کوتاه سخنی درباب تجددگرایی ونواندیشی دینی در اندونزی

جریان های فکری و معرفتی اندونزی که پیشینه شان به قرن 19 می رسد بر بسترها وزمینه های ویژه اجتماعی و سیاسی جامعه اندونزی به زایش و رویش رسیدند. اما مهمترین این جریان ها، سنت گرایان اسلامی، بنیادگرایان اسلامی، تجددگرایان اسلامی، سکولارهای لیبرال، مسلمانهای سکولار، ملی گرا ها وسوسیالیست ها می باشد. در یادداشت پیش رو، به جریان های نواندیش وتجددگرای دینی پرداخته می شود.

 

کوتاه سخنی درباب تجددگرایی ونواندیشی دینی در اندونزی

 

سید حسین همایون مصباح

 

جریان‌های فکری و معرفتی اندونزی که پیشینه‌شان به قرن 19 می‌رسد بر بسترها و زمینه‌های ویژه اجتماعی و سیاسی جامعه اندونزی به زایش و رویش رسیدند. مهم‌ترین دغدغه‌ها و زمینه‌ها تا هنگام استقلال اندونزی در سال 1949 م بیشتر بر می‌گردید به استعمار و استقلال‌خواهی که تقریباً همه گروه‌ها بر آن متفق بودند؛ اما پس‌ازآن مسائل دیگری مثل توسعه و زدودن فقر و عقب‌ماندگی، عقلانیت، برابری، عدالت و آزادی، روش ساماندهی اجتماعی و حکومت‌داری ونیز چگونگی حضور دین در سیاست و اجتماع بر فراز شد و نگاه‌ها به آن متمرکز گردید. در هردو مقطع و مرحله جریان‌های اسلام‌گرا نقش و جایگاه مهم و تعیین‌کننده داشتند. جنبش‌ها و جریان‌هایی که در بازه زمانی یادشده برآمدند و نقش بازی نمودند طیف متنوع و متعدد را می‌سازند؛ اما مهم‌ترین آنها سنت‌گرایان اسلامی، بنیادگرایان اسلامی، تجددگرایان اسلامی، سکولارهای لیبرال، مسلمان‌های سکولار، ملی‌گراها و سوسیالیست‌ها می‌باشد.

همان‌گونه که بیان گردید جریان‌های اسلامی در این میان هم از حیث کمیت و هم به لحاظ تأثیرگذاری و کیفیت برجسته می‌نماید.

 جریان‌های اسلام‌گرا را می‌توان به جریان‌های سنت‌گرا، بنیادگرا، مسلمان‌های سکولار یا اسلام لیبرال، اصلاح‌طلب یا تجددگرا تقسیم نمود.

از شمار آنها به جریان‌های تجددگرا و نواندیش معطوف شده و مؤلفه‌ها و خصوصیات فکری- معرفتی آنها را شناسایی می‌نماییم.

 جریان‌های نواندیش و تجددگرای دینی بر بنیاد معیار خرد به دو دسته کلان تقسیم می‌شوند:

یک-عقلانیت دینی- اجتهادی

 اصلاح‌طلبان نماینده این جریان به شمار می‌رود. هرچند اصلاح‌طلبی در دو سیمای متفاوت نمودار می‌شود؛ بنیادگرا و تجددگرا و از آن روی که اصلاح‌طلبی در قالب تجددگرایی و نواندیشی دینی فربه و فروغمند ظاهر شده است و از سوی مقصد این نوشتار نیز ارزیابی همین جریان می‌باشد. طبعاً آن را به تحلیل می‌گیریم.

جمعیت محمدیه به رهبری مؤسس آن گیاهی حاجی احمد دهلان (1923) که متأثر از اندیشه‌ها و افکار سید جمال‌الدین و محمد عبده بود، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین جریان اصلاح‌طلب نواندیش دینی به شمار می‌رود و پس از آن حزب مسجومی به رهبری نصر از این دسته شمرده می‌شود. البته جمعیت و یا حزب محمدیه با تکیه و استمداد از اندیشه‌ها و حمایت‌های تجدد خواهان اولیه مثل؛ شیخ جمبک، حاجی رسول، حاجی عبدالله احمد و شیخ بارابک توانست به‌سرعت گسترش و مقبولیت بیابد.

 شاخصه‌های فکری و معرفتی مشترک جریان نواندیش و نوگرای دینی و جمعیت‌ها و گروه‌های منتسب به آن عبارتنداز:

1- گشایش باب اجتهاد و ممنوعیت تقلید. بر این اساس آراء و فتاوای ائمه مذاهب و بزرگان دین هرچند محترم است ولیکن فراتر از بازاندیشی و ارزیابی نیستند و می‌توان و بایست آنها را به‌نقد گرفت.

2- حضور و تأثیر پررنگ خرد و عوامل اجتماعی، سیاسی و... در روانه اجتهاد و معرفت دینی.

3- آزاداندیشی و تعقل گرایی.

4- سازگاری دین و علم جدید و وجود ارتباط و تعامل تکمیلی و جهت دهنده میان آن دو.

5- همسویی سیاست با دیانت.

6- توجه به فقه و عرفان با تأکید بر آموزه‌ها و ابعاد ذاتی و گوهری دین.

7- باور به جهان متغیر و نیز نیازها و خواست‌های نو شونده آدمیان و پاسخ‌گو بودن دین نسبت به آنها.

8- پالایش دین از خرافات، سحر، جادو و بدعت.

