزو انواع تکامل خداباورانه نیست، زیرا در بسیاری از آن ها برداشتی خداباورانه از خداوند وجود ندارد. ما نوع شناسی زیر را هرچند جامع نیست، پیشنهاد می دهیم.

تکامل تئیستی

 تکامل «تئیستی» یعنی باور به اینکه خدای دین باوران از فرایندی تکاملی که مخلوق وی است، برای ایجاد همه گونه های زیستی بهره برده است. افزون بر این معنا، قید «تئیستی» این می دهد که خداوند پس از اینکه جهان را از عدم خلق کرد، حداقل یک معجزه انجام داده است. چه اگر اینگونه نباشد، آنگاه تفاوتی بین تئیسم و دئیسم درباره سرچشمه موجودات وجود نخواهد داشت. البته تکامل گرایان تئیست (که منکر بیش از دو عمل خلقت خارق العاده نیستند) همچنان می توانند به دیگر معجزاتی که در انجیل درباره پس از خلقت آمده است، همچون تولد از باکره یا زنده شدن مسیح، ایمان بیاورند.

تکامل تئیستی حداقلی

قائلان به تکامل تئیستی حداقلی معتقدند که خداوند دو خلقت خارق العاده انجام داده است: (۱) خلقت ماده از عدم، و (۲) خلقت حیات نخستین. پس از خلقت حیات نخستین، همه موجودات زنده دیگر، از جمله انسان ها، از طریق فرآیندهای طبیعی که خداوند از آغاز مقدر کرده است، به وجود می آیند.

تکامل تئیستی حداکثری

قائلان به تکامل تئیستی حداکثری معتقدند که خداوند دستکم سه خلقت خارق العاده انجام داده است: ماده، حیات نخستین و روح انسان. پس از خلقت اولیه ماده و حیات نخستین، همه اندامواره های حیوانی، از جمله بدن انسان، بر اساس قوانین طبیعی که خداوند از ابتدا وضع کرده است، تکامل می یابند. این دیدگاه مربوط به کاتولیک رومی سنتی است، دستکم در قرن اخیر.

دیدگاهی که به بیش از سه نوع خلقت خارق العاده باور دارد، شاید بهتر باشد نوعی حداقلی از خلقت گرایی محسوب شود، زیرا معتقد است که خداوند چهار بار به صورت خارق العاده در امر خلقت مداخله کرده است (البته این نوع مرزبندی قراردادی است). اکثر دانشمندانی که به این تعداد مداخله خارق العاده خداوند معتقدند، بر این باورند که خداوند بسی بیشتر از این تعداد، به صورت خارق العاده در امر خلقت مداخله کرده است. این گروه اغلب خود را خلقت گرایان پیشتاز می نامند. برنارد رام و هیو راس (آثار انگشت خداوند) در این دسته جای می گیرند.

تکامل دئیستی (خداباوری عقلی)

دئیسم پس از اعتقاد به خلقت اولیه جهان مادی از عدم، به هیچ عمل خارق العاده یا معجزه دیگری باور ندارد. تا آنجا که پای فرایند تکاملی و ایجاد گونه های زیستی از جمله انسان ها در میان است، هیچ تفاوت واقعی بین تکامل دئیستی و تکامل طبیعت گرایانه که شامل خداناباوری و لاادری گری می شود، وجود ندارد.

تکامل پانتئیستی (همه خداباورانه)

 نوعی دیگر از تکامل که در آن باور به خدا وجود دارد، تکامل پانتئیستی نامیده می شود. همه خداباوری بر خلاف تئیسم و دئیسم معتقد است که خدا همه چیز است و همه چیز خداست. خداوند جهان یا طبیعت است. بندیکت اسپینوزا و آلبرت انیشتاین به چنین دیدگاهی معتقد بودند. آتئیست سابق سِر فِرِد هویل نیز در کتابش به نام تکامل از فضا (۱۹۸۱) چنین دیدگاهی اتخاذ کرد. بر اساس این دیدگاه، خداوند ابتدا حیات نخستین را آفرید و سپس همانطور که فواصل عظیم بین لایه های فسیل نشان می دهد، در زمان های مختلفی پس از خلقت حیات نخستین، بسیاری از گونه های اساسی حیات را آفرید. با وجود این، خداوند که آگاهانه در شکل گیری این انواع مختلف حیات مداخله کرده است، این کار را نه از بیرون جهان که از درون آن انجام داده است. زیرا خداوند ذهن جهان است. خداوند همان طبیعت است.

تکامل پانِنتئیستی (همه در خدا باورانه)

 بر خلاف پانتئیسم که معتقد است خداوند همه چیز است، پانِنتئیسم معتقد است که خداوند در همه چیز است. مشخصه پانِنتئیسم این است که باور دارد خداوند نیروی حیاتی است که در درون جهان و در درون نیروهای تکاملی وجود دارد. هِنری برگسون در سال ۱۹۰۷، این دیدگاه را در کتابش به نام تکامل خلاقانه بیان کرد. همچنین به نظر می رسد که تکامل باور کاتولیک رومی، تیارد دشاردین نیز به چنین دیدگاهی معتقد بود. بر اساس این دیدگاه، تکامل فرایند ممتدی است که در اثر نیروی الاهی که در همه جای آن حضور دارد، به سمت جلو حرکت و حتی گاه جهش می کند. 

ارزیابی

از آنجا که جوهره این دیدگاه ها تحت عناوین دئیسم، پانتئیسم، پانِنتئیسم مورد نقد قرار می گیرد، ذکر آن انتقادات در اینجا لزومی ندارد. آنچه باقی می ماند تنها ذکر این نکته است که این نوع دیدگاه های تکاملی درباره اندامواره های زیستی پیشفرض های خداناباوری و لاادری گری را مبنی بر مخالفت با خارق العاده دانستن امور، مسلم می گیرد. در این میان، تنها تئیسم است که واقعاً به اعمال خارق العاده خداوند باور دارد، خداوندی که فراتر از جهان است و گاه در امور آن مداخله [مستقیم] می کند. بسیاری از همان دلایلی که علیه تکامل طبیعت گرایانه و مادی انگارانه استفاده می شود، درباره این انواع تکامل که برای خداوند هم نقشی قائل می شوند، قابل اعمال است. زیرا اینکه فرآیندهای طبیعی را خدایی که تئیست ها بدان معتقدند خلق کند یا نه، تفاوتی در اصل ماجرا ایجاد نمی کند. شواهد نشان می دهند که قوانین طبیعی ناآگاه نمی توانند حیات یا گونه های جدید حیاتی را به عرصه وجود آورند، چه رسد به اینکه بخواهند انسان را به وجود بیاورند.

 

 

[1]. این نوشتار ترجمه ای است از:

Norman L. Geisler, " Theistic Evolution " in Baker Encyclopedia of Christian Apologetics (Grand Rapids, Mich.:Baker Books, 1999).

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

 
 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 23 مهر 1397 09:28
  • اندازه قلم