Support
موانع و چالش‌های شکل‌گیری هویت مطلوب دینی - موانع بیرونی

موانع و چالش‌های شکل‌گیری هویت مطلوب دینی - موانع بیرونی

هویت دینی در عصر کنونی با وجود سرعت و نیز تراکم بالای ارتباط تکنولوژیکی و پیوند خوردن هویت با ثروت و قدرت؛ با چالش‌های عمده‌ای روبرو گردیده است. چالش‌هایی که هم موانعی جدی در ساخت هویت دینی به شمار می‌روند و هم عوامل انحراف هویت دینی افراد و گروه‌ها می‌توانند تلقی گردند. ما این چالش‌ها را به خارجی و داخلی تقسیم نمودیم تا بتوانیم تصور نسبتاً روشن و متمایزی از آنها ارائه نماییم. 

 

 

موانع و چالش‌های شکل‌گیری هویت مطلوب دینی - موانع بیرونی 

 

رضا اکبری- پژوهشگر گفتگوی ادیان

هویت دینی در عصر کنونی با وجود سرعت و نیز تراکم بالای ارتباط تکنولوژیکی و پیوند خوردن هویت با ثروت و قدرت؛ با چالش‌های عمده‌ای روبرو گردیده است. چالش‌هایی که هم موانعی جدی در ساخت هویت دینی به شمار می‌روند و هم عوامل انحراف هویت دینی افراد و گروه‌ها می‌توانند تلقی گردند. ما این چالش‌ها را به خارجی و داخلی تقسیم نمودیم تا بتوانیم تصور نسبتاً روشن و متمایزی از آنها ارائه نماییم. 

چالش‌های خارجی: آن دسته از چالش‌ها، موانع و عوامل انحرافی که عمدتاً از سوی امپریالیسم و به‌منظور دستیابی و حفظ هژمونی برتر ایجاد و حمایت می‌گردند.

چالش‌های داخلی: دسته‌ای از چالش‌ها، موانع و عوامل انحرافی که متأثر از ساختارها، روابط و ویژگی­های جامعه‌ی دینی عصر حاضر می‌باشد.

لازم به ذکر است که دسته‌بندی یاد شده به حیث نمونه‌های آرمانی به کار می­آید وگرنه جامع‌ و مانع نبوده و با همدیگر ارتباط و تعامل دارند.

 

تهاجم فرهنگي

یکی از عمده موانع یا عوامل انحراف هویت دینی از مجرای اصلی خود تهاجم یا غلبه‌ی فرهنگی غرب است؛ زیرا با نشانه گرفتن فرهنگ دینی به‌عنوان منبع هویت و خالی کردن هویت دینی از ارزش‌ها، باورها و هنجارها، فرد را دچار گم‌گشتگی هویتی می‌سازد یا با اشاعه‌ی عناصر هویتی غرب باعث انحراف جامعه از هویت خودی می‌گردد.

روح‌الامینی معتقد است که «امروزه با توجه به رشد فكري و آگاهي عمومي ملّت‏هاي جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشكركشي‏‌هاي نظامي، به‌آسانی امكان‏‌پذير نيست و در صورت اجرا هزينه‏‌هاي زيادي را بر مهاجمان تحميل مي‏كند؛ به همين سبب، بيش از يك قرن است كه استعمارگران روش نفوذ در كشورها را تغيير داده‏‌اند. اين كشورها معمولاً اجراي مقاصد خود را با عناوين تبليغ مذهبي، رواج تكنولوژي، ترويج زبان، انجمن‏‌هاي خيريه، ترويج بهداشت، سوادآموزي و با ‌عبارات ديگر، به نام سياست‏‌هاي فرهنگي و فرهنگ پذیری انجام مي‏‌دهند. هرچند نمي‏توان اين عناوين را کاملاً ازنظر نوع‌‏دوستي و انسانيت مورد ترديد قرار داد، ولي تاريخچه‏‌ي اين نوع روابط و خدمات نشان داده است كه اين برنامه‏ريزي‏هاي دقيق و کارشناسي شده، در جهت رشد و بالندگي فرهنگ اين كشورها نبوده بلكه زمينه‏‌ي اسارت كامل فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سیاسی آنان را به‌تدريج فراهم ساخته است»[1].

استعمارگران، به این نتيجه رسيده‏اند كه بهترين راه نفوذ در ساير كشورها، نفوذ در فرهنگ آنان و استحاله‏ي دروني آن است. دانشمندان غربي نيز به اين واقعيت اذعان دارند. اتوكلاين برگ، يكي از روان‏شناسان اجتماعي غربي، در اين زمينه مي‏نويسد: «حتي در جريان پياده كردن برنامه‏هاي بلندنظرانه و آزادمنشانه، چون كمك به همكاري فنی نيز نگرش استعماري و ساير اشكال استثمار متجلّي است؛ مثلاً كشوري كه كمك‏هاي فنی به ديگري ارائه مي‏دهد اين انتظار را دارد كه كشور دريافت دارنده‏ي كمك، معيارها و الگوهاي وي را برگزيند»[2].

ميشل پانوف در كتاب فرهنگ جامعه‏شناسي در توضيح اصطلاح فرهنگ پذیری به اين تسلط و استعمار فرهنگي غرب اشاره‌کرده و مي‏گويد: «اين اصطلاح را از اواخر قرن گذشته انسان‏شناسان انگليسي‏زبان به كار بردند و مراد از آن تعيين پديده‏هايي است كه از تماس مستقيم و ادامه‏دارِ بين دو فرهنگ مختلف نتيجه گرفته مي‏شوند و از تبديل يا تغيير شكل يك يا دو نوع فرهنگ، در اثر ارتباط با يكديگر، حكايت مي‏كند؛ بنابراين، مراد از فرهنگ پذیری، جنبه‏ي ويژه‏اي از فرايند انتشار آن است. امروزه فرهنگ پذیری ـ گاهي در معناي محدودكننده‏تر ـ به تماس‏هاي خاص دو فرهنگ كه نيروي نامساوي دارند، اطلاق مي‏شود؛ در اين صورت، جامعه‏ي غالب كه هماهنگ‏تر و يا ازنظر تكنيك مجهزتر است ـ معمولاً از نوع جوامع صنعتي ـ به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم به فرهنگ حاكم تبديل مي‏گردد».[3]

در يك نگاه كلي شيوه‏هاي تهاجم فرهنگی را نيز مي‏توان از دو بعد خارجي و داخلي موردتوجه و بررسي قرار داد.

بعد خارجي

 مهاجمان با امكانات و موقعيت‏‌هاي مختلفي كه در مجامع بين‏‌المللي در دست دارند، از طريق شبكه‏هاي گسترده‏ي بنگاه‏‌هاي تبليغاتي و سخن‏ پراكني خود مي‏ كوشند با عناويني چون نقض حقوق بشر، حمايت از تروريسم، وجود خفقان و سانسور، نبودن آزادي براي زنان و مطبوعات و نويسندگان، جنگ‏ طلبي، ماجراجويي و... و با حربه‏ هاي شناخته شده و تكراري، تصويري تحريف شده و ناخوشايند از فرهنگ مقابل در اذهان مردم دنيا ترسيم نمايند و طبيعي است كه در اين راه، زشت‏ترين و شيطاني‏ ترين حربه‏ ها را بر­مي‏گزينند.

بعد داخلي

 غلبه فرهنگي غرب در كشورهاي اسلامي به دو شيوه‏ ي زير رخ مي‏نمايد:

1. ترويج افكار و انديشه‌‏هاي غیر اسلامی و حتي ضد اسلامی، تبليغ افكار التقاطي، تقدس زدايي و توهين به مقدسات، سست نمودن پايه‏ هاي اعتقادي جوانان نسبت به برخي از اصول و آرمان‏ها.

2. تجددگرايي، علم‏‌زدگي و عقل‏‌گرايي افراطي، تلاش در راه تطهير غرب و غرب‏‌گرايي، بي‏ اعتبار نشان دادن علوم و معارف اسلامي به بهانه‏ ي عدم تطابق با دانش‏هاي نوين بشري، طرح جدايي دين از سياست، ترويج بي‏ حجابي و بدحجابي و پوشش‏ هاي مستهجن و خلاف شئون اسلامي، رواج مدهاي غربي و بی‌بندوباری، تهيه و پخش فيلم‏‌هاي ضد اخلاقي ويدئويي، نوارهاي كاست مبتذل از خوانندگان فاسد و توزيع تصاویر مبتذل در سطح گسترده، توليد و پخش مشروبات الكلي و مواد مخدر در سطح جامعه، چاپ و نشر كتب و مجلات ضداخلاقي، جنايي، عشقي و رمان‏‌هاي مبتذل، تشكيل مجالس لهو و لعب و...، مشتي از خروارها توطئه‏‌ي دشمن است. ابزار ترويج فرهنگ توده‌اي غرب، تنها محدود به موارد فوق نيست، بلكه تمام موارد فرهنگ‏‌هاي مكتوب، شفاهي، عمومي و تصويري نيز از ابزارهاي ديگر اين فرايند هستند[4].

فرهنگ غربي با استفاده از ابزار فوق، تخريب فرهنگ اسلامي را مدنظر قرار داده است. مواردي از قبيل تشكيك در حقانيت دين اسلام، انتشار كتاب‏هاي ضد ديني مانند آيات شيطاني، نفي مقدسات اسلامي و نيز تحديد دين و تلاش براي حذف دين از عرصه‏ي اجتماع از اين موارد به شمار مي‏آيد[5].

البته جهان غرب علاوه بر تهاجم فرهنگی علیه جوامع اسلامی حربه­ های دیگری نظیر، استراتژی‌های اقتصادی، ایجاد تنش‌های سیاسی، جنگ‌ها و درگیری­ های نظامی و ... را به بکار می‌برد که هرکدام به‌نوعی می‌تواند در ساخت هویت دینی یا انحراف هویتی افراد از هویتشان به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم نقش بازی کند.

 

منابع:

افتخاري، اصغر و علي‏‌اكبر كمالي، رويكرد ديني در تهاجم فرهنگي، تهران: سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، چاپ اول،1377.

مسگر نژاد، جليل، جايگاه ادبيات و علوم ادبي در بازداري تهاجم فرهنگی، مجموعه مقالات كنفرانس تهاجم فرهنگي، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1373.

 

[1] محمود روح ‏الاميني، زمينه‌ي فرهنگ‏شناسي، پويايي و پذيرش، ص 101.

[2] محمود روح ‏الاميني، همان.

[3] ميشل پانوف و ميشل پرون؛ فرهنگ مردم ‏شناسي، ترجمه‏ي علي‏‌اصغر عسكري خانقاه، ص 17 ـ 18.

[4] جليل مسگر نژاد؛ جايگاه ادبيات و علوم ادبي در بازداري تهاجم فرهنگی، مجموعه مقالات كنفرانس تهاجم فرهنگي، ص 59.

[5] اصغر افتخاري و علي‌‏اكبر كمالي، رويكرد ديني در تهاجم فرهنگي، ص 51.

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « پژوهشکده بین المللی امام رضا علیه السلام- مشهد مقدس» بلامانع است.

 

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 24 تیر 1397 13:59
  • اندازه قلم