نهضت امام خمینی(ره) در بستر جریان شناسی فکری و معرفتی جهان اسلام

به گزارش روابط عمومی واحد خواهران جامعه المصطفی مشهد، نشست پژوهشی با همکاری مرکز پژوهشی مشهد با موضوع نهضت امام خمینی(ره) در بستر جریان شناسی فکری و معرفتی جهان اسلام  به مناسبت دهه‌ی مبارک فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در مدرسه عالی خواهران  برگزار شد.

گزارش نشست « نهضت امام خمینی(ره) در بستر جریان شناسی فکری و معرفتی جهان اسلام»

 

به گزارش روابط عمومی واحد خواهران جامعه المصطفی مشهد، نشست پژوهشی با موضوع جریان شناسی فکری و معرفتی جهان اسلام در تاریخ 15/11/96 در بین طلاب کارشناسی و تحصیلات تکمیلی به مناسبت دهه‌ی مبارک فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در مدرسه عالی خواهران جامعه المصطفی مشهد برگزار شد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین عصارزاده رئیس مرکز پژوهشی مشهد با تلاوت آیات 16 تا 23 سوره جاثیه سخنان خویش را آغاز نمودند:

«بحث در رابطه‌ی ارتباط دهه‌ی فجر و امام راحل و در رابطه با کاری که قرار است شما عزیزان انجام دهید. همان‌طور که در مباحث علمی درجات مختلف و متفاوت مانند دکتری و فوق دکتری است؛ در مباحث علمی نیز ‌درجه‌ای با عنوان علم و فوق علم است که بسیاری از طلبه‌ها از آن غافل‌اند.»

ایشان با طرح سؤالی از حاضران درباره چیستی علم و فوق علم، بیانات خود درباره امام راحل را چنین ادامه دادند:

«در مقایسه‌ی امام خمینی با سایر علمای دیگر، می‌بینیم که امام (ره) ویژگی‌هایی مانند عالم، مجتهد و فقیه و عارف و فیلسوف را برخوردار است که شاید تعداد دیگری از علما هم از آن برخوردار بوده‌اند؛ اما آن چیزی که امام را امام خمینی (ره) کرد و ممتاز کرد بین علماء و نگاه و چهره‌اش و حرفش و کلامش برای مسلمان‌های عالم سرمشق شد، فوق علم امام است نه علم امام. فوق علم امام بود که امام را بزرگ کرد.»

وی خاطرنشان کرد:

«فوق علم چیست؟ نمونه‌های متعدد آن قبل از انقلاب، جریاناتی ظاهراً مذهبی بودند که خیلی‌ها فریب آنها را خوردند، نمونه‌اش مجاهدین و منافقین خلق، سازمانی بود که بعداً تروریستی شد. این‌ها اول کارشان را با نهج‌البلاغه شروع کردند و از آن صحبت و بحث و تفسیر می‌کردند.»

وی ادامه داد:

«جریان دیگر به‌ظاهر مذهبی، به نام فرقان بودند که تعدادی طلبه هم در این گروه بودند که از قرآن و مباحث قرآنی برداشت‌هایی می‌کردند؛ اما امام راحل جریان‌هایی را که به اسم اسلام و قرآن و نهج‌البلاغه فعالیت می‌کردند را می‌شناخت و کنه ذات این گروه‌ها را می‌دانست؛ لذا به مردم آنها را شناساند و این فوق علم امام بود. ببینید، همین سازمان مجاهدین، انتهایش این شد که 17 هزار نفر بی‌گناه را ترور کردند. گروه فرقان نیز شهید استاد مطهری را ترور کردند.»

وی یادآور شد:

«خداوند 6 نعمت کتاب، حکم، نبوت، رزق پاک، جهانی کردن و آیه 20 سوره‌ی جاثیه یعنی بصیرت و توان تشخیص جریان‌ها را به بنی‌اسرائیل عنایت نمود.»

رئیس مرکز پژوهشی مجتمع آموزش عالی مشهد مقدس افزود:

«اینکه مباحث علمی را باید با دقت خواند، هیچ نقص و اشکالی ندارد ولی یک نکته مهم این است که باید با بیشتر احساس وظیفه کرد. چرا که بعد از درس خواندن و بازگشت به کشورتان در مقابل کسانی که می‌گویند ما از حقوق زن دفاع می‌کنیم، قرار می‌گیرید. این‌ها فمینیستی‌اند و غالباً این جریان‌ها ظاهر خوبی دارند. ممکن است فریب هم بخورید و اینجاست که شما به فوق علم نیاز دارید، فوق علم این است که شما فریب نخورید.»