9- توجه به فعالیت‌ها فرهنگی و اجتماعی و سازمان‌دهی حیات اجتماعی به‌صورت نو و مدرن. ازاین‌رو این جریان برنامه‌ها و اقداماتی در جهت ارائه خدمات اجتماعی، تأسیس مدارس و دانشگاه‌ها، پرورشگاه، بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها، کانون‌های پرورشی برای جوانان دختر و پسر و... را طراحی و عملیاتی نمودند.

10- بازسازی نظام آموزشی و نیز آموزش‌های دینی به‌طور مدرن.

11- تولید و طراحی و نهادینه‌سازی الگوی توسعه درون‌زا که منجر به حفظ و تحکیم استقلال کشور گردد.

12- شریعت اسلامی زنان را در سیمای بشریت مورد خطاب و توجه قرار داده است. ازاین‌روی هیچ نوع تبعیض جنسی و جنسیتی بین زن و مرد قائل نشده و زنان حق انتخاب شدن و انتخاب کردن دارند. حق کار و فعالیت و حق مالکیت مستقل از همسران برای آنها شناخته شده است.

 13- اسلام محتوایی عقلانی و فطری داشته ازاین‌روی همسو با طینت پاک مردم می‌باشد.

14- اسلام بر برادری و برابری جهانی ونیز آسان‌گیری و مدارا تأکید و توجه فراوان داشته است. ازاین‌روی وظیفه و رسالت امروزی ما نیز احیاء و عملی سازی آن در جامعه بشری می‌باشد.1

 دو-عقلانیت سکولار

این جریان نوگرای دینی به دو شاخه تقسیم می‌شود؛ یکی شاخه مسلمان‌های سکولار به رهبری نور خالص مجید و حمایت گروه‌های دانشجویی مثل «انجمن دانش جویان اندونزی» است و دیگری اسلام لیبرال با حمایت و پیشگامی عبدالرحمن وحید رئیس‌جمهور پیشین اندونزی و گروه «اولی الابصار» متشکل از دانش‌آموختگان دانشگاه‌های آمریکا می‌باشد.

نور خالص مجید از شمار شاگردان فضل الرحمن ملک در دانشگاه شیکاگو آمریکا بود. ایشان باور دارد که دین امر فردی و عرفی است. ازاین‌روی در پی زدایش و کاهش نقش و کارکرد اجتماعی و سیاسی دین برآمد و به آن جنبه عرفی و دنیایی بخشید و هدف و کارویژه دین را اخلاق و معنویت خواند. «امور دنیوی طبق قوانین الهی تنظیم نمی‌شوند. قرآن ازنظر متفکرانی با این روحیه، الهام‌بخش و برانگیزاننده رفتار است؛ ولی قوانین دقیقی برای نظم دادن به زندگی روزمره ارائه نمی‌کند.»2 متدولوژی که ایشان در ارزیابی و فهم دین برگزید همانا روش تاریخی - تکاملی است.

پاره‌ای از آموزه‌های اساسی اسلام لیبرال و به‌خصوص گروه اولی الابصار عبارت‌اند از:

  1. تفکر و فهم آزادانه از وحی و قرآن طوری که در روانه فهم و معرفت، در موضوعات و مسائل قرانی و وحیانی تصرفاتی انجام گرفته و معانی به آنها تحمیل و داده می‌شود. به تعبیری فهم تأویلی جایگزین فهم تفسیری می‌گردد.
  2. منظور از اخوت و برادری دینی همانا برادری و اخوت انسانی می‌باشد. به تعبیر دیگر استخراج انسان‌گرایی از دین و تأکید بر آن.
  3. رسالت ما تأسیس جامعه بین‌المللی و جهان‌وطنی است. 3

از دیگر حرکت‌ها و جنبش‌های که برخی از آموزه‌های نوگرایی در آنها بازتاب دارد «شرکت اسلام» به رهبری چوکرو و دیگران می‌باشد که باور به دموکراسی اسلامی، ملی‌گرایی اسلامی، اتحاد اسلامی و تأکید بر قرآن و سنت دارد و در مقابل با هرگونه تبعیض، کمونیسم، لیبرالیسم به مخالفت برمی‌خیزد و همچنین «دارالاسلام» به رهبری کارتوسوویرجو که تأکید بر اسلام‌خواهی، اتحاد اسلامی، تساوی افراد در حقوق و قانون، باور به شکل‌گیری دولت اسلامی بر محور قرآن و با روش جمهوری دارد، می‌باشد.

از دیگر شخصیت‌های که در زنده کردن گفتمان «مدرنیته و اسلام» و به صحنه آوردن نواندیشی دینی در اندونزی نقش مهم داشته است می‌توان از محمد نطسیر (1908-1993) یادکرد. همچنین از چاندرا مظفر (1947) در مالزی، دیماسانگسی پانداتو (1947) در فیلیپین و مامادیودیا (1911) در سنگال اسم برد.

پی‌نوشت‌ها

1-دلیارنوئر، نهضت‌های نوین اسلامی در اندونزی، ترجمه ایرج رزاقی و مهدی حیدر پور، صص 17-18 و 367-369. ونیز رک: حسینی جبلی، سید میر صالح، جنبش‌های اسلامی در اندونزی، قم-بوستان کتاب،1390.

2-ایر، ام لاپیدوس، تاریخ جوامع اسلامی، ترجمه محسن مدیر شانه‌چی، ج 2، ص 280.

3-حسینی جبلی، سید میر صالح، جنبش‌های اسلامی در اندونزی، ص 319، قم-بوستان کتاب،1390.

 

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « پژوهشکده امام رضا علیه السلام- جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 23 مهر 1397 09:11
  • اندازه قلم
محتوای بیشتر در این بخش: « نواندیشی و نوگرایی دینی در ترکیه