بازکاوی اشتراکات و امتیازات دو جریان روشنفکری دینی و نواندیشی دینی

با وجود برخی اشتراکات ظاهری، میان دو مفهوم روشن­فکری دینی و نواندیشی دینی تمایزاتِ ماهوی وجود دارد که غالباً نادیده گرفته شده و در بسیاری از نوشته­ ها و تحلیل­ها هردو جریان به یک معنا گرفته شده و رهیافتی یکسان انگاشته می­شوند. این جستار کوتاه، در پی بازکاوی و بیان وجوه اشتراک و افتراق میان روشنفکری دینی و جریان نواندیشی دینی است.

 

 

  بازکاوی اشتراکات و امتیازات دو جریان «روشن­فکری دینی» و «نواندیشی دینی»

سید یحیی موسوی

  

با وجود برخی اشتراکات ظاهری، میان دو مفهوم روشن­فکری دینی و نواندیشی دینی تمایزاتِ ماهوی وجود دارد که غالباً نادیده گرفته شده و در بسیاری از نوشته­ ها و تحلیل­ها هردو جریان به یک معنا گرفته شده و رهیافتی یکسان انگاشته می­شوند. این جستار کوتاه، در پی بازکاوی و بیان وجوه اشتراک و افتراق میان روشنفکری دینی و جریان نواندیشی دینی است.

الف) اشتراکات

  1. موضوع و محور کانونی هر دو جریان روشنفکری دینی و نواندیشی دینی، «دین» و به عبارتی «دین­اندیشی» است. به دیگر سخن، بیشتر فضای تفکر این دو جریان در تصرف دین است و دین­اندیشی ویژگی برجسته و مهم‌ترین وجه اشتراک آنها به شمار می­رود.
  2. خاستگاه روشنفکری دینی و نواندیشی دینی هر دو مواجهه با مدرنیسم است؛ یعنی هر دو جریان در تعیین نسبت خود با مدرنیته تلاش نموده و به بازخوانی و بازتفسیر خود و نسبت خود با مدرنیسم دست می­زنند. در این بستر، برخلاف نگرش سنتی که از درک دنیای مدرن ناتوان است و به همین دلیل یکسره با مدرنیته سر ستیز دارد، مدرنیسم و زندگی در جامعه­ی مدرن برای هردو جریان روشنفکری و نواندیشی دینی به مسئله و دغدغه­ی کانونی بدل شده است.
  3. هر دو جریان روشنفکری دینی و نواندیشی دینی با رهیافتی نوگرایانه به تفسیر و توضیح دین و به ویژه «کتاب» و «سنت» می­پردازند.
  4. هردو جریان روشنفکری و نواندیشی با پسوند «دینی» که دارند از دیگران متمایز می­شوند. این پسوند نشانگر این است که میان آنها و متون دینی حلقه­ی وصل و علقه­ی مذهبی وجود دارد. از این رو، به این اعتبار این دو جریان متصف به دینی می­شوند که هر کدام به گونه­ای کمرنگ و پررنگ و یا شدید و ضعیف، به مقدس بودن دین و متون دینی باورمنداند.

 

ب) تفاوت­ها

  1. روشنفکری دینی با فرض پذیرش بنیادهای مدرنیته به عنوان اصول و مبانی حرکت خود، به بازخوانی و بازسازی دین و گزاره­های دینی می­پردازد. نواندیشی دینی، اما هرچند اقتضائات جامعه­ی مدرن را نفی نکرده و مدرنیسم را به مثابه­ی یک کلِ منسجم و ذات واحد و یکپارچه، کاملاً به حاشیه نمی­راند، ولی به صورت مطلق بنیادهای نظری و فلسفی مدرنیسم را نمی­پذیرد.
  2. نواندیشان دینی دغدغه­ ی زنده نگه داشتن دین و بازسازی جامعه­ی جدید بر اساس شالوده­ های دینی را در سر دارند. روشنفکران دینی اما دغدغه­ی مدرنیته و بازسازی دین و حیات دینی براساس پایه­های مدرنیسم را در سر می­پرورانند.
  3. روشنفکران دینی پروژه­ی عقلانی کردن ساحت­های زندگی و دین را دنبال می­کنند و نواندیشان دینی پروژه­ی دینی کردن ساحت­های زندگی مدرن را اجرا می­کنند.
  4. در روشنفکری دینی از آنجایی که عقل نقاد خود بنیاد سلاح و ابزار کار روشنفکر در فهم دین و سنت است، همواره سخن از برتری این عقل بر دین و سنت است و با چنین نگاهی دست به بازسازی و عقلانی کردن تمام ساحت­های زندگی بشر از جمله حیات دینی بر بنیانِ عقل مدرن می­زنند. نواندیشی دینی گرچه عقل مدرن را یکسره نفی و طرد نمی­کند، ولی همواره عقل را در چارچوب قاعده­ ی هم­نشینی «عقل و شرع» به کار می­بندد و تلاش می­کند تا از این طریق به بازسازی جامعه­ ی مدرن بر اساس آموزه ­های خردپذیر دینی دست بیابد.
  5. پروژه­ ی اصلی روشنفکری دینی، با توسل به دیدگاه خوانش «حداقلی» از دین، اساساً «کوچک ­سازی دین» و تضعیف فقه و فروکاستِ دین به گزاره­های اخلاقی است. نواندیشی دینی، اما با تأکید بر جنبه­ های عقلانی دین، در پی گسترش و فربه­ سازی دین و اصلاحات بنیادین در فقه به منظور گستراندن هرچه بیشتر چتر دین بر جنبه­ های بیشتری از حیات مادی و معنوی مومنان است. به دیگر سخن؛ پروژه ­ی اصلی روشنفکری دینی مدرن کردن جامعه و دین است. روشنفکران دینی به اشکال گوناگون تلاش می­کنند تا راه ­حل­هایی برای تسهیل فرایند مدرنیزاسیون در جامعه­ ی خود بیابند و روند گذار از جامعه­ ی دینیِ سنتی به جامعه­ ی مدرن را سرعت بخشیده و جامعه­ ی خود را به حد ایده ­آلی از مدرنیته برسانند. نواندیشی دینی اما بیشتر به سمت پروژه­ ی دینی­ سازی جامعه گرایش دارد و تلاش می­کند تا چاره ­ای برای تسهیل فرایند دینی­ سازی جامعه در روند گذار به سوی مدرنیسم بیابد.
  6. چنانکه در اشتراکات گفته شد، دین ­اندیشی یکی از وجوه اشتراک جریان نواندیشی دینی و روشنفکری دینی است. با این وجود، اما تفاوت آنها در این است که برآیند و پیامدِ دین­اندیشی این دو جریان، کاملاً از یکدیگر متمایز، ناهمساز و ناهمسان است؛ زیرا روشنفکری دینی اساساً رسالت خود را نقد بنیان­های نظری و عملی دین می­داند و نواندیشی دینی به بازخوانی و بازتفسیر متن دینی برای فراتر رفتن حوزه­ ی نفوذ دین و گسترده­تر شدن چتر دینداری همت می­ گمارد.
  7. نگاه روشنفکری دینی به مقوله­ی دین، نگاهی عرضی و ثانوی و برخاسته از اقتضائات جامعه­ ی مدرن است. از این رو، توجه روشنفکر به دین را باید در ذیل پروژه ­ی اصلی وی، یعنی مدرنیزاسیون تفسیر کرد. از آنجایی که روشنفکر دینی رسالت اصلی خود را تحقق و گسترش مدرنیته در جامعه می­داند، باید موانع این پروژه را در جامعه­ ی خود از سر راه بردارد. در چنین وضعیتی است که روشنفکر دینی به سودِ مدرنیته دست به تفسیر و بازخوانی مجدد دین می­ زند و این بازخوانی یکی از فروعِ پروژه­ ی اصلی، یعنی گسترش مدرنیته است که غالباً دین را در تنگناهای تجدد قرار می­ دهد.
  8. نگاه نواندیش دینی به دین، اما نگاهی اولی و ذاتی است و او بر اساس رسالتِ خود سعی می­کند تا گوهر دین را در دنیای جدید بازتعریف نموده و از این طریق بر دامنه­ ی دینداری و گستره­ ی شریعت در دنیای جدید بیفزاید.
  9. رویکرد روشنفکری دینی به دین، رویکردی بیرون­ نگرانه است و نوعاً از بیرون دین را رصد می­کند و نگاه کلان به دین دارد و پیوند او با دین و متون دینی غیرمستقیم و به واسطه­ ی عوامل، متون و علوم دیگر است. در مقابل، اما نواندیشی دینی نگاهی درون­ گرایانه به دین دارد و برآیند آن به صورت داده­ های جزئی معرفتی نمایان می­شود. بنابراین، پیوند نواندیش دینی با متون دینی مستقیم و بی­ واسطه است.
  10. شناخت نواندیشی دینی در حوزه­ی دین، از نوع معرفت پایه و درجه­ ی یک است و از هیمن رو، اینگونه معرفت می­ تواند در استدلال­ها به عنوان مرجع و پایه­ ی استدلال قرار گیرد. ولی معرفت دینی روشنفکری دینی، معرفتی درجه دو به شمار می­ رود که از هر حوزه و علومی ترکیب شده و ترکیب آن هم غالباً نامنسجم و غیرمنظم است. از این رو، معرفت روشنفکری دینی نمی­تواند سرچشمه ­ی استدلال­ های درون­ دینی قرار گیرد.

نقل مطالب با ذکر منبع و عنوان « مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد » بلامانع است.

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در دوشنبه, 23 مهر 1397 09:06
  • اندازه قلم