وی در ادامه توضیح داد:

«فوق علم این است که خوب درس بخوانید و بالاتر از آن یک سری مهارت‌های جریان شناسی که به‌ظاهر مذهبی است را باید یاد بگیرید. بدانید که چگونه در مقابل جریان فکری که ممکن است شما را در تبلیغتان موفق نکند و از ادامه‌ی مسیرتان بازدارد، چگونه رفتار کنید. خداوند در آیه فوق می‌فرماید که باوجود داشتن علم گمراهش می‌کند، چون مقدمات علم را فراهم نکرده و دنبال هوی و هوس و... و خواسته‌های خودش رفته است. باید این را بدانید که مخاطب شما چه طرز فکر و جریان‌های فکری را دنبال می‌کند و اضله الله علی علم گمراه شده است».

ایشان در پایان افزودند:

«شما می‌توانید موقعیت‌ها و جریانات را بشناسید و البته این با توفیق الهی انجام می‌رسد، کسی که به دنبال هوی و هوس رفت به‌وسیله‌ی علمش خداوند او را گمراه می‌کند و باید بالاتر از علم را دنبال کنیم و این با توسل و توجه و توکل است که خداوند روزی‌مان خواهد کرد».

 

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

 

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 23 مهر 1397 09:26
  • اندازه قلم
حجت الاسلام عصارزاده

حجه الاسلام و المسلمين عصارزاده

عصر حاضر را با توجه به ویژگی ها و حوادثی که در آن برای نوع بشر رخ داده است را شاید بتوان عصری قلمداد کرد که در طول حیات انسان در کره خاکی بی سابقه است. سرعت شگفت آور علم و به تبع آن توسعه ی شتابناک ارتباطات و ظهور پدیده اینترنت و گوشی ­های هوشمند (Spooner 2014)[1] و نیز حرص و طمع سیری ناپذیر انسان­ها در استثمار و استعمار و به تبع آن بروز جنگ­های متعدد جهانی و منطقه ای در عصر حاضر و ده ها ویژگی دیگر این عصر باعث شده، تا رابطه و تعامل انسان­ها با یکدیگر تغییرات وسیعی را در خود ببیند. از مهمترین نتایج این رویدادها ظهور پدیده­ی مهاجرت است.

گرچه «مهاجرت امری نیست که مختص امروز و دیروز بـاشد، بلکه داسـتانی است که از هبوط آدم‌ ابوالبشر به زمین آغاز شد‌ و این قـصه‌ تـا‌ امـروز‌ ادامه دارد. بشر که همواره در جست‌وجوی کیمیای‌ سعادت‌ بوده، در پی یافتن آن و بدان امید که شاید آسـمان‌ در جـایی‌ دیـگر، به‌ رنگ دیگری باشد، کوچیدن را بارها و بارها آزموده است. هر مهاجرتی، در پی‌ خود، مراوده‌ و ارتباط فرهنگی- نه از جـنس‌ خـویشتن - را‌ می‌طلبد و این جایی است که ارتباط بین فرهنگی آغاز می‌شود. ارتباطات بین فرهنگی هنگامی‌ ظهور‌ می‌کند‌ که مـردمانی بـا فرهنگ یا‌ پاره‌ فرهنگ‌های‌ هویتی متفاوت با‌ یکدیگر‌ ارتباط برقرار کنند.» (یحیائی و کیا 1388: 137) البته این تعامل و ارتباط فرهنگی در انواع مختلف مهاجرت یکسان نیست به عنوان نمونه یک مهاجر که به دلیل تخصص و حرفه ی خود به کشور دیگر مهاجرت کرده با مهاجری که به دلیل فقر یا ناامنی مجبور به مهاجرت شده و بیشتر عنوان پناهنده به آن صدق می­کند، متفاوت است.[2] متاسفانه تقریبا بیشتر افرادی که از کشورهای مسلمان خاورمیانه برای زندگی به کشورهای غربی مهاجرت می­کنند در ذیل عنوان پناهنده وارد آن کشور می شوند. انسان هنگامی که با عنوان پناهنده وارد یک کشور شود به طور طبیعی یک نوع حق برتری به کشور میزبان می­دهد و ناخودآگاه خود را در مقامی فرودستانه می­انگارد، لذا این مساله باعث می­شود در بسیاری از امور حالت تسلیم گونه به خود گرفته و خود را بی دفاع در قبال فرهنگ و هویت جدید –که در تصور او از مقام بالاتری برخوردار است- قلمداد کند